خدمتکار قسمت ۷ از ۱۰۱۲۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰
قسمت 7
صبر کن ،تو که هیچوقت سرت
شلوغ نیست، هر وقت خواستی بیا.
اینروزا خیلی کارا
میتونیم رو اون پایینی بکنیم..
بیا اون اعتماد به نفس
مردانه رو ببریم بالا!
ها؟!
منظورت از
دوباره ساختن چیه؟
مثل پسرایی که
قرص و حلقه
میزنن؟
کیرشون رو مثل
تفنگ میکنن.
من اون تفنگ رو دارم.
واو،نمصن؟
کاملا پر شده!
برای همینه
اینقدر اعتماد به نفس
داری!
هعی مرد! چرا تو
هرچیز خوبه داری؟
خب..
زنت چی گفت ؟
زن ها عاشقشن،
قطعا.
زن ها؟
تو ميدونی که زن من
میتونه خیلی ترسناک باشه، آره؟
آره میدونم!
زن های سن بالا
میتونن دیوانه باشن..
میدونستید بیشترین دلیلش بخطار
مشکلات جنسی هستش؟
اون یکی از اورولوژی
های معروف کشوره.
زن بعد سی سالگی بیشتر دنبال
سکس هستن
و اون از وقتی بچه بودیم
تو دختر بازی و سکس استاد بود.
به محض اینکه من اوضاع
کیرمو درست کردم، زنم دیگه
غر زدن رو تموم کرد.
حتی اه و ناله هاش
هم کاملا متفاوت شده.
تازه اون کسیه
بچگی واسه ما سوپر
میفرستاد..
منظورش اینه..
و اون از اون زمان
تا الان مارو تو این داستان
راهنمایی میکنه.
هعی ،منم اینو میخوام!
منم!
شاید منم باید
یه سری کارا رو انجام
بدم..
از وقتی که من
کیرمو درست کردم اعتماد به
نفسم به سقف چسبیده..
من آخریا به یه سکس
پارتی دعوت شدم..
یه زوج از واج کرده بودن،
با خواهر زنم، که منو دعوت کرد برای
فورسام!
واو... حرومی!
نصمن ؟
برخلاف من که حتی زنم
رو نمیتونم ارضا کنم..
اینگار که این دیگه حتی
با سکس معمولی ارضا نمیشه.
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 7
هعی...
تو واقعا میخوای
اونو بزاری تو کصم ؟
قطعا
برای همینه
اینکارا رو کردم.
مم... یجورایی ترسناکه..
نگرانی نباش.
اوم...
آههه..
به محض اینکه رفت تو
نظرت عوض میشه.
آههه... آههه..
مزه این...
پسر بد رو بچش!
آهههه!!
اوههه!!
اون...
اون...
داره پارم
میکنه!!
یکار میکنی
رحمم بیاد بیرون!
خیلی حس
عجبیه!
چرا اینقدر حال میده؟
آههه!!
اوه خدا..
این عالیه!
داره دیوانه ام میکنه!
حال میده نه؟
آره خوبه ،عالیه!
هعی ،هعی ،
صبر کن....
این خیلی تحریک‌ میکنه،
بزار من بیام بالا..
باشه ،البته.
بفرما ،برای دو..
سلام عزیزم..
ها؟!
تو دنبال‌ همچین چیزی
تو کصت هستی؟
نه... فقط شنیدم که
اونا درد داره..
عه ؟
من کیر های معمولی مثل تورو
ترجیح میدم..
تازه.. اونا
مجرای ادرار رو تحریک میکنن..
و یکاری میکنن بخوای
بشاشی.
بخطار همینه من..
آهههه!!
نه... نمیتونم...
بکنم تو..
سرش خیلی
گندس..
باید یکدفعه بکنی داخل!
آههه!
اوممم!
خیلی خوبه...!
الان احساس میکنم!
احساس میکنم اینگار..
آهههه!!
عالیه...
هممم!!
این خوبه عزیزم؟
اه
آه
آههه!!!
آره... خوبه...
قراره بازم
آبم بیاد!!
خدای من.
تابحال اونو اینجوری ندیده بودم.
اون معمولا بالا هم
نمیره.
آههه!
کیرت رویاییه!
خیلی حشریم میکنه!!
اوه ،خدا...
من هیچ نزدیک به اومدن آبم
نیستم... ولی خواهرت
...
آههه
إههه
یکم زوده ولی..
کی میخواد پارتنر عوض
کنیم؟
آره ،البته. تو مهمون
مایی بهرحال.
نمیزارم ا امید بری بیرون.
ببخشید...
البته...
اینگار که تو آماده ای!
پس من میکنم داخل...
البته، بکن...
این با خواهر قانونی‌
ام چیکار کردم؟
واقعا تو چند دقیقه اینجوری
کردش؟
اون معمولا اینجوری
نمیشه..
خب،حداقل‌ زنم برای منو
ترجیح..
اوه خدا!!
عجب کیری ،عجب!!
خیلی حال میده!
عالیه!!
هیچوقت همچین حسی
نداشتم!
آههه!! من
الانشم!!
آهههه!!
خدای من!!
آهههه!!!
دوباره!!
آههه!!
دوباره؟؟
آهههه!
آههههه!!
و اون روز بعد بیمارستان بود
تا یکی ازونا برای خودش بخره
هه
تو،بالخره یه روزی
اینو میگیری...
خب جون هو،
الان چطوره ؟
جذب شدی؟
این معلومه که بخطار پول
نیست.
زن تو یچیز دیگه میخواد.
ها؟
بهش فکرم کن فقط.
زن با جسارت تو..
آههه
آههه
آههه
قبلا عاشق کیرت بود..
نمیخوای اون زن مغرور رو
ببینی.
ببخشید ،خیلی غر
زدم..
من کیرت رو میخوام!
آههه!
عزیزم!
که عاشق
کیرت شده؟
بیشتر...
بیشتر میخوام...
بیشتر بکن تو!!
لطفا!!
بیشتر میخوام!!
عزیز، من..
خیلی...
میخوامش!
لعنت...
پایان

قسمت 7 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 8

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی خدمتکار
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت