قسمت 112
سومی، بازم توی
مدرسه تشویقی گرفتی؟
اگه بچهی خوبی باشم
برای یه بارم که شده
مادرم رو که همیشه ناراحت بود
میتونستم خوشحال ببینم
واسه همین همیشه
سخت تلاش میکردم
چون میخواستم دختری باشم
که مامان و آبجیم آیونگ بهم افتخار کنن
فقط همین برام مهم بود
هیس!
معلمت میگه
تو یه دختر نمونه
هستی
خیلی بهت
افتخار میکنم سومی
آره مامان
دارم میام خونه
عذرخواهی کن
من سعی کردم
همه چی رو فراموش
کنم و به زندگیم
ادامه بدم
چون این راه
سادهتری بود
ولی وقتی دوباره
دیدمت، کنترلم
رو از دست دادم
شاید خاطراتم کمرنگ شده باشن
ولی زخمام هنوز سر بازن
هاا...
احمق، داری چه
زری میزنی؟ چرا
باید ازت عذرخواهی کنم؟
درسته
هیچی عوض نشده
چطور دوتا خواهر
میتونن اینقدر متفاوت باشن؟
وقتی دیدمت
بهت گفتم
تمومش کن!
صدات رو بیار پایین
مردم میشنون
از آیونگ راجبه
پدرت شنیدم
کل شب راجبش
حرف میزد
خیلی دلم براش سوخت
با آیونگ خوابیدی؟
خب، باید صادق باشم
لعنتی... ببخشید
ازت عذرخواهی کردم
پس تمومش کن
یه شانس دیگه
بهت میدم
زانو بزن
اوه
پس واقعاً خونوادهت
نقطه ضعفت هستن؟
باشه، لطفاً
دیگه به خونوادهم
نزدیک نشو
چون توی هواپیما
هستیم نمیتونم بلند بلند بخندم
این بار ازت میگذرم
ولی اگه بازم ببینم پررو
بازی درمیاری به حسابت میرسم
من به آیونگ توضیح میدم
دیگه لازم نیست دوباره
همدیگه رو ببینین
دوباره
یادته؟ قبلاً عادت داشتیم
از این بازیا بکنیم
رنگ شراب به
یونیفرمت میاد
چیکار میکنی؟
باید پاهام رو
ماساژ بدی، یادت رفت؟
هی، تمومش کن
ببخشید
چرا هیچکس
اینجا نیست؟
بله خانوم
چیزی نیاز دارین؟
سومی کجا رفت؟
حرومزاده
لطفاً این
سمتی نیا
عااع
هااع
آع
بیخیال
لباسم رو
کثیف کردی
دنبالم بیا
باید خودت تمیزش کنی
سونگمین لی
مادرجنده
تا کجا میخوای
اذیتم کنی؟
دیگه یه زن بالغی
ولی هنوز بلد نیستی
عذرخواهی کنی؟
حالا هم لباس
یه مرد محترم رو
کثیف میکنی
گمشو حرومزاده
سرم درد گرفت
وایسا تا فرود بیایم
فوراً گزارشت رو میدم و ...
هرکاری میخوای بکن
تو چیزای بیشتری
برای از دست دادن
داری تا من
خیلی فکر کردم
چیکار کنم تا حس گوه
بودن کنی
ولی حالا که
این رفتارت رو دیدم
فهمیدم جندهای مثل
تو که جایگاهش رو نمیشناسه
باید اینجوری
ادبش کرد