.قسمت ده.
هاااا...؟!
آقای دوهوون؟!
دیگه نمیتونم
جلوی خودمو بگیرم
امروز خیلی سعی کردم
که کاری نکنم...
الانم که کسی خونه نیست
از هان سومی ممنونم!
هیس!
مترجم: LichKing
اینجا که 24 ساعته بازه
پس چرا انقدر عجله کردم؟؟؟
عجب خریم ها!
بزار ببینم
میوه هاش
بنظر خوبن
ملون؟
امروز این میوه
مورد علاقه توعه
دهنتو بازکن
آفرین پسر خوب
تو باید اینو بخوری
دهنتو درست بازکن دیگه
بزودی میفهمم!
بنظر خوشمزه میاد...
نه نکن!
سومی الاناس
که برگرده...
کی اهمیت میده
که گرفتار بشیم؟
ما میتونیم بعدا
همه چیو به همه بگیم
وایساااا!!!
ولی الان میخوام
فقط از این فرصت
استفاده کنم
بهتره عجله کنم...
قبل اینکه خیلی دیر بشه
تو خیلی...
خشنی
میگم بکشش بیرون!
بهت گفتم
اینکار درست نیس
یادم نمیاد اینارو
کی گفتی...
ولی واقعا دلیلی هست که بخوام
بعد اخراج شدنم بهت گوش بدم؟!
اههه وایس...وایساااا...!
تو خیلی بدجنسی...
اصلا امکان نداره
بنظرم که مدیر
داره لذت میبره
درواقع سعی میکنم
مقاوت کنم ولی بخاطر الکل
بدنم گوش نمیده!
ولی مجبور به ناله کردن نیستم
اما نمیتونم...نمیتونم نکنم...
خیلی عمیقه!
مدام به نقاط حساسم
تلمبه میزنه...
چطوره...؟
حالا الانم واقعا
میخوای بکشمش بیرون؟
بس کن!
باید جلوشو بگیرم...
آره بکشش بیرون...!
انگار ذهنم خالی شده
درست نمیتونم فکرکنم
اههههه
پاهام درد میکنه...
انرژی برام نمونده...
نمیدونم چه مرگم شده...
ولی اگه سومی...
همه اینهارو ببینه...
مامان!
من برگشتم
هنوز داری دوش میگیری؟
سومی تو نباید
اینو ببینی!!!
مامان...!
نهه...اون...
اه نباید به
اینجا کشیده میشد
اگه واقعا همه چیو ببینه
دیگه هیچ راه برگشتی نیس...
هاهاها
تو خیلی لجبازی ها
دوهوون؟!
سومی بزودی میاد
قول میدم
زود تمومش کنم
پس کمتر لجبازی کن
اهههههههههههه
باشه لجبازی نمیکنم...
لطفا قبل برگشتن سومی
تمومش کن...
این شد یچیزی!
ولی این کافی نیس!!!
باید التماسم کنی
که زود تمومش کنم
چیییییی؟؟؟
تو قول دادی
چرا میزنی زیرش
خیلی نامردیییییی!
لطفا...
خواهش میکنم
زود تمومش کن...
قبل اینکه دخترم برگرده
با ابت پرم کن!!!
ادامه دارد...
مترجم: LichKing