قسمت 119
همونجوری که انتظار داشتم
تو بزرگترین آشغال اینجایی
آره
حالا که کنار هم دراز کشیدین
صمیمی تر بنظر میاین
کص دوستت رو وا کن
هیس!!
یخرده بهتر انجام بده
هنوز نشتی داری
خودت اینکارو
باهام کردی
چقدر زیاد بود!
دستت رو بکش جنده!
حتی توی این وضعیت
بازم پررو بازی درمیاری
هااع
کونتُ یکم
بیار بالا
دوباره میخوای
بکنیش؟
همین الان کردیش!
هاایی
با اینکه بار اولته...
اینقدر بهت داره خوش میگذره
که هربار تلمبه میزنم کونت میلرزه
عااع
مشخصه استعداد داری
خفع شـــــو!
آااه...فاک
جنده خیابونی
کدوم جندهای از
اینکه بهش تجاوز
میشه لذت میبره؟
پس باید خشنتر بگامت
هااییی
حسودیت شد؟
تو رو هم میکنم
منتظر باش
چرا اونُ برداشتی؟
با این باهات
بازی میکنم
وایسا
یکم سفته، نه؟
عااع
کصت خیسه واسه همین
راحت رفت توت. کی اینقدرخیس شدی؟
هااه
آااخ؟ چرا اون
رو کردی توم؟
هااع
هااه
این یه جایزهی مهمه
باعث نشد حس بهتری پیدا کنی؟
آاه
هااع
تا حالا دیده بودی
دوستت اینجوری شه؟
نگران نباش هان سومی
کاری میکنم دوستت هم
مثل خودت تحقیر شه
تو خیلی روانی هستی
چرا اینقدر زیادهروی میکنی
هااایی
عاایی
میشه من دیگه
ادامه ندم؟
چرا فکر کردی
همچین اجازهای داری؟
هااه
آی!
شما هردوتا
یه تیکه آشغالین
تو برای نجات خودت
دوستت رو فروختی و
حالا نمیدونی اشتباهت چیه؟
حرومزاده
این چیزی نبود
که بهم گفتی!
تو گفتی فقط
با اون حسابت رو تسویه میکنی
جندهی عوضی!
اینا همش تقصیر توئه!
آاع
چی؟ تقصیر منه؟
اگه تو از اول مثل
یه آشغال رفتار نمیکردی...
هااع
شما دوتا
دعوا کردن بسه!
از حالا شما
اسباب بازی من هستین
باید با همدیگه
کنار بیاین
عااع
هاااه
هااعاع
واسه فردا برنامهای
نداری، مگه نه؟
هااه
امشب قرار نیست
بخوابین!
اگه کار داشته باشین
خسته میشین
عاایی
هاایی
سعی کنین به همدیگه کمک کنید
جندههای
دوزاری!