قسمت 16
هاا
اوه!
اوممم!!
هاییی
آههه
اومم!
اوهه
عزیزم
اوخ
ناله هات منو
یاد...
آهههه
صداش کیرو
خشک میکنه...
هایییی
میخوای بس کنم ؟
اینگار حالت خوب نیست.
نه!!
من باید
برای کار هم آماده بشم...
لطفا!
ادامه بده
عاشق سکس با
توعم!
لطفا!
من دیشب
تو بار سکس داشتم
الان واقعا حسش نیست..
من بیشتر میخام!
برام کافی نیست!
لطفا، عزیزم.
خسته شدم...
قبلا خیلی
متفاوت بود...
لطفا؟
بجنب...
باشه، برو روش.
شبیه حیوون هستش
از وقتی من عوض شدم...
هممم؟
اوممم
آهههه
ها یونگ؟
بله ؟
جون هو؟
اون اینجور آدمی نیست..
اون جواب زنگ منو
نمیده و حتی خونه هم نمیاد.
اوه، ما دیشب
عجب شبی داشتیم...
تو تنها دوستی هستی
که اون داره پس...
ههه...
میدونم...
هممم
آههه
با یکی از دخترا
رفته بیرون؟
مممم...
آره...
اون با من اومد خونه
و هنوزم خوابه.
اومم؟!
اون فقط عرق میخوره..
حتما تحت فشاره..
هایییی!!
ببخشید، ولی من نمیتونم
جلوشو بگیرم.
مالیدن
مالیدن
هممم!خیلی درد داره!
ببخشید.
زن من زیاد حالش
خوب نیست...
هاییی
راستی...
جون هو چطوره؟
تو تخت کارش خوبه؟
چی ؟
اشتباه برداشت نکن..
به عنوان اورولوژیست
میپرسم.
مممم!!
آهههه!!
وقتی یه مرد یه
زن رو راضی نگه نداره من
میفهمم...
هممم...
و اینجوری نیست که
اون مثل من رو پایین
تنش کار کرده باشه...
ببخشید.
خیلی گستاخانه بود؟
من فقط میخوام
کمک کنم اگه مشکلی هست.
قراره
نقشم بگیره؟
اوکیه.
مرسی که پرسیدی.
آههه
آههه
یه موقعی با
خودش میام دفترت.
خدمتکار
ترجمه اختصاصی از سایت سرراست
🐺Geralt 🐺
قسمت 16
اینگار که اون نمیدونه
چه اتفاقی افتاده...
چو هی چیزی نمیگه...
فکر کنم الان دیگه
وضعیت امنه...
اوخ،چه مرگمه؟
فعلا امن؟
من با یکی بجز
زنم سکس کردم!!
دیشب اصلا
نباید بیرون میرفتم.
ولش کن. عینکم
کجاست؟
چی ؟!
چو هی...
اوه.. خدا!!
دوباره شق شد!!
باید ازش دور
باشم...
و ببینم اوضاع چطور
پیش میره...
اوه!
ببخشید، از دستم
سر خورد.
اوکیه، اگه میخوای
همرو بشکون!
چه کصی بود گفتم؟
همین که به من
نگاه کرد ترسید!
الان چیکار کنم؟
چیکار...
اوه، نه...
این ظرف گرون نبود؟
ببخشید، فقط...
اوه...