یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور) قسمت ۶۷ از ۷۰۳۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱
....
....
هااه
هاه
اووف... به زور جون
سالم به در بردم
امروز چند بار خالیم کرده
من احمق بودم که فکر کردم
می‌تونم باهاش یه تمرین
معمولی داشته باشم
با دیدن اینکه پاهاش از شدت ضعف شل شدن
فکر کنم بشه گفت حسابی کارشو ساختم
یعنی دیگه ازم
نمی‌خواد ادامه‌ بدم
حالا که فکرشو می‌کنم
هیچ‌وقت این کارا رو نکرده بودم
ولی چرا انقدر توی به اوج لذت رسوندن دخترا خوبم!؟
شاید یه نعمت خدادادیه
شاید اونا جلوی من
خیلی ضعیفن
چرا باید این رنج هارو
تحمل کنم؟
عمم
نمی‌دونستم می‌تونی
این‌جوری صداهای ناله‌ی
غیرقابل‌کنترل از خودت دربیاری
پس شایعات درست بودن
چه شایعه‌ای؟
نقطه‌ضعف زنای قدرتمندی مثل تو...
همون سوراخ کونشونه
داری چه گوهی می‌خوری؟!
انگار واسه این یکی واقعاً خیلی فکر کردی
تلاشـتو تحسین می‌کنم، ولی...
هر غلطی هم که یه بچه‌ای مثل
تو بخواد سر من دربیاره...
هیچ اثری روم نمیذاره
تمومش کن آشغال
به اونجام دست نزن
عووی!
بمیر!بمیر! بمیر!
آشغال منحرف!
....
.....
عاع!
این همه دارم باهات راه میام
بازم دست از این کارات برنمی‌داری؟!
هاه
هاه
آرزوی مردن داری، آره؟!
چیکار میکنی؟
گمشو اونور!
حالا نوبت منه!
خیل آشغالی!
عوم
عوووم
بسه
بسه
هااه
....
....
هاه
هاه
لعنتی
من... باختم؟
هاه
هاه
حتی یبارم توی
زندگیم شکست
نخورده بودم
عووع
چرا هی با پسرا درگیر می‌شی؟
آخرش به
خودت آسیب می‌زنی
لازم نبود خودتو قاطی کنی...
خودم از پسش برمیومدم
مگه می‌شد هیچ کاری نکنم؟
عمراً...
ولی کارت خیلی
بی‌فکری بود
نمی‌خوام باز به خاطر
من صدمه ببینی
از این به بعد، خودم می‌تونم
مشکلاتمو حل کنم
کی اهمیت میده؟
آخرش ما برنده شدیم
نگران نباش
من هیچوقت نمیبازم
هاه
هااه
هاه
یکم زیادی بود؟
خودتو به اون راه نزن
فکر کردی به
این راحتی میبازم؟
کاری می‌کنم اون‌قدر به اوج برسی
تا تمام تنت از شدت لذت بلرزه
باشه... فقط من و تو...
تا پای مرگ، عوضی!
آه!
باز دیوونه شد!
چرا هی می‌خواد
با سکس باهام
مبارزه کنه؟!
چرا نمی‌تونیم یه
سکس معمولی داشته باشیم؟!
نشونت میدم کی تمومش میکنه
.....
عاع
چـ... چی شده؟!
چرا بیرون نمیاد؟!
چطوری میتونه اینقدر
محکم فشار بده
انگار کیرم داره کنده میشه
لعنتی... مگه می‌شه همچین چیزی بشه؟
یا خدا...
عاع
برای راند بعدی آماده‌ای؟
کوچولوی ترسو
ـنکنه عقلش رو از دست داده
اون پایین... یه
حس عجیبی داره
یه جورایی انگار برق
تو تنم جریان داره
بیپ
بیپ
بیپ
بیپ
....
خیلی گرمه
فکر کنم همه خونه‌ن
پایان

قسمت 67 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 68

این قسمت را دوست داشتی؟

۷۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۵۳ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
نظرهای برتر
برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور)
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت