یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور) قسمت ۵۲ از ۶۷۲۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹
قسمت 52
آاه
آیی...نمیتونم تکون بخورم
باید قبل اینکه
کسی بیاد بلند شم
اَع...
دیروز از بی حالی روی
تخت داشت میمیرد، امروز
چقدر انرژی داره؟
آخه یه نفر چطوری
این همه جون داره؟!
همین چند روز پیش اینکارو
باهم کردیم...بازم جوری گاییدم انگار
فردایی وجود نداره
کونم درد میکنه
حتماً خیلی بدبخت
و ضایع بنظر میام
گذاشتم هرکاری
دلش میخواد باهام بکنه
نمیتونم بذارم این
صحنه شرم‌آور ببینه
بلندشو دختر
قبل اینکه رییس بیاد
اینجا باید اوضاع رو
درستش کنم
باید کافی باشه
دیگه باید حسابی
راضی شده باشه
وقتمون داره تموم میشه
اگه همین‌جوری ادامه بدیم
ممکنه سکس جونمونو بگیره
باید بهش بگم همین
الان باید بریم
خانم چا
ببین
چی؟!
چجوری هنوز شقی؟!
کونت خیلی سکسیه
چی؟! ...نه
آروم باش...
نذار بفهمه جا خوردی
وقت نداریم...
اگه همین الان ردش نکنم
اونوقت...
قید کارو بزن...
آخرش دوباره مثل یه سگ
ازت سوءاستفاده می‌کنه
باید رو حرفت وایسی
و محکم بگی:نـــــه
اشتباه برداشت نکن
کارو با خوش‌گذرونی قاطی نکن
اینجا محل کاره، فکر نکن دلم می‌خواست
این کارو بکنم...فقط چون باید به جلسه برسیم
میخواستم به آرامش برسی
چه مسخره...
اگه هنوز کارت تموم نشده
خودت جمعش کن
اگه ارائه رو خوب جمعش کنی
شاید درباره‌ش فکر کنم
آره... این همون خودِ واقعیمه
می‌دونم یه کم زیادی
تند رفتم، ولی...
لازم بود جواب رد
بهش بدم
چی...
اون نگاهت دیگه چیه؟!
هی...صبرکن!
به خودت بیا!
دیرمون می‌شه!
رییس الان میرسه!
گوش میدی
چی میگم!!؟
باشه؟ بذار جلسه تموم بشه
بعدش هر کاری خواستی
برات انجام میدم!
هیچوقت نگفتم برات انجامش نمیدم
دیگه دیر شده
چی؟؟
خودت این ماجرا
رو شروع کردی
مسئولیتشو بپذیر!
هااع
نه...
اینجوری...
حتماً دیر...
به جلسه میرسیم
آاه!
دارم میمیرم!!
چقدر بزرگه!
سرم گیج میره!
خیلی حساس شدم
آااع
حالا که بازم
داره منو میگاد حتی
نفس کشیدن برام سخته
چه دیر کرده باشیم، چه نه...
دیگه برام مهم نیست
هر چی شد، شد
هااع
عااع
مغزم قفل کرده
اتاق جلسات
اونا کجان؟
الاناست که
رییس برسه
حتی گوشیشونو
جواب نمیدن
ببخشید دیر کردم!
توی ترافیک موندم
رییس، رسیدین!
بله، از همه‌تون بابت زحمتی
که کشیدین ممنونم
پروژه چطور پیش میره؟
حساب ویژه‌ای روی
این پروژه باز کردم
همه‌چیز خوب پیش میره رییس
داریم تمام تلاشمونو میکنیم
آقای گانگچان و خانم چا کجان؟
آع، عمم
ببخشید دیر کردم!
داشتم یه‌سری کارای دقیقه
آخری رو جمع‌وجور می‌کردم
اوه، پیدات شد!
می‌دونم این چند روزه حالت خوب نبوده
لی لااقل یقه‌ی لباستو یه مرتب می‌کردی
عمم...معذرت میخوام
اشکالی نداره، همین نشون میده
چقدر خودتو توی کار خسته کردی
خخخخ
پس... خانم چا
منتظرمونه؟
خب... خانم چا
غش کرده
چی؟!
غش کرده؟!
پایان

قسمت 52 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 53

این قسمت را دوست داشتی؟

۹ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور)
از ادامه دادی
سرعت