نباید اینکارو کنیم...
گاییدنه...
همکار و مدیر تیمم...
الان دیگه آماده شدی
وقتشه همین الان
بکنمت
اون مادر دختریه
که زندگیمو تباه کرد
بالاخره وقتش رسید...
یک ماه قبل.....
(مدیر تیم)
یک پیام دریافت کردید
برای خواندن کلیک کنید!
مدیر میخواد
منو ببینه؟؟؟
یعنی چیزی شده؟!
اسمم سئوک دوهون عه
و تازه دیروز یسال شده
که دارم تو این شرکت کار میکنم
گشادیم میاد تا دفترش برم
یکم دوره...
وقتی که از دبیرستان
ترک تحصیل کردم
از اجتماع میترسیدم
ولی بهش غلبه کردم
و تونستم تو آزمون GED قبول شم
و درعوضش تونستم
تو یه دانشگاه ملی متوسط
فارغ التحصیل شم
خوبیش اینه تونستم
یه شغلی گیر بیارم
باورم نمیشه که یساله
از کار کردنم تو اینجا میگذره
دفتر مدیریت تیم
اگه ازم بپرسن به غیر
از کار کردن کاره دیگه ای
تو زندگیم کردم...
جواب میدم...
بیا تو
بیا تو دوهون
کارت داشتم...
این مدیر تیممونه...
بله کارم داشتین؟
مدیر تیمه
لی سو هی
یه آدم عالی
که باتوجه به سن کمش
به موفقیت بزرگی رسیده
همه آدمای تو شرکت
بخاطر همه چیش عاشقشن
مدیرمون از همه نظر عالیه
دوهون؟!
عه بله؟!
باز داشتی
خیال بافی میکردی؟؟
بزار ببینم...
بوی الکل میدی که
تو دیروز با همکارات
باز مست کردی ها؟؟؟
آ..آره...
ههه ههه
حدس زدم
بدن زیبا و سکسیش...
تو برا یساله شدن
جشن گرفتی
آره؟؟؟
منم برا همین
گفتم بیایی اینجا
داشتم فکر میکردم
چه خوب میشه باهم دیگه
روی این پروژه کار کنیم
پس مشتاقانه
منتظر کار باهاتم...
حرفاش یه چیز دیگس
کاراش یه چیز دیگه...!
اونو بخور تا کمی
سرحال ترشی
تو سالن اجتماعات منتظرتم
باشه...
بهترین تلاشمو میکنم...
اولین جلسمون
قراره چطور باشه؟
چه طاقت فرسا...
خب هیچی
من که فقط میشینمو
گوش میدم
اینطوری که نمیشه
باید توهم یچیزی بگی که
پس که اینطور...
ما دونفری
تو شیفت شب کار میکنیم...
ولی اصلا ناراضی نیستم...
همه آدما تو شرکت
از جمله مایسل...
رویا دست زدن
به کون مدیرو دارن
ولی این فقط
یه رویاعه...!
خوش اومدید!
مستقیم میخوای بری خونه؟
آره میتونی
منو تا ایستگاه ببری؟
حتی یه مردم نیس
که مثل من انقدر به مدیر
نزدیک شده باشه...
نه نمیتونم...
چون اون به این راحتیا
به دست نمیاد...
دخترم امروز اومده
باید برم پیشش
البته اون دختر داره...
کارات تو این یسال
چطور پیش رفت؟
ساله خوبی بود برات؟؟
خب چی بگم والا
بدک نبود...
راستش کمی نگرانت بودم
روز اولی که استخدام شدی
ولی بعدش خیلی خوب
تونستی اجتماعی بشی
و تو کارات پیشرفت کنی
آفرین تو عالی بودی
آینده ازت انتظار های
بیشتری دارم...
خیالت راحت
نا امیدتت نمیکنم
خب دیگه
وقتشه بریم خونه
آره درسته
فعلا
اون تنها زنه سکسی و خوشگل
شرکتمونه که همه آرزو داشتنشو دارن
اون شبیه میوست
یه میوه خوشمزه که
همه دنبالشن
دوست دارم یبار
باهاش شام بخورم...
اون دیگه کیه؟؟؟
ای بابا اینجا چه خراب شده ایه...
چرا گیج میزنه؟
نکنه گم شده؟
ببخشید
شما گم شدید؟؟؟
هاااا...؟
سومی...؟!
همکلاسی
دوران دبیرستانم...
کسی که خیلی
اذیتم میکرد...
بخاطر اون بود که
ترک تحصیل کردم
و از اجتماع میترسیدم
خودت میدونی
که باید چه غلطی کنی؟!
لیسش بزن
عوضی لعنتی
عزیزم!!!
دنبالم میگشتی؟
مامان
معلوم هس کجا بودی؟
ولی من رفته
بودم پارکینگ که
راستی نگفتی
برنامت امروز چیه؟؟؟
خب معلومه دیگه
خوردن یه شام خوشمزه
اونم با مامان خوشگلم
یعنی سومی...
دخترشه؟؟؟
آخه چرا یه عوضی مثل اون
باید باز ببینمش؟؟؟
چرا اونم دقیقا الان؟؟؟
آره باید
انتقام بگیرم...
اه لعنتی...
حتما میگامت
انتقام...؟!
آره درسته
یه راهی برا انتقام هس
همونطور که منو
عذاب داد...
منم عذابش میدم
با از دست دادن یه چیز با ارزشش
مثل...
کسی که براش
خیلی مهمه
آخیش...
امروز خیلی خسته شدم
اینام که هیچ
کمکی نمیکنن...
جوون بودن خیلی خوبه...
هی یادش بخیر جوونی...
مدیر
داشتم فکر میکردم
یه قهوه ای بخوریم
دوست داری
برا توهم درست کنم؟
عالیه
درست کن برا منم
دوست داری خیلی داغ باشه؟
نه بابا خوشم نمیاد
ببخشید مدیر...
جدیدا خیلی
بهم خیره نمیشی؟!
هاهاها
ببخشید...
تصمیم دارم
اولین کسی باشم که
اون میوه رو میچینه
برا خودش...
میدونم که احمقانست...
ولی یه دلیلی برا
انجام این کار دارم...
منظوری نداشتم
فقط متعجبم چطوری میتونی
این همه کار کنی
اونم بدون خستگی؟؟؟
خب معلومه دیگه
حتما چون جوونی...
برا همین بهت
خیلی زل میزنم
دلیلم انتقامه...
پس میخوای بهش
دست بزنی؟!
وقتی تنهاییم
باهاش مشکلی ندارم...
قول میدم که
مادرتو حتما میگام...
چیییییی؟؟؟
سخت ترین انتقامو
ازت میگیرم سومی...!