خدمتکار قسمت ۷۸ از ۱۰۱۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
قسمت 78
زیاد طول نمی‌کشه تا
جون هو بیاد پایین.
مگر اینکه تو اینقدر
سریع باشی...
و کیرمو تا ته بخوری
که به موقع آبم بیاد.
چی.. ؟؟
حدودا سه دقیقه
وقت داریم..
میبینی... این اواخر
خیلی آب کیرمو نگه داشتم..
یا میتونم همچیو بهش بگم
و دوستیمون رو
خراب کنم.
از دست دادن رفیق قدیمی
بده، ولی چیز بزرگی نیست.
ولی اوضاع برای تو
متفاوته آره؟
وکیل طلاق هم بودی نه ؟
اوه خدا خیلی دوست
دارم چهرشو وقتی میفهمه ببینم.
نههه...
بین ما چهارتا اون
مظلوم ترین
بود همیشه، ولی‌ خب تخمم!
گفتم که کافیه.
آههه
آههه
پس میدونی که باید چیکار
کنی.. قبل اینکه بیاد..
بخور برام.
فکر کردی حرفتو باور
میکنه..!؟
حتی برای
سو استفاده کردن از من هم..
مطمئنم به این سادگی
به شوهرم نمیگی.
اوه..
دوست قدیمی ها؟
اصلا بهم نزدیک نیستید اینگار.
مطمئنم اون حرف منو
باور میکنه نه تو!
شاید راست بگی.
من انتظار این اتفاقات
رو نداشتم، برای همین صحبت هامون
رو ضبط نکردم.
آهههه!!
چطور جرئت میکنی..
از وقتی فهمیدی من دیگه
مدارکی ندارم همکاری
نکردی..
ولی خب راستش
منم فکر میکردم مدارکی نباشه،
ولی اون روز که باهم رفتیم پیش
دکتر رو یادته؟
اینگار که کلی مدرک
تو ماشین جا موندن..
آیییی!!
اگه از دیدن های
بدون گفتن من خوشت نمیاد..
من از بلاک در بیار و
جواب زنگ هامو بده!
هایییی
تو...!
دختر خوبی باش اگه
میخوای کسی رازتو
ندونه!
اوقققق!!
دیدی ؟تنها کاری که باید
می‌کردی زانو زدن و خوردنش
بود.
تیک تاک..
هنوز وقت داریم..
آره... همینه..
اوممم
خیلی حال میده.
قطعا وقتی
خودت حسش کنی لذتش چند
برابره!
دارم چیکار میکنم ؟
اوققق
میدونستم که بخیال نمیشه و
دنبالم میاد.
فکر کنم الان آبم بیاد..
مرسی از ساک زدن بی میلت..
کل آب کیرمو قراره بخوری
نه ؟
اوققق
يعني خب اینجوری خیلی بهتره
اگه مدرکی تو خونه نباشه!
جا ئیل!
کل خونه اتاق رو
گشتم ولي اونجا نبود!
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 78
هعی..
اون جا چیکار میکنی؟
هیچی فقط اطراف
رو میبینم.
ها یونگ کجاست؟
چند لحظه پیش
همینجا بود.
نمی‌دونم من ندیدمش!
آها ،من کل اتاق رو
گشتم ولي فندک تو نبود.
کجا میتونه باشه..
ها؟
اوه اینجا
قایم شده!!
دقیقا بقل گوشم!
مراقبت کن.
مشکلش چیه ؟
بله ،مدیر!
به سلامت.
چند دقیقه پیش
به پدر مادر زنگ زدم..
اوه، میخوای که دوباره زنگ
بزنم؟
هاها، داشتن خدمتکار
حتما خیلی عالیه!
مخصوصا وقتی رفیقت
بدرقه ات نمیکنه..
ممه هاش..
دلم میخواد بخورمشون..
اینگار خیلی به جون هو
وفادار..
مطمئنم رو تختم کارش عالیه.
چقدر بهت میدن
اینجا باشی؟
ببخشید؟!
هاهاها،یعنی خب..
بهت میخوره که
تو کارهای کثیفم باشی!
مطمئنم بعضی روزا
بی‌کاری دیگه.
میخوام اون روزا
تو بیای خونه من
برای کسب و کار!
واووو...
با این کون..
من خیلی بیشتر بهت پول میدم.
پس...
نظرت چیه ؟!
پایان

قسمت 78 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 79

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خدمتکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت