قسمت 11
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 11
اوخخ... آییی!
آقا ؟
بوآاا!!
اه!
خدا!
حالت خوبه؟
دراز بکش..
من..
این صدای چیه.. (
من کجام؟
هممم؟
اوم..
چرا کون زن اینجاست.
تو صورتم دقیقا؟
صبر کن ،من کجام ؟
خیلی آشنا
میزنه..
اینجا..
اتاق خدمتکار ؟!
اینجا چه غلطی
میکنم؟
اوه...
رویا میبینم؟
میدونستم بدن
خوبی داره ولی..
فکر نمیکردم اینقدر
خوب باشه..
فهمیدم سوتین نمیبنده
ولی شرتم نمیپوشه؟
خیلی زیادیه!
خب،من هرگز تو اتاق
اون نخوابیدم.
قشنگه...
پس یحتمل
فکر و خیاله.
این حتما تخیلات
منه.
اوخ..
کیرم بد برگشته
به بازی..
من فهمیدم سوتین نمیزاره،
ولی شرتم نمیپوشه؟
زیادیه دیگه!
خب من قطعا تو اتاق
اون نخوابیدم!
قشنگه..
پس اینا همش
تخیلات.
حتما فقط تخیلات
منه.
کیرم بد جوری
برگشته به بازی..
صبر کن..
اگه این همش رویاس.
معنیش اینه هرکاری
دلم خواست میتونم بکنم؟
این...
خیلی
وسوسه انگیزه..
چرا دارم تردید میکنم؟
این رویا هستش!
نیاز به دست نگه داشتن
نیست!
انجام اینکار با یه
زن دیگه..
بجز همسرم،
تو خونه خودم..
خب ،یه مدت پیش..
اوممم!!
اوه..
همینه...
من کل کارو با
اون دختره انجام دادم..
اوقق...
عالیه..
اوه،هانا
میدونی که چی میگن..
اولین بار سخت ترین باره..
تو آماده ای؟
آههه!
احساس میکنم بالاخره
از دست زنجیر ها رها شدم..
😏❤️😍❤️😍یین..
ها؟!
صبر کن..
آقا ؟! چیکار
میکنید؟
خوشمزس!!
مزه عسل رو گل رو میده!
اوممم!!
نمیتونم ازش سیر بشم!
بیشتر میخوام!
با کص زنم خیلی فرق داره..
نه!
بسه!
من راستش..
اینکارو واسش
میکنم چون خیلی مهربونه!
منو خیلی حشری
میکنه!
باید بالخره کصش
رو مزه کنم!
آقا..!
اوممم
این تنها آرزو منه!
چی ؟!
نمیتونم بکنم تو..
فشار زیاده..
با اینکه خیس
خیسه..
لطفا... نکن...
تو یه زن داری..
ما نباید اینکارو کنیم..
لطفا بس کن من
تظاهر میکنم اتفاقی نیافتاده..
اوکی.. ؟
تظاهر به
اینکه چیزی نشده؟
نمیدونم چرا این کلمات
منو اینقدر عصبانی کردن..
آههه!
آییی!
من راستش رو میگم.
من از وقتی این زن رو دیدم
ازش خوشم اومده..
نه... بسه!
اون تنها کسی بود
که با احترام باهام رفتار کرد.
من میخوام اونو
خوب بگام!
نه!!
آیییی!!
اون خیلی تنگه!!
یادم رفت سکس چقدر حال میده..
یه زن باید خیس باشه،
نرم،
آههه!
و جلو یه مرد زانو
بزنه!
لطفا بسه!
همه اینارو فراموش کرده
بودم!
همسرت..
همین بقله!!
یه زن باید خیس باشه ،
نرم،
آههه!
و جلو یه مرد
زانو بزنه!
لطفا بسه..
همه اینارو
فراموش کرده بودم.
همسرت..
همین بقله..
که چی؟!
اهمیت نمیدم!
اون حتی نمیزاره اینکارو
کنم!
آهههه!