قسمت 100
انجیل میگه...
زن دوستتونُ
نگایین...
یعنی...
چطور میتونه همچین
چیز فوقالعادهای رو منع کنه؟
هیس!
هاا
شوهرت همینجاست
مطمئنی اشکالی نداره
که داری بهم کص میدی؟
هااع
از این...
حرفا نزن!
تو باعث شدی
اینجوری شم
دوست دارم
هر روز بهت کص بدم
میدونی برای اینکه کصم
واسه تو حاضر باشه چند
روزه سکس نکردم
جدی؟
لطفتُ
میرسونه
آااه
هاااه
فقط حرف نزن
بوسم کن
هاا
انتظارات زیادی داری
دلم میخواد
شکنجهت کنم
عووممم
فقط باید
انگشتتُ لیس بزنم
نمیخوای بهم
لب بدی؟
هاا...هااه
فکر نمیکنی اگه
همش با هم باشیم
عاشق همدیگه شیم
خیلی ناز شدی
میخوام یه کاری
کنم بیشتر از اینا
حال کنی
هااع
لطفاً اینکارو
برام بکن! آقای بومسو؟
میشنوی؟
آره، میشنوم
اینا کجا رفتن؟
اومده بودن
ماشینُ ببینن!
هاا!!
توی ماشین
جا خیلی کمه
هاایی
اینجوری
بهتر شد
وقتی اینقدر
نزدیکیم صدای
نفس زدناتُ میشنوم
خیلی خوبه
هااع
جای تعجبی هم نداره
هر بار که تلمبه میزنم
آبت میپاشه بیرون
صندلی کاملاً
خیس شده
اوپا گفت خودش
تمیزش میکنه
نکنه عصبانی شه
فکر نکنم
خودت ازش
بخواه
همینجاست
اوپا؟
بهش نشون
بده چقدر...
عاع
ماشینُ کثیف کردی
هااع
Lord