منظوری نداشتم
فقط متعجبم چطوری میتونی
این همه کار کنی
اونم بدون خستگی؟؟؟
خب معلومه دیگه
حتما چون جوونی...
برا همین بهت
خیلی زل میزنم
دلیلم انتقامه...
پس میخوای بهش
دست بزنی؟!
وقتی تنهاییم
باهاش مشکلی ندارم...
قول میدم که
مادرتو حتما میگام...
سخت ترین انتقامو
ازت میگیرم سومی...!
منظورت چیه؟
چیرو دست بزنم؟!
شوخی جالبی بود...
هاهاهاهاها
یعنی منظورش...
خب ببخشید
منظوری نداشتم
چه دستای
محکمو و سفتی داره
میتونم رگ هاشو حس کنم
دستاش خیلی گرمه
پس یعنی خود بدنش
چجوریه؟؟؟
چطور بود؟
خوب بود؟
ها چی خوب بود؟
اها آره عالی بود
حتما پیش دخترا خیلی محبوبی
تو خونه یه سری
تمرینات مخصوص
انجام میدم
چرا یدفعه اینطوری شدم؟؟؟
انقدر ضربان قلبم رفته بالا؟؟؟
منظورش از دست زدن
یعنی لمس دستش بود
آره حتما اشتباه فهمیدم...
خب دیگه کم کم
برگردیم سرکارمون
ای وای
نه نه نه
بهتر از این نمیشه!
هاااا...؟
خیلی ببخشید دوهون
حالت خوبه دیگه؟
وایسا الان
پاکش میکنم
تورو مال خودم میکنم...!
ققط کمی زمان میخوام...
یذره زمان...
هان سومی...
بخورید
نوش جان
ممنون...
اون خیلی نازه...
آرههههه
بهت گفتم دیگه
اون خیلی زیباعه
بخاطر خوشگل بودنم
خیلی محبوبم...
درسته من مدیر کافم
ها؟
چی میخوای؟
من...؟
تو...؟
برا چی...؟
همش تقصیر توعه
همیشه یه جوری رفتار میکرد...
که انگار یه بی گناهه...
سعی کردم اونم چندین بار
که زندگیمو کنم...
و کلی سال ها تلاش کردم
که فراموشش کنم...
ولی الان که پیدات شده
ازت نمیگذرم...
باید جبران کنی...!
امروز آخرین روزهه
پروژست...
روزی که نوبت من میرسه....!
حالا که تموم شد
میتونیم کمی استراحت کنیم؟
آره مشکلی نیس
ولی باز یکمم اضافه کاری داریم
اضافه کاری؟!
چاره ای نیس...
یه چیزی چاپ کردم...
پس کجاس؟؟؟
زندگی تباه شدمو
بالاخره پسش میگیرم
عه برقا رفت؟
باید برای انتقامم
ریسک کنم...
تو اینجایی؟!
چشام چیزی نمیبینه
بالاخره بعد یه
هفته نقشه کشیدن...
میتونم امروز عملیش کنم
چیزی که فهمیدم
دربرابر بدن مردا خیلی ضعیفه
د..دوهون...؟
تو خیلی بهم
نچسبیدی؟؟؟
مطمئنم ارزششو داره...
آره باید
انجامش بدم
امممم مدیر...
ببخشید...
نباید لفتش بدم...
اول باید...
با یه بوسه شروع کنم....
درست حدس زده بودم
لباش فوق العاده نرم و خوشمزن
هاااه...هاااه...
دو..دوهون داری چیکار میکنی؟
دیگه هیچ راهه
برگشتی نیس
داری چه غلطی میکنی
ها؟؟؟؟؟
ببخشید خیلی لفتش دادم!
ولی خیلی وقته
منتظر این لحظم...
ازت معلوم بود که توهم
منتظرش بودی...
هربار وسط کار
به هر بهونه ای لمسم میکردی
پس توهم
حتما میخواستی
انجامش بدیم ها؟؟؟
نه اشتباه نکن...!
نگا کن...
چه سریع خیس کردی
وا..وایساااا...
حق نداری بهم دست بزنی
درکت میکنم...
راضی کردن یه زن موفق
خیلی سخته...
ولی بهت قول میدم
که ازش لذت میبری
نه این درست نیس...
گفتم بس کن!!!
بهت گفتم
کار درستی نیس
نباید اینکارو کنیم...
فهمیدی دوهون؟؟؟