قسمت 63
به قول خودت
گذشته ها دیگه گذشته
هاها
ععع!!
نه اینجا نمیشه
یعنی چی؟!
ممکنه
ینفر ببینه
هیس!
مترجم: LichKing
اگه یکی
ببینه چی؟
دوهون...
هی شما دوتا!
داشتین چیکار میکردین؟
خانوم سوهی!
عه
داسوم یکم احساس
سرگیجه میکرد
براهمین...
خانوم داسوم
ما اینجا یه جلسه داریم
ممنون میشم اگه برید
آهه
نه! من میخوام..
البته اگه ممکنه..
اونم به تیم ما
اضافه بشه
چی؟!
آقای دوهون..
من چرا؟!
چون من اعتماد
بنفسم کمه..
میخوام اون باشه کمکیم
اشکال که نداره؟
خودتم راضی؟
مجبور نیستی
قبول کنی
آره!
دوست دارم
منم باشم
دوهون...
هاها
چی تو
سرت میگذره؟
داده های ماه گذشته
اینجا ذخیره شدن
میتونی کپیشون کنی
هر اطلاعاتی خواستی
برو به سراغ رائه های قبلی
من دارم میرم
هومم
شماهام دیگه
تمومش کنید
تا فردا تموم میشه؟
نه فکرنکنم
حالا خودم
بهتون میگم
امم..
بیخیال، من رفتم
بنظرت چی
میخواست بگه؟
هرچی که هست
مربوط به تو میشه
چون با منی
شاید بهتر بود
منم باهاش میرفتم
انگار اصلا امروز
یجوری بود
من که چیزی نفهمیدم
چیزی نفهمیدی؟!
تو که بیشتر اوقات
با سوهی کار میکنی
خب که چی؟
ما فقط همکاریم
هومم
واقعا؟؟
اونوقت ما چی؟
آخخ
یعنی ماهم..
فقط همکاریم؟
نمیدونم چرا انقدر
استرس دارم
اتفاقی که بینشون
نمیفته ها؟
هاههه
دوهون..
عجله کن
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com