قسمت 9
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 9
اه...
برای دوست دخترت
تاکسی گرفتی؟
اینگار که میخواد
اتفاقی که افتاده رو
تایید کنه..
در اون مورد..
اون جالب نبود؟
نمیدونم در مورد
چی حرف میزنی..
هه،خوشحالم که
میدونی چطوری دهنت رو
بسته نگه داری، ولی..
ولی وقتی فقط ما دوتاییم
چرا باهم
روراست نباشیم؟
آهه؟!
آقا...!
آهه!
صبر کن..
صبر کن...
هممم؟
این چیه؟
اینگار یچیز
اینجا گم شده.
آه! آقا!
واو..
تو واقعا چیزی
نپوشیدی!
همم!
بسه!
نگو که پول خریدن
لباس زیر هم نداری..
این..!
نکن...
من شنیدم
بعضی بچه ها پول
تامپون ندارن.
ولی لباس زیر ؟
چقدر بدبخت..
تو دقیقا چجور طلاقی
گرفتی ؟
و این ممه ها چطور؟
آه!
بیخیال...
این نوک ممه های سفت
برای این نیست که مرد هارو
حشری کنه؟
آههه!
داری دردم میاری!
پشمام!
سوتین هم نداری؟
از چیزی که فکر میکردم
بزرگ تره!
هیچوقت فکر نمیکردم
ممه طبیعی اینقدر بزرگ بشه..
چرا اون خدمتکار شده؟
خیلی کار های بهتری میتونه
با این بدن بکنه!
آههه؟!
نه!
آقا...
لطفا..!
لطفا...
بسه..!
شت،از بورا هم تنگ تره..
اصلا بچه داره؟
آهه!
نه..)
هممم!
بسه!!
چرا میکشی عقب خودتو؟
تو که طلاق گرفتی!!
بیخیال ،چطوره اینکارو با
یه مرد جوان تو خونش
انجام بدی؟
از کارهای خونه
خسته نشدی؟
آهههه!
آههه
نه،بسه!!
پشمام!!
نگاهش کن!!
لطفا...
واقعا حشری هستی ،نه؟
بدنت راستش رو میگه.
بسه...
هوممم!!
هنوز میخوای منو پس بزنی؟!
اوکی، نشونت میدم!
آهه! لطفا...
لطفا بسه...
شرکتت اینترن
هارو مجبور میکنه تا این موقع کار کنن؟
امروز زود اومدی.
تو دوست نداری مامانت
زود برگرده؟
قطعا نه..
هههه...
هممم؟
چرا زمین خیسه؟
اوه...
کل تایم
اینجا بودی؟
بله...
اون...
در مورد اتفاقی که افتاد
میخواد چیزی بگه؟
بهرحال...
باید بیشترتوجه کنی.
اگه یکی سر بخوره چی؟
ببخشید...
الان تمیزش میکنم.
این زن...
واقعا نمیخواد
چیزی بگه؟
ولی
تو
عاشق
دوست
منی
چیزی
نگو
دیگه...
و..
برو
لعنتت کنه،
خیلی بد ریدی تو آهنگ!
عزیزم
اینقدرم بد نیست..
چرا اینقدر حساسی؟
ها؟
شل کن لذت ببر.
اوکی..
گوشم خون اومد.
خفه شو.
تو عصبی ای
چون نگفتیم اون جنده
بیاد آره ؟
بهش نگو جنده!!
دو واقعا لذت زندگی
رو درک نمیکنی.
بیخیال ،بیا با بقیه
دختر ها اول حال کنیم،
بعد میگیم اون بیاد.
لذت زندگی...
لذت در همچین جایی
یافت میشه؟
اوه ،اومدن.
ببخشید آقایان..
هرچقدر میخواید وقت بزارید
و انتخاب کنید..
خب...
شاید بتونم..