



اوهه!
آه!
هااا!
تو این
ساعت؟اخه
با کی؟
آره، کانگ
خونه نیست.
بیا همونجا
غذا بخوریم. یه
میز بگیریم.
چی؟ رئیس
کلاس؟!
آره، من
مشکلی ندارم.
باشه،
زود برگرد.
منتظرن.
قسمت ۵۵
هرچی میخوای
بخور، مهمون ما!
پوف، ببین
چقدر ذوق کردی.
تو جلسه
که مثل مردهها
بودی…
هی، این
چیز عادیه برای
پسرا.
خب چطور
ذوق نکنم؟
دارم با این
همه خانم خوشگل
میخورم!
همهشون
مثل مدلها
میمونن!
بیا. نوش
جان.
من
کبابشناسم.
بگیر.
ممنون.
ما باید ازت
تشکر کنیم!
خدای من…
خجالت نمیکشه اینطوری
حرف میزنه؟
قیچی رو بده
من، خودم درست
میکنم.
عمراً! این
کار مرداست!
هی رفیق،
معذبشون نکن.
میتونیم نوبتی
انجامش بدیم.
اوه…
باشه…
ببینم چقدر
خوبی!
من توی کباب
کردن گوشت
خیلی استادم.
هیچوقت ازت
انتظار چنین چیزی
رو نداشتم!
هیچ کاری
هست که نتونی
بکنی؟
ها ها… خیلی
کارها هست که
نمیتونم بکنم.
این کمترین
کاریه که میتونستم
بکنم…
وای خدای
من~ تو که خیلی
هم فروتنی.
اخ، داره
خیلی شورش
رو درمیاره.
میتونی
بسپریش به
خودش.
چه عالی!
با اون سینههای
بزرگش که روش…
اوه، جدی؟
فکر میکردم
همیشه یکی هست
که کاراتو برات
انجام بده.
مگه نه؟ ما هم
نمیدونستیم!
از قیافهم
معلومه، باید
من استاد کباب
باشم. ها
آره، قیافت
میگه باید همهٔ
آشپزی بیفته
گردن تو.
این تعریف
حساب میشه،
نه؟
ولی ببخش~
من مثل شاهزادهها
بزرگ شدم~
فقط
چیزی میخورم که
دیگران برام بپزن.
هی، چی
داری میگی؟! یعنی
من مثل رعیتا بزرگ
شدم؟
منم همینطوری
بزرگ شدم.
وای~ بیخیال~
خودت
میدونی منظورم
این نبود.
میدونم~
شوخی کردم.
چه خندهٔ
بامزهای!
واقعاً
خوشگله…
اخلاقش
هم خوبه!
این نمیتونه واقعی
باشه! هیچوقت کسی
مثل اون ندیدم!
این عشقه!
حتی به سکس
هم فکر نمیکنم. فقط
میخوام دوستدخترم
بشه…
کاملاً عاشق
شده. ها.
خیلی
مظلومنماست،
انگار میذاره هر کاری
باهاش بکنی!
قیافهٔ
معصومش…
با
اون سینههای
بزرگش…
چه جفت
ناهماهنگی!
دقیقاً تیپ
خودشه…
بهش کمک
کنم؟
البته، فقط
بعد از اینکه یه تستش
کردم...
کانگ،
میخواستم
یه چیزی ازت
بپرسم.
چی؟
چرا یهو
خواستی با من
سکس کنی؟
فقط شهوتت
گل کرده بود؟
اوه…
با توجه
به اینکه مستقیم
از کلاس اومدی
اینجا…
حتماً یه دلیلی
داشته…
میتونم
راستشو بگم؟
ممکنه حالتو
بد کنه…
هوم؟
چی؟
چرا
باید حالم بد
بشه؟
بگو کانگ.
اشکالی نداره.
یه دختریه به
اسم سالی، با هم
کلاس داریم…
احساسم بهش هر
روز بیشتر میشه…
ولی من نباید
به یکی مثل اون
دل ببندم.
چرا؟ دوستپسر
داره؟
نه،
دوستپسر
نداره…
خب پس؟
اون خیلی پاک
و معصومه…
من به
یکی مثل اون
نمیخورم.
پاک و
معصوم؟!
تو مدرسهتون
دختر اینطوری
هست؟!
آره. معجزهست.
خب چی
مانعت شده؟
من کثیفم.
یه نگاه به من بنداز،
حتی با زن یکی دیگه
هم خوابیدم.
حداقل
یه ماه دیگه سراغ
زن شوهردار
نمیرم.
اومدم اینجا
که یادم بیاد برای
اون چقدر کثیف
و آلودهام.
ببخشید…
خواهش
میکنم ناراحت
نشو…
نگران نباش.
مگه ما با هم
دوستیم…
چرا باید
ناراحت بشم؟
هر
دلیلی که باشه… تا
وقتی خودت خواستی
با من این کارو
بکنی…
برام مهم نیست.
میخوای بازم
این کارو بکنیم؟
تو چی؟
وای خدای من!
مگه واضح
نیست؟
جوابت
اینه! هه…
کانگ…
منو ببوس.
بریم یه
جای دیگه!
آره!
بریم! بریم!
حالا که اینجا
کباب خوردیم، نظرت
چیه مرغ سوخاری
بخوریم؟
سالی!
سالی!
بس کن
دیگه خواب! پاشو!
میخوان برن یه
جای دیگه.
زندگی چیه؟
بیدار شو دیگه!
هی! پاشو!
هی! مگه شما دخترا
نگفتین میتونین
مشروب بخورین؟
شما زود مست
میکنین!
چه ضعیف!
این دخترا انگار
یهکم زیاد زدن… بریم
خونهٔ تهجین؟
آره، همین
کارو بکنیم.
کیر تو قیافت
کم هول باش
اهمیت نده فقط میخواد لاس بزنه