قسمت 86
سرت خیلی
شلوغه؟
بیا دنبالم!
توقع نداشتم جلوی بقیه
اونجوری باهام برخود کنی
الان این چیزی نیست
که مهمه
مستقیم میرم
سر اصل مطلب
دخترمو دیدی؟
هیس!
مترجم: LichKing
دخترت..؟
کدوم یکیشون؟
یعنی چی آقای دوهون؟؟
هه شوخی کردم
میدونم منظورت سومیه
آره با بچه ها
همو دیروز دیدیم
واسه چی؟
مشکلی وجود داره؟
سومی عجیب
رفتار میکرد
چیز عجیبی که نگفتی؟
اون بچه مهربون..
جوری شروع به فریاد زدن کرد
که انگار کس دیگه ای بود
اولین بار که
اونطوری میدیدمش
براهمین خواستم بدونم..
چیزی بهش گفتی؟
نگران نباش
فقط بهش سلام کردم
همین!
وا.وایسا..!
یا نکنه انتظار داشتی..
بهش بگم چه اتفاقی
برای مادرش افتاده؟
بنظرت دوست
داره بدونه؟
چی.چیکارمیکنی؟؟
تو منو به اینجا رسوندی
تا از چشم بقیه کارمندا دورباشم
خانوم سوهی
نگو که انتظار
اینو نداشتی؟
ععع!!
نه اینجوریام
نیست..هاهه
نگران دخترت نباش
هرکس جنبه های
مختلف خودشو داره
اگرچه دختر خوبیه
ولی جنبه های متفاوت خودشو داره
که تو ازشون خبرنداری
بازم که این
حرفارو میزنی!
همینطور تو یه مادرخوب
و یه زن موفقی
ولی تا یکم لمس میشی..
از یه جندم بدتر میشی
مثل الان
دیگه چه بسا که
سومی هم دختر خودته
مگه تو
چی میدونی؟!
سومیه من خیلیم
دختر خوبیه
انگار تو کسی هستی
که نمیدونه
یا خودتو زدی به ندونمی
هرچی که هست..
این مجازاتته
خانوم سوهی؟!
آماده شروع کردن
جلسه هفتگی هستین؟
چرا انقدر..
آره ببخشید داشتم
به چیزی فکرمیکردم
بیایید شروع کنیم
رو حرفاش اصرار داره؟
اون پایین
هنوزم خیسه
علاوه بر این، لباس زیرم...
نمیتونم تمرکز کنم
خیلی آب مینوشی
انقدر تشنه ای؟
سر به سرم نزار
مقصر این اتفاقا کیه؟
ینفر متوجهمون میشه ها
عه دیوونه شدی؟!
بهت گفتم این مجازاتته
ولی تو جلسه ایم!
هااااع!
از اینکه نمیونی
خوب حسش کنی
ناراحتی؟
هاههه
اگه میخوای
تا تمومش کنم؟
عااههه