قسمت 124
هنوز کلی حرف دارم
میخوای امشب با
هم بخوابیم؟
خیال خامی داشتم
یادته اولین بار اومدیم اینجا؟
حتی نتونستی چراغ رو
روشن کنی، خیلی باحال بود
یادم نمیاد
راستی، درباره چی میخواستی حرف بزنی؟
یکم صبر کن
میخوام بغلم کنی
هیس!
عمم
حالا نوبت منه
شورتت
خیس شده
از وقتی بیرون بودیم
همینجوری بود
تقصیر توئه آجوشی
هااع
از قبلنا خیلی حساس تر شدی
بخاطر اینه که
چند وقته سکس نکردیم؟
آره
تو باعث شدی
اینقدر انتظار بکشم
نمیدونی چقدر دلتنگت بودم!
تو حتی بهم نگفتی
مامان از کارش استعفا داده
نمیخواستم
نگرانت کنم
میتونم؟
من میخوام
نگرانت بشم آجوشی
نه، لازم نیست
هااع
هااه
وایسا
آااه
اگه یهویی اینجوری
محکم میک بزنی...
هااه
هااا...
چرا نمیتونم...
نگرانت باشم؟
عااع
چون برات هیچی
نیستم، مگه نه؟
عاع
نه، بیخیالش
ببخشید که بچه بازی
در آوردم...
هااع
اصلن و ابداً
هیچوقت اینجوری
بهت فکر نکردم
امروزم ...
تا تهش با من باش
نمیخوام ولت کنم
چقدر عرق کردی
کثیف شدم؟
نه، اصلن!
حس امنیت، آرامش...
این چیزیه که همیشه آرزوش رو داشتم
امروز خودت نیستی
چی شده؟
این کار رو سخت میکنه، نه؟
تو از خواهرم
متنفری آجوشی!؟
شنیدم همکلاسی بودین
چرا تظاهر کردی
نمیشناسیش؟
من با هرچی که
تو بگی مشکلی ندارم
لطفاً بگو