یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور) قسمت ۴۹ از ۶۷۲۰۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰ صفحه‌ی ۱۹۱ صفحه‌ی ۱۹۲ صفحه‌ی ۱۹۳ صفحه‌ی ۱۹۴ صفحه‌ی ۱۹۵ صفحه‌ی ۱۹۶ صفحه‌ی ۱۹۷ صفحه‌ی ۱۹۸ صفحه‌ی ۱۹۹ صفحه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ی ۲۰۱ صفحه‌ی ۲۰۲ صفحه‌ی ۲۰۳ صفحه‌ی ۲۰۴ صفحه‌ی ۲۰۵ صفحه‌ی ۲۰۶ صفحه‌ی ۲۰۷ صفحه‌ی ۲۰۸
قسمت 49
این چیه...؟
دیلدوی خودمه؟!
قسم می‌خورم یه جایی
قایمش کرده بودم تا
هیچکس پیداش نکنه
اینجا چیکار می‌کنه...
توی اتاق اون؟!
باورم نمیشه
فکر کردن
کمکی نمیکنه
نمیفهمم این توی
اتاق اون چیکار میکنه
امکان نداره
برای اینکه میترسیدم
دخترا پیداش کنن
یه جایی گذاشته بودم بفکر کسی نرسه
جز اینکه با دوربین جاسوسیم
کرده باشن وگرنه عمراً میتونستن
اینو پیدا کنن
محتملترین حالت اینه
شایدم مست بودم
وقتی ازش استفاده کردم
یجا ولش کردم و اونا هم پیداش کردن
مهم نیست چقدر
مست بوده باشم هیچوقت
همچین کار احمقانه ای نمیکنم
خیلی وقت بود ازش
استفاده نکرده بودم
شاید دیلدوی
من نباشه
شاید برای
دوست دخترش باشه
اَه..هیچی به ذهنم نمیرسه
*وحشت کرده*
هر جور که فکر میکنم
همچین چیزی نباید توی اتاق
یه پسر باشه
شاید اون...
بهتره از
خودش بپرسم
ولی الان دخترا اونجان
هاهاها...
این پیام چطوره؟
این فرکانس باعث
میشه احساس قدرت کنی
آخ! کمرم!!
دارن یه آدم
مریض رو شکنجه میدن
و اگه بفهمن من
از دیلدو استفاده میکنم
ولی این پسر
یه چیزیش هست
باید حقیقت
رو بفهمم
دوست ندارم اینکارو بکنم
چون یه جرمه
ولی چاره‌ی دیگه‌ای
هم ندارم
شاید بتونم یکم اطلاعات
راجبش پیدا کنم
اینجا چیکار میکنی؟
ها!؟
اشتباه برداشت نکن
واسه این کامپیوترت
رو روشن کردن چون...
میدونم رییس منی
ولی این کامپیوتر شخصی منه
اونجوری که فکر
میکنی نیست
آه!
کامپیوترت خیلی خفنه
و من حوصله‌م سر رفته بود
گفتم یکم بازی کنم
کارای روزانه‌م هم
انجام ندادم
ببخشید، باید قبلش
ازت اجازه میگرفتم
مشکلی نیست
شنیده بودم بازی دوست داری
اووف...
نزدیک بودا
*بنگ*
اینجوری نیست
اگه اینجوری بازی کنی
بقیه فحشت میدن
همه جا رو
تیر بارون میکنی
سبک بازی کردنت
از مد افتاده
دستاتم میلرزن
واو... چطور باختی؟
حرومزاده
از لرزش دستات فکر
کردم معتاد الکل یا موادی
اینجوری آلزایمر
میگیری
خفه شو
چه گوهی میخوری
کثافت حرومزاده
آروم باش
بعداً تنبیه‌ش میکنی
الان فقط باید بفهمی
این پسر ...
واقعاً کیه!
آتیش!
باشه
از سر کنجکاوی میپرسم
توی خونه مشکلی داری؟
مثلاً گنگچان کسی رو
اذیت میکنه
مشکل؟
نه، اصلن!
*خیره شده*
شنیده بودم تو
و اون مشکلاتی دارین
....
من توی نصیحت کردن
زیاد خوب نیستم ولی...
اگه اذیت میشی
چرا خودت باهاش
حرف نمیزنی؟
ها؟
من اینجوری مشکلاتم
رو حل میکنم
خدایا
....
باهاش صحبت کنم؟
خب، بدون صحبت کردن
نمیتونم به نتیجه برسم
فکر کنم فقط یه
سوءتفاهم بزرگه
ولی چطور بحث
دیلدو رو بکشم وسط؟
خیلی ضایع‌ست!
خب، ما سکس داشتیم
شاید بشه همینجوری
ازش بپرسم
اون داره چی‌میخوره؟
گنگچان
میشه خصوصی
حرف بزنیم؟
خصوصی؟
راجبه کار نیست
یکم شخصیه
چی شده؟
این قیافه‌ش من رو
بدجور میترسونه
راجبه بازی
کردنشه؟
فقط یه ثانیه
وقتت رو میگیره
باشه
ولی یکم دیگه
جلسه داریم پس
مستقیم برو سر اصل مطلب
ها؟
این دیگه
چیه؟
....
چرا شق کردم؟
فاک، معجون
ریکاوری که لین گفت...
چیکار میکنی؟
یکم صبر کن!
یه ثانیه
نباید میخوردمش
حالا چیکار کنم؟
خیلی نگرانت بودم رفیق
خداروشکر سالمی
خلاصه مطلبی که باید
به هیئت رییسه ارائه بدین
رو فراموش نکردین که؟
من همه چی رو
براتون حاضر کردم
رییس به زودی میرسه
پس حاضر شین
چی؟
الان؟
Sarrast.com
پایان

قسمت 49 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 50

این قسمت را دوست داشتی؟

۸ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور)
از ادامه دادی
سرعت