قسمت 68
هوممم
هومم
بالاخره که من
قضیه رو میفهمم
پووآاه!
کافیه
جیغغغ!
ولی دوست دارم
از زبون خودش بشنوم
هیس!
مترجم: LichKing
عااااح
عاااااااحح
ععع!!
وایسا لباسامو دربیارم
باید امشبم بپوشمشون
گفتمم وایساااااااااا
وایس!
میگم..
هاهه؟
اونی که دیدیم..
انگار اون تورو
خوب میشناخت
چون درباره دخترتم میدونست
خب که چی؟
چرا همش بحث اونو
میکشی وسط؟
هاهه..هاهه..
قبلا..
باهم یه سلام
علیکی داشتیم
که گذشته
عااااح
یواشش تر
دردم میاد
خیلی خشن میکنی
عاااااااحح
پس فقط درحد..
سلام علیک بوده ها؟
میخوای بازم بکنی؟
لااقل..
آروم
عااحح
بابا تو چرا نمیفهمی!
میگم آرومم
پارم کردی
چون حقیقتو نمیگی
هاااا؟!
من که میدونم خیلی
بیشتر از این حرفا
بهم نزدیک بودین
آهه
هیچی بینمون نیست
عااییی!
خوب نشنیدم چی گفتی
دوباره راستشو بگو
با توام!
آی وحشی!
هاهه..هاهه..
اون...
اون پدر بچه هامه!!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com