مکان من قسمت ۶ از ۴۲۵۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰
قسمت 6
TWEET
یه ثانیه صبر کن!
الان ژل مو زدن کمکی میکنه؟
به محض اینکه برم داشنگاه
کون اون سال دومیا میزارم...
به هر حال موهام
خراب میشه...
هووم...
نه! نمیتونم به
استایلم پشت کنم!
اونا حتی نمیتونن
بهم دست بزنن!هه
بعد از اینکه طوفان جمعه و
جلسه توجیهی دانشجوهای سال
اولی تموم شد دوشنبه روز خوبی بنظر میرسه
فکر میکردم کل هفته
قراره اعصابم کیری باشه...
کونیا! شرط میندم فکر
کردن اخر هفته خوبی داشتن
امیدوارم این اخر هفته
خداحافظی هاشون رو کرده باشن
میگیرم خود رییس
دانشکده و اکیپش رو میگام
خودشون رو
مرده بدونن!
همینکه هائمی نصف شنبه
رو باهام بود باعث میشه
الان یکم اروم باشم
میخوای باهام سکس
داشته باشی؟
اولین بارم با
هائمی بوده...
اما هائمی گفت به خاطر
بچه های کصخل اینجا
میخواد بره و ترک تحصیل کنه...
امکان نداره حتما
چون عصبانی بوده
این حرفو زده!
حتی اگه یه درصد...
اولین پارتنرم بخواد
ترک تحصیل کنه...
زن و زندگی براتون
نمیزارم!
به کلاسو و همکلاسی
هیچ اهمیتی نمیدم مستقیم
میرم سراغ خود اون حرومی...
کانگ!
چی...
برگشتم چون یکی
سوار موتور اسمم رو صدا کرد...
هی!
خودشه رییس دانشکده
تیلور لی
کی گفته کصمغزا
نمیتونن جنتلمن باشن؟
خودش با زبون خوش اومده
کونش پاره بشه!
میتونی بیای اینجا؟
چیکص؟!
اون مادربه خطا!
حله میام اونجا
خیلی ممنون که خودت
صدام کردی...
باید بیام پیشت که بتونم
اون ساختار صورتت رو بهم
بریزم!
چی میخوای؟
چرا مثل سگ یه ادمو
صدا میزنی...
الان پیششم همینکه
چیزی بگه که اعصابم کیری
بشه میزنم میگامش...
فکر کنم دیشب زیاده
روی کردم میتونستیم
حرف بزنیم اما...
ببخشید برای جمعه
منو میبخشی؟
چی...
چرا داره ادا ادم خوبارو
در میاره؟
نه تنها چیزی نگفت که
دعوامون بشه بلکه معذرت خواهی
هم کرد
تو هم باید حواست
باشه چقدر میخوری
انقدر نخور که
خودتم یادت بره
اون رییس دانشگدس
حیلی خوشگله!
حتی موتورشم
خفنه واو
تیلور کاملا تایپمه...
لعنت بهش
اون بدنو ببین
اون صورت کوچیکش...
تیلور روز خوبی داشته
باشی!
سلام تیلور!
اههه...
چرا این یارو انقدر محبوبه؟!
مثل یه سلبریتی بین
دخترا میمونه!
اهه...حتی رو پشت بوم!
تیلور اینجا!!
تیلور میای نهار
با هم بخوریم!
(تیلور خیلی
زیباست)
چیکص...
حتی کفتر؟!
(سیکتیر کن
تیلور مال خودمه)
اگه الان جلو
این همه دختر بزنمش...
انقدر ادا ادم خوبارو
در نیار!
مشت عدالت!
پاچیدن
چطور جرات کردی به
تیلور مشت بزنی حرومی!
بکشینش!
(حرومزادهه)
زود باشید ما
تو صفیم!
دخترا حتما جرم
میدن...
اهه...این خیلی خطرناکه
باید فعلا متاسفانه برنامم
رو عوض کنم!
و یه چیز دیگه هم بود
که نفهمیدم...
تو...به نظر به
هائمی نزدیک میای...
اون دیگه ترک تحصیل
نمیکنه دیشب بهش
زنگ زدم و سوء تفام رو حل
کردم
اوه!
این ننه همگانیه پدر عقیم
که تا جمعه میگفت میخوادهائمی
رو بکنه الان میگه زنگ زده بهش
سوءتفاهم رو حل کرده....؟
سوء تفاهم به کیرم
تقریبا داشتم میزدمش اما...
الان انقدر خوشحالم
که هائمی قرار نیست
ترک تحصیل کنه که
بیخیال شدم
بعدا میبنمت
بعدا یه عرق
میزنیم
اه!
هائمی!
و به خاطر این خبر
خوب من اصلا دیگه دنبال اون
دلقک نرفتم و مستقیم رفتم به سالن کلاس
این کانگه
اومده؟
فکرکردم از خجالت
نیاد
کانگ چند سالشه؟
بیست؟
باید همسن ما باشه
دیگه؟
فکر نمیکنی
یکم کیوته؟
جایی که من برای اولین
بار پارتنرم رو بعد
دوروز دیدم
هائمی!!
از اون پدرم عقیم
شنیدم که دیگه قرار نیست
ترک تحصیل کنی...
من دانش اموزم
حرومزاده!
چی گفت؟
گفت زندگی تو کشور
ما خیلی خوبه
واو...
چطور میتونه انقدر واضح
سر کلاس بخوابه؟
اون باید ترک
تحصیل کنه...
اهه...
معدم هنوزم درد میکنه...
احساس سنگینی داره...
این احمق...
چطور میتونه یه باکره
پنج بار پشت هم سکس کنه؟!
اما...عجیبه دلم میخواد
دوباره باهاش انجامش بدم
پس این اولین بارمه
درسته؟!
هههههه...
اره...
خنگ...
اون برای اولین بارش بد
نبود بدنش هم خیلی قوی بود...
کیرشم واقعا کلفت بود...
اهه...
وایسا...
خودم میزارمش داخل...
فکر کنم ایندفعه
بتونم پیداش کنم...ههه
اههه...
خیلی بزرگه...
اههه...
اه...
مال من بزرگه؟!
اره...
خیلی!
اگه سریع ترش کنم
دردت میگیره؟
نه...
خودمم همینطوری
ترجیح میدم...
اهه!
ااهههه!
اههه....
میدونم بیست سالته
اما... لعنتی
اصلا خسته میشی؟
شوخی بردار نیست...
نه!
حتی بگو یکم!
شاید به خاطر اینه
که اولین بارمه دارم
تو زندگیم انجامش میدم!
با این وضعیت...
فکر کنم کل شب میتونم
انجامش بدم!
اههه!
ارهه!
خروپف...
اون پسره که رو میز
خوابیده رو بیدار کن!
الان چی گفت؟
کصخل ایندفعه دیگه
کره ای حرف زد نه انگلیسی
باید بهش
یاد بدم؟
فکر کنم با دو سه
نکته واقعا خوب میشه...
تا این لحظه فکر میکردم
هائمی فقط یه شریک جنسی
میخواد...
ادامه دارد
پایان

قسمت 6 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 7

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت