قسمت 64
دیگه از پسش برنمیام
گفتن تا وقتی داخلش نکنی
مشکلی پیش نمیاد، مگه نه؟
تا وقتیکه نره توم
عووممم
چی بود!؟
هنوز که کاری نکردم
صدای نالهم دراومد
بدنیست
قبول دارم حسابی
مجهزی، ولی...
نباید شلوغش میکردی
این فقط دفاع از خودمه
فکر نکن این
کار ناعادلانهست
فقط دارم به
بدنم میمالمش
خیلی حال میده
آاه!
دیگه نمیتونم جلوی
نالههامو بگیرم
چرا اینقدر خوبه؟!
کیرش یه انرژی
عجیب و خاصی داره
با اینکه تو ورزش کردن
اینقدر دستوپاچلفتیه
لعنتی...
این کارم درسته؟
نمیدونم چی بگم
هرچی بهش فکر میکنم
دارم بیانصافی میکنم...
اون که خوابه...من دارم چیکار میکنم؟
دارم با این دیوونه عشق و حال میکنم
بیخیال، کیرتوش
تو بودی که منو به
این روز انداختی!
این انتقامه!
دارم تنبیهت میکنم!
هان
چی؟! همین الان شل شده؟
چهقدر حقیره
چاره دیگه ای ندارم
چه دردسری...
هیچ واکنشی نشون نمیده
غرورم جریحهدار شد
آه، آره
گفته بود از ممه هام خوشش میاد
اینهمه الکی به
خودم فشار آوردم
پس...
ببینم الان چیکار میکنی
خخخ
خخخ
نمیتونی زیاد دوام بیاری
الان دیگه فوراً واکنش نشون میده..خخخ
فکر میکنی دستوپاچلفتیام؟
آره، جون خودت!
دیگه نمیتونم!
این که اصلاً منو راضی نمیکنه
تکون بخور، آشغال!
خودتو آماده کن، بچه!
تمرین واقعی از
الان شروع میشه
صبرکن!
دیوونه شدی؟!
میخواستی منو بُکشی!
تو... هیولایی!
از روم بیا پایین!
داری چیکار میکنی؟!
دیدن اینکه پایین داری
دستوپا میزنی بامزهست
به نظرت شبیه چیه؟
امروز روز تمرین پاست!
همون لحظهای که لباست رو درآوردی
و شروع کردی به شیطنت
دلم میخواست حسابی کتکت بزنم
چی؟!
چیه...انتظار
همچین پایانی رو نداشتی؟
لخت و با خیال راحت توی
اتاقم راه میرفتی...
با پای خودت وارد
لونهی گرگ شدی
منو به این حال انداختی...
بعد تصمیم گرفتی فقط بخوابی؟
از هر کسی که باهام درافتاده بپرس
آخر و عاقبتشون چی شده
برای تو هم فرقی نداره
عاع
تکون نخور!
فقط بی حرکت بمون
تا کامل خشکت کنم
انرژیتُ صرف
مقاومت کردن نکن
بعد از اینکه امروز تموم بشه
مثل یه مومیایی خشک و بیجون میشی