قسمت 47
اوه...
میتونم...
یکبار دیگه تو این پوزیشن
باهات سکس کنم ؟
اهوم..
از اونجایی که چو هی
خیلی مایله..
و منم به زودی قراره سرم
شلوغ بشه، پس هرکاری
که میگه میکنم.
تازه..
ها یونگ هم امروز دیر میاد خونه.
اوههه!!
مثل میمونه با یک مکش
کوچیک ساک زده
شی.
فکر نمیکردم اینقدر
حشری باشه.
هممم!!
چو هی.
میخوای جرئت حقیقت
بازی کنیم؟
ها+
جرئت یا حقیقت..؟
اگه نتونی سوال رو جواب
بدی..
اینجوری باید وایستی..
بعدش هم محکم بیای پایین و
مجازات بشی.
مجازات؟
من زیاد بازی بلد نیستم..
اینگار که مثل چی داره
میلرزه.
سوال اول.
سکس داشتن من با زنم..
باعث حسودی تو میشه؟
میدونم اینو که..
تو ازدواج کردی..
پس نميشه کار دیگه
ای کرد..
باشه سوال بعدی.
چه حسی بهت میده..
وقتی جفت سوراخ هات رو داری
بهم نشود میدی؟
اون...
پوزیشن من خیلی خجالت آور.
و غیر ثابت هستش پس ترجیحا میدم..
ترجیحا میدم..
آیییییی!!
اوخخ!!
همین الانم بهت آسون گرفتم،
تو دوباره باختی.
صبر کن!!
ترجیح میدم!!
خیلی خجالت آوره..
ترجیح میدم..
که منو بکنی فقط.
باشه پس.
آهههه!!
آههه!!
آههه!!
آههه!!
ممممم ؟!
اوققق
لطفا بهم یگو الان
داری چیکار میکنی.
چی...
من بهش تلفن دادم
حداقل بهش یه سر بزنه.
صبر کن کن،چی میشه اگه..
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 47
چطور...
چطور جرئت کردی پشت من بهم خیانت کنی؟!
ها یونگ؟
چطور جرئت کردی!!
اوههه!!
تو با این جنده بازی
ها با شوهر من لاس میزنی؟!
خانم!!
چنده کثیف اشغال..
این خونه منه..
خانم...
اينجوری نیست..
هعی
فکر کردی من نمیدونستم تو خونم چه اتفاقاتی
میوفته؟
بخطار همین جنده بازی هاته
طلاق گرفتی.
ببینید چقدر جنده ای که رو تخت
یکی دیگه کص میدی؟!
هااا؟!
این چه نگاهیه؟؟
جنده بی خاصیت!!