قسمت 37
وایسا ببینم...
کیرم رفت توش!
نه، دیگه دیر شده
نمیتونم بکشم بیرون
حالا چیکار کنم؟
هنوزخیلی خستهام
ولی نمیتونم بهش بگم
چون کل روز با لنا سکس
کردم نمیتونم بکنمش
معلومه ترسیدی
فکر کردی کار آسونیه
من رو زمین بزنی؟
بازندهی بدبخت!
زودباش، کاری که
میخوای رو بکن
چون حتی با دست و
پای بسته برام کاری نداره
که تو رو ارضا کنم
جنده!
اوه!
همینکه کیرم رفته توش
حس میکنم انرژیم خالی شده
کصش مثل یه
دستگاه پرس دوتنیه!
هر چند بارم که
گاییده باشمش بازم
نمیتونم به قدرت کصش
عادت کنم!
انگار میتونه با کصش
کیرم رو له کنه
فقط همین!؟
خیلی اعتمادبهنفس داشتی که؟
میگفتی ارضات میکنم!
آاااه!
حالا که کیرم توشه
دیگه راه برگشتی نیست
حس میکنم کمرم
داره میشکنه
ولی باید تا
تهش برم!
پس در راه گاییدنش
میمیرم!
آااه!
خیلی خشن شده!
معلومه عصبانیش کردم!
مثل دفعهی
پیش تلمبه بزن!
سعی کن من رو
به ارگاسم برسونی!
آااه!
چون بسته شدم
بدنم حساس تره
اولین باره یکی
اینجوری تحقیرم میکنه
همیشه من کسی بودم
که دست بالا رو داشته
ولی جنگیدن با این
کوتوله خیلی سخته
خودم بهش اجازه دادم
ولی بازم غرورم شکست
حس میکنم داره
ازم سواستفاده میکنه
همیشه اینقدر
خشن بودم؟
چرا اینقدر
حشری شدم؟
حس غالب بودن
چقدر خوبه!
اینقدر اسپنک نزن
حرومزاده
لعنتی، چرا
موهام رو گرفته؟
آااااه
فکر کنم زیادی
جوگیر شدم
بعد از اینکه بازش کردم
قطعاً کتکم میزنه
حالا هرچی
بعداً نگرانش میشم
نمیتونم جلوی
خودم رو بگیرم!
آاه
فکر کنم بگا رفتم
مگه قرار نبود بهش ثابت
کنم همچین فتیشی ندارم؟
اگه کاری نکنم
شکست میخورم
حرومزادهی مغرور
اول که موهام رو کشید
الانم که بدون اجازه برم گردوند
انگار اسباب بازیشم
وقتی دستام باز شه
خودم...
ها؟ فکر کنم
بتونم دستام رو باز کنم
خودم رو باز میکنم
و جوری میزنمش که
صدای سگ بده
خودت رو آماده کن
لعنتی، میتونستم
خودم رو رها کنم
خیلی نزدیک بود
ولی نمیتونم
نمیتونم ازش فرار کنم!
آااه
هووم
قبل از اینکه کتکم
بزنه باید بازش کنم
بگا رفتم
دیگه نمیتونم تکون بخورم
من چیکار کردم؟
حرومزاده
بهم گفتی اگه نتونستی
ارضام کنی یه آرزوم رو
برآورده میکنی، درسته؟
ها؟
نتونستم شهوتم رو
کنترل کنم و بگا رفتم
احتمالاً مثل سگ کتکم میزنه
بیا
ها؟
بیا یه بار دیگه انجامش بدیم
من هنوز ارضا نشدم
یه بار دیگه میخوام!