قسمت 26
امروز تا دیروقت کار میکنه؟
خیلی وقته دیگه اینجوری کار
نمیکرد...
باورم نمیشه الان که زنم
نیست حالم بهتره..
چه زندگی کصشریه من دارم؟
چرا اصلا باهاش ازدواج کردم؟
ولی دیگه موندن تو این
خونه...
مثل قبل خفه کننده نیست...
حالم خوبه که چو هی
اینجا با منه...
میخوام بدونم...
اون آلان خوابیده.. و
لعنتی
چه اتفاقی داره میوفته؟
جائیل با زن جون هو؟!
نمصن ؟
باید اینجا صبر کنم و
یه عکس بگیرم!
ولی...
زن جون هو وکیل نبود؟
ممکنه منو متهم کنه...
و حتی اگه من عکسم
بگیرم...
چطور اینو به جون هو بگم؟
بیخیالش
بیچاره جون هو...
نگران این بود که کیرش
شق نمیشد..
ولی الان زنش بهش
خیانت میکنه..
جائیل بیناموس!!
تو واقعا باید همچیو
داشته باشی؟!
اوه خدا...
تو حتما خیلی مست
کردی...
مرسی ازت.
سرم داره گیج میره...
اوکیه ،اواخر حتما
بهت سخت گذشته.
میبرمت جایی که...
بتونی استراحت کنی..
تنها کاریه که میتونم
بکنم.
پس، بعدا
میبینمت...
آههه؟!
اوه، مراقب باش!
آههه..!
تو حتی نمیتونی
راه بری!
بزار تا تخت
همراهیت کنم!
نه،میتونم...
اوم...
قطعا..
همینه.
مهم نیست تو چقدر
مقاومت کنی..
نمیتونی این رو
انکار کنی یه تیکه از من
رو میخوای...
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 26
آه...
هممم...
اوه...
هاییی!!
همونجور که فکر میکردم..
آههه...
یکم سختگیرانه رفتار کرد...
ها یونگ.
ولی تمام مدت اینو
میخواست..
به من به چشم رفیق
شوهرت نگاه نکن...
امشب،من...
مردی هستم که میخوام
حال یه زن رو خوب کنم.
ما جفتمون مستیم،پس
همه اینا از یادمون میره.
مطمئن میشم که از یادت
نره..
بچرخ،
اینجوری...
آهه..!!
اااا
هااا...
عجب منظره ای.
همیشه میخواستم که اینکارو
بکنم...
اون دقیقا تایپ منه..
و من اونو بخطار اون جقی از
دست دادم..
ولی بعد این سال ها..
اون داره کصش رو برای
من باز میکنه.
آروم باش، میخوام بزارمش
داخل.
بالخره انجامش دادم!
بالخره برای من شد!
آخخخخ!!آهههه!!
صبر کن!
خیلی بزرگه...
نمیتونم...
هندلش کنم..!
خیلی دیر شده دیگه!
داخله..!
وقتی یکم ازش
رو میکشی دیگه راه برگشتی نیست!
اوخ
جائیل!!
درد داره!
زنی مثل تو...
آههه!
هیچوقت نباید با اون
جقی باشه.
هاییی!!
آههه
من بهت یاد میدم زن بودن
چه معنی ای میده!
هایییی
جون هو
هاییی
آههه
هاییییی
زنت عالیه!!