هیس! قسمت ۱۸ از ۱۲۹۳۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰
.18.
انگشتتو بکش بیرون
همین الان!
داری درباره چی
صحبت میکنی؟
میگم بکش بیرون
بدتر میکنی...؟
خیلی نفرت انگیزی...!
دستیار مدیر داسوم
هرچه بیشتر فروش میکنم تو...
بیشتر کصش تنگ میشه
هیس!
مترجم: LichKing
مطمئنم اون سوراخ
یه جای کثیفه و نباید
چیزی واردش بشه...
ولی چرا من انقدر لذت میبرم...؟
اههههه تو...
بس کن دیگه...
دارم اوج سکس رو
با دوهوون احساس میکنم
بنظر میرسه خیس تر
از حد معمولی...
انگار اون سوراخ کوچیکه
بهت حس خوبی میده ها
من نمیدونم...
همچین چیزی...
منظورت چیه؟!
حرفتو واضح بزن
وگرنه از اینجا میپرسم!
اینجا از خودت
روراست تره
نکن الان
خیلی حساسه...!
اگه همزمان کصشو
با جفت نوک ممه هاش
درگیر کنم...
و همینطور
سوراخ کوچیکش...
اینطوری تازه میتونم
احساس کنم که کصش
داره تنگ تر میشه
واقعا احساس
عجیبی دارم...
احساس میکنم دارم
دیوونه میشم...!
بزار یکم استراحت کنم
همینطور که از
چهار طرف دارم
بهش فشار میارم...
چشماشم درحال
بی حس شدنه
و حتی بیشترم
درحال خیس شدنه
دوهوون
حتی منم دیگه
نمیتونم نگهش دارم!
تو همیشه
همینطور بودی؟!
احساس میکنم
هیچوقت از سکس با تو
خسته نشم...
منظورش چی بود
که من همیشه اینجوریم؟!
اههههه دوهوون!
بکشش بیرون!
چرا وقتی ازم میخوای
بکشمش بیرون...تنگ
تر میشی؟؟؟
من الان
تموم میکنم...!
هاههههه...!
این همه اب
خیلی گرمه...
خیلی کصت تنگ بود
بزور کشیدمش بیرون
نکنه قصد داشتی
کل خونه رو پر کنی؟!
خب مشکلش چیه؟
دوست داشتی
چیکار کنم؟
هاااا...؟
پایان دادن بعد
یه دور بنظرم
خوب نیس
من که خوشم اومد
شما چطور دستیار مدیر؟
کاندوم؟!
چرا باید همچین چیزی
با خودش داشته باشه؟؟؟
یعنی میخواد
اینکارو بیشتر
انجام بده
همین یبار انجامش
باعث شد احساس کنم
که چه ادم خطرناکیه
بیخیال...همه اینا
موقعی اتفاق افتاده
که تحت تاثیر الکل بودیم
پس بیا تمومش کنیم
ولی...
خب...
به هرحال...هرچند اشتباهه
فقط برای امشب...
چرا...
انقدر اون پایین
میلرزه که نمیتونم
تحمل کنم...!
امکانش هست؟!
که اینطور...
بنظر منم یکی
یا دوبار کافی نیس...
برای تموم کردن سکس
حتی با وجود اینکه
همین الان انجامش دادیم
بازم کیرش سفته...
شاید بخاطر چیزیه
که قبلا مینوشیدیم!
مغزم دیگه
رد داده...!
پس من ادامه میدم
باشه فقط آروم تر
اههههه...!
احساس خوبی دارم!
دوهوون...!
بیشتر...
خشن تر انجامش بده...!
حتی بعد چندبار انجامش
بازم میتونم...
تو که حالت خوبه؟
آرههههه من خوبم
پس...
بیا بازم ادامه بدیم
خانم داسوم...؟
هنوز بیداره؟؟؟
اونم با همچین صدای بلندی...
راستی...
اون گفت که میاد...
شاید امروز نمیاد...
مامان گوشت
با منه؟؟؟
اها آره ببخشید
یلحظه به چیزی
داشتم فکرمیکردم...
اصلا چرا دارم بهش فکرمیکنم
اتفاقا بهتر نیس که نیومده؟
ولی نمیدونم چرا
همش فکرش تو سرمه
خب داشتیم...
درباره چی
حرف میزدیم؟
اها یادم اومد
داشتم میگفتم فردا میام
تا ببرمت مامان
پس یادت نره
فردا میبینمت
شبت بخیر مامان
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 18 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 19

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی هیس!
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت