یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور) قسمت ۴۳ از ۶۷۲۰۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱ صفحه‌ی ۱۴۲ صفحه‌ی ۱۴۳ صفحه‌ی ۱۴۴ صفحه‌ی ۱۴۵ صفحه‌ی ۱۴۶ صفحه‌ی ۱۴۷ صفحه‌ی ۱۴۸ صفحه‌ی ۱۴۹ صفحه‌ی ۱۵۰ صفحه‌ی ۱۵۱ صفحه‌ی ۱۵۲ صفحه‌ی ۱۵۳ صفحه‌ی ۱۵۴ صفحه‌ی ۱۵۵ صفحه‌ی ۱۵۶ صفحه‌ی ۱۵۷ صفحه‌ی ۱۵۸ صفحه‌ی ۱۵۹ صفحه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ی ۱۶۱ صفحه‌ی ۱۶۲ صفحه‌ی ۱۶۳ صفحه‌ی ۱۶۴ صفحه‌ی ۱۶۵ صفحه‌ی ۱۶۶ صفحه‌ی ۱۶۷ صفحه‌ی ۱۶۸ صفحه‌ی ۱۶۹ صفحه‌ی ۱۷۰ صفحه‌ی ۱۷۱ صفحه‌ی ۱۷۲ صفحه‌ی ۱۷۳ صفحه‌ی ۱۷۴ صفحه‌ی ۱۷۵ صفحه‌ی ۱۷۶ صفحه‌ی ۱۷۷ صفحه‌ی ۱۷۸ صفحه‌ی ۱۷۹ صفحه‌ی ۱۸۰ صفحه‌ی ۱۸۱ صفحه‌ی ۱۸۲ صفحه‌ی ۱۸۳ صفحه‌ی ۱۸۴ صفحه‌ی ۱۸۵ صفحه‌ی ۱۸۶ صفحه‌ی ۱۸۷ صفحه‌ی ۱۸۸ صفحه‌ی ۱۸۹ صفحه‌ی ۱۹۰ صفحه‌ی ۱۹۱ صفحه‌ی ۱۹۲ صفحه‌ی ۱۹۳ صفحه‌ی ۱۹۴ صفحه‌ی ۱۹۵ صفحه‌ی ۱۹۶ صفحه‌ی ۱۹۷ صفحه‌ی ۱۹۸ صفحه‌ی ۱۹۹ صفحه‌ی ۲۰۰ صفحه‌ی ۲۰۱ صفحه‌ی ۲۰۲ صفحه‌ی ۲۰۳
قسمت 43
چرا همین‌جوری داره
همرو سر میکشه بدون
اینکه حتی یه کلمه حرف بزنه!
خیلییی معذب‌کننده‌ست
اشکالی نداره از
من متنفر باشی
من پرتت کردم زمین
لگدت زدم و... خب
کلاً باهات بدرفتاری کردم
از این به بعد قراره سر کار همدیگرو ببینیم
امیدوارم بتونیم یه گفت‌وگوی صمیمی داشته باشیم
و همه‌ی کینه‌ها و دلخوری‌هامونو کنار بذاریم
میدونم احتمالاً از همه‌ی کارایی که باهات
کردم احساس می‌کردی بهت ظلم شده
چرا به پلیس زنگ نزدی یا ازم انتقام نگرفتی؟
عع
آخه چون... معلومه که می‌خوای
کتکم بزنی و محکومم کنی
عمم...
با یوندا درگیر شدی؟
باید گزارش یه
چیزی رو بدم
درحالی که لنا ازم
شکایت میکرد، سویون با دستای
خودش منو میکشت
تازه، اینکه یه دختر آدمو کتک بزنه
خیلی خجالت آوره
می‌دونم شاید این ذره‌ای
هم جبرانش نکنه، ولی...
فقط بهم بگو چجوری می‌تونم
تلافی کنم و جبرانش کنم
هر کاری بخوای انجام میدم
هر کاری؟
تو کتکم زدی
توی محل کار حاضر نشدی باهام همکاری کنی
و دوستات هم خونه‌مو به هم ریختن...
خیلی چیزا هست
که ازشون دلخورم ولی...
همشونو کنار میذارم
و فقط یه چیزی
ازت میخوام
دیگه توی خونه سیگار نکش
عمراً
چی؟! ولی تو گفتی می‌تونم هر چیزی
که می‌خوام بهت بگم!
ازت ساده ترین کارو خواستم!
سیگار نکشیدن توی خونه
جز ابتدایی‌ترین آداب و معاشرته
باشه، باشه. پس یه چیزی هست
که مدتیه کنجکاوم بدونم
اون شایعه هایی که
سر محل کار قبلیت بود...
محل کار قبلیم؟
آره
شاید آدم خشن و تندی باشی
ولی اصلاً به نظر نمیاد از اون آدمایی باشی
که همچین کارای بدی انجام داده باشن
حالا که هم‌تیمی هستیم
می‌خوام بدونم
واقعاً چی شده بود
هوم... چیز خاصی نبود
رئیس قبلیم سعی می‌کرد باهام لاس بزنه
ولی منم همون کاری رو باهاش کردم
که با تو کردم و کوبوندمش زمین
حتی قبل از اینکه اون کارو بکنم
سه بار بهش هشدار داده بودم
با شنیدن اسم اون ماجرا
انگار دارم دچار PTSD میشم
نمی‌دونم اون اتفاق بود که شوکه‌م کرد
یا اینکه خودمو بیش از حد تحت
فشار کاری گذاشته بودم
دیگه نمی‌تونستم بدون
اینکه مست کنم بخوابم...
حتی شروع کردم به سیگار کشیدن
احتمالاً همون رئیس قبلیم بود که اون
شایعه‌ها رو درباره‌م پخش کرد
آدمای محل کار می‌گفتن من یه آدم پول‌پرستم
یا اینکه با پارتی و رابطه تونستم
این شغل رو بگیرم، آره؟
ولشون کن
یکم سرد و بی‌احساس به نظر میای
ولی فکر نمی‌کنم از اون آدمایی باشی که
درباره‌ی همچین چیزی دروغ بگی
بهت احترام میذارم
تو به‌عنوان یه توسعه‌دهنده
همون بازی‌ای که من دوستش دارم رو ساختی
وقتی داستانت رو شنیدم
با خودم فکر کردم...
آدمای محل کارت فقط برداشت
اشتباهی ازت داشتن
امیدوارم خیلی
ناامیدت نکرده باشم
اما... اینکه هر جا دلت می‌خواد از
زور و خشونت استفاده کنی و
سیگار بکشی کار درستی نیست!
تازه... سرِ کارم دیگه
انقدر منو نادیده نگیر
خخخ...حرف زدن
درباره رئیس قبلیم داره
حسابی داغم میکنه
شاید تقصیر الکله
اینجا داره خیلی گرم میشه
تو که اینجوری مشکلی نداری؟
ععع... مهم نیست
اگه دخترا ببینن..
یه کم ضایع میشه
در حالت عادی می‌گفتم با
پاچه‌خواری من چیزی گیرت نمیاد
ولی خب، آدم وقتی همیشه تنهایی
میخوره یه کم دلش می‌گیره...
میخوای امشب تا وقتی خوابم ببره
رفیق هم پیکیم باشی؟
رفیق هم پیکی؟
ولی دیر وقته
فردا باید بریم
سر کار
من که نمیخوام اونقدر
بخورم که از خود بی خود بشم
فقط وقتی این‌طوری‌ام خوابم نمی‌بره
مجبورت نمیکنم بخوری
اوه
پس وقتی می‌خوری
منم هم صحبتت میشم
تو روحش!
آخرش مجبور شدم اون ویسکی‌ای
که کادو گرفته بودم رو باز کنم
انگار واقعاً مست کرده
حالا چیکار کنم؟
گندش بزنن!
زندگی کیری!!
آاخ!
همه توی محل کار ازم انتظار دارن
که همه‌چی رو رهبری کنم
ولی پشت سرم فقط دارن حرف می‌زنن!
اگه یه روز جای من بودی
تو هم می‌رفتی سمت
مشروب و سیگار
ما الان دیگه خانواده‌ایم
منو درک می‌کنی، نه؟
توروخدا
بیخیال من شو
چرا جواب نمیدی
آایی!!
خانم چا!!
شما مستین!
الان من چیکار کنم؟!
وقتی سرکار نیستیم
بهم نگو خانم چا
یوندا صدام کن
وقتی جنبه‌ی الکل نداری
چرا انقدر می‌خوری؟
بجنب برو تختت بخواب!
هااا...
واقعاً خوابش برد؟
تا الان متوجه نشده بودم
چه ممه های سکسی ای داره
نه خیلی بزرگن نه خیلی کوچیک
کجارو دید میزنی
ععع!
مگه تو نمی‌گفتی سینه‌هام
کوچیکن، دوسشون نداری
دیدم بهشون زل زده بودی
نه، این یه سوءتفاهمه…
دوباره نگاشون کن
عممم
هنوزم فکر میکنی کوچیکن؟
بگو!
اما راستش...با
اینکه از مال لین یا
سویون کوچیکترن
چی؟!
فکر کنم از
سینه های لین
کوچیکترن
....
پس شکل و فرم‌شون چی؟!
عوعاااع
خوب ببین!!
خوشگل نیستن!؟
هی!!!
باشه، باشه!
آره، فکر کنم قشنگن
راضی شدی؟
اینارو دربیار!
تو مال منو دیدی، منم
میخوام مال تو رو بببینم!
خانم چا!
بذار ببینم برای خودت
چقدریه که به سینه های من میگی کوچیک
آه!
چه مرگته!!
قبل اینکه
بخورمش تکون نخور!
چیز زیادی اینجا نیست
این جوری که کوتاه
چقدر میتونه بزرگ بشه
پایان

قسمت 43 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 44

این قسمت را دوست داشتی؟

۱۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور)
از ادامه دادی
سرعت