یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور) قسمت ۶۶ از ۷۰۳۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱
چجوری تو این حالت کصش
هنوز تنگه، عین یه سیاه چاله
داره کیرمو میکشه تو!!!
فقط چندبار رابطه
جنسی داشته کارش اینهمه خوبه
هاااه
هاه
هااه
فکر نکنم دیگه چیزی داخل
بدنم مونده باشه...
عووه
هااع
نمیتونم ادامه بدم
این دیگه باید برای راضی کردنش
کافی بوده باشه
کی گفت استراحت کنی؟
همم
تازه به جاهای
خوبش داریم میرسیم
وایسا، من...
....
....
بهت که گفتم...میخوام
امروز خشکت کنم
فکر کردی شوخی میکردم؟
تا وقتی که آخرین قطره‌
ازت خارج بشه نمیذارم بری
ممم!
دیگه تقلا کردن فایده‌ای نداره...
برای عذاب کشیدن
آماده باش
عوومم
عووم
نمیتونم نفس بکشم
عمم
سرم می‌خواد منفجر بشه
اگه واقعاً منفجر بشه چی؟!!
لعنتی ...نمیشه
از پسِ اون بحران
وحشناک بیکاری براومدم
به زور تونستم
بالاخره یه کار گیر بیارم
از یه کارآموز ساده شروع کردم و
تا سرحد مرگ جون کندم تا رسمی بشم
تا دیروقت جون کندم و هرچی کار
میریختن سرم، انجام می‌دادم...
هرجور شده بود دووم آوردم و کم نیاوردم...
هر روز تو اون متروی
جهنمی له میشدم
و بالاخره تونستم از این بدبختی
که از یه خونهٔ اجاره‌ای کوچیک می‌رفتم
یکی دیگه، خلاص بشم...
بالاخره یه چیزی پیدا کردم
که تو زندگیم آرومم می‌کنه...!
فکر کردی می‌ذارم اینهمه
زحمت الکی هدر بره...؟!
عااع
الان نمیتونم بمیرم!
عااع
عوع
ممم
عووع
عااع
آشغالِ عوضی...
....
می‌خوای مقاومت کنی؟!
چیه؟ می‌خوای مرد بودنتو بهم ثابت کنی...؟
چی؟!!
بجنب، آشغال!
هرچی تو چنته داری، رو کن!
ععع
هیچی نگرانم نمیکنه
فکر کردی می‌ذارم این
بارم روم اثر بذاره...؟
تلاشت قابل تقدیره، ولی...
ببینم تا کِی می‌تونی طاقت بیاری
عووم
هووم
عووم
عووم
عووم
....
.....
باورم نمیشه؟
چقدر خوشمزه‌ست!!
عجب... این همه مدت
مزه‌ش تلخ بوده...
حتی می‌تونم حسش کنم
که کل دهنمو پر کرده...
تا تهِ گلوم...
انگار داره به
مری‌م میرسه
عمم
همم
کیر گنده ش تنها چیزیه که دراه
....
....
هیچ راهی نداره
ممکنه بمیرم
زورم بهش نمیرسه
داره خفه‌م میکنه
چجوری خودمو از دست
این حیوونِ هیز خلاص کنم؟!
اگه همین‌جوری پیش بره
ممکنه بمیرم!!
دوباره جفتک بندازی،
حسابتو می‌رسم، بچه‌پررو!
حالا فهمیدی
رییس کیه؟
اگه واقعاً فکر می‌کنی
داری می‌میری، بگو:
«خانم، تو رو خدا بس کن!»
هاهاهاها!
نکنه دیگه
تو موقعیتی نیستی
بتونی حرف بزنی خخخخ
جنده!!
دیگه از اینکه هی منو کوچیک
می‌کنه خسته شدم...!
تسلیم شو
عووم
دیوونه‌ای، عوضی؟!
فکر کردی کجامو داری لیس می‌زنی؟!
مگه سگی، عوضی؟!
همین الان بس کن!
من که هنوز حتی حموم نکردم...
عووم
عووم
همم
هااه
هاع
لعنتی، نمی‌تونم
به باسنم زور بدم
آه...چه
حالی میده؟!
......
......
دیگه تحمل ندارم
کاری میکنم ارضا شی
فکر کردی اینجوری
میتونی ارگاسمم کنی؟
قبلش خودم
ارضات میکنم
....
هاااه
پایان

قسمت 66 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 67

این قسمت را دوست داشتی؟

۷۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲۹ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها
برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی یکی جلوشو بگیره (بدون سانسور)
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت