








این دختره
چه مرگش شده؟ چطور
جرات کرده به کون تیلور
دست بزنه؟
تیلور، حالت
خوبه؟
این جنده
دیوونه شده؟!
یه انگشت
خیلی بهتر بود!
مکان من
قسمت ۶۲
چند روز بعد…
بیاید مجمع
عمومی مارس رو
شروع کنیم!
کلی حرف دربارهٔ
رویدادهای دانشجویی
و کارگاه داریم.
پس همه
حواستون باشه!
تیلور چقدر
خوشتیپه!
و چقدر
هم خوب حرف
میزنه.
اگه اینجا دانشجو
نبود، عالی میشد.
انقدر خوبه
که باورکردنی
نیست!
این کونشو
ببین!
حتی
بدنشم
عالیه.
آخ…
اینها رو ببین
چقدر ادعا میکنن…
فقط نادیدهشون
بگیر.
دارم
تلاش میکنم…
ولی نمیتونم به اون
جلسه معرفی فکر
نکنم...
من فقط تحملشون
نمیکنم…
همین
الان لهشون
کنم؟
وای، نه!
کانگ!
عصبانی
نشو.
تو یه ستارهٔ
فیسبوکی با اینهمه
طرفدار، نمیتونی
اینطوری الکی
عصبانی بشی.
باشه…
فقط بهخاطر
منم که شده تلاش
کن، کانگ.
باشه!
میخوای
همین الان
بریم خونهٔ من؟
هه…
نمیتونیم
مجمع عمومی رئیس
شورای دانشجویی رو
پیچوند.
ولی نمیدونم
میتونم تحملش
کنم…
چقدر بامزه.
اگه اون
شب به خودم
نمیومدم، بد
میشد…
این
آشغالا…
اینم از تاریخها و
مراسم مهمی که
تو مارس داریم.
مینچول،
مدیر امور عمومیمون،
بیشتر دربارهٔ کارگاه
توضیح میده.
تیلور. اون
آشغال. هر وقت باید
یه چیزی بگه که خرابش
کنه، همیشه در
میره. لعنتی.
گروه زبان انگلیسی
کارگاه از بیستوسه
تا بیستوپنج، جمعه
تا یکشنبه برپاست.
کارگاه گروه زبان انگلیسی
۲۳ تا ۲۵ (جمعه تا یکشنبه
/ ۲ شب و ۳ روز) مکان:
متعاقباً اعلام میشود
هزینهها حتی اگه شرکت
نکنی برگشتپذیر نیست.
چون اولین
کارگاهمونه،
دوست داریم همه
شرکت کنن.
اگه نیای، خودت
ضرر میکنی.
هزینهای که قبلاً دادی
حتی اگه شرکت نکنی
برگشتپذیر نیست.
همهٔ استادا
هم دارن شرکت
میکنن…
اگه شرکت نکنی،
اون روز از کلاس غایب
حساب میشی.
با این، مجمع عمومی
مارسمون تموم شد.
بچهها عالی بودید!
همهتون
خسته نباشید!
مرسی!
تو
کارگاه شرکت
میکنی؟
گفت
اگه نریم از نمرهٔ
کلاسمون کم
میشه.
آخ،
آخر هفتهها
کار اسکورت
دارم.
تیلور خفن
نیست؟
وای خدا، چقدر
خوشتیپه.
هه هه
بچهها، عالی
کار کردید.
تیلور! دقیقاً
مثل استیو
جابز بودی.
مینچول، چقدر
کاریزماتیک بودی!
مطمئنم
همه میان!
ها ها…
مرسی.
هان؟!
سالی! جوآن!
اِاِ…
اِ… سلام…
شما دخترا
کارگاه میاید؟
راستش
فکر میکردیم اون
آخر هفته بریم
سفر…
هی! این چه
حرفیه میزنی؟!
باید بیای!
باید بیای!
امروز
حسابی سرحالم.
شش بار میریم.
کارت تمومه!
چی؟ فقط
شش بار؟ میخوام
خشکت کنم!
میتونم امروز
توش ارضا شم…
چیکص؟
چطور جرات
کرده دستش رو دور
اون بندازه؟!
هی، هی!
کانگ، آروم
باش!
این کثافتا
از خودم هم
کثیفترن!
هی!
بُم
چنگ
آخ!
هی، تو رو
چه به این کارا؟
دیوونه شدی؟
کانگ! داری با
بچههای سال بالایی
چیکار میکنی؟
بس کن.
کانگ هنوزم
از خاطرات جشن
ورودیها ناراحته.
هی!
ولم کن!
چطور جرات میکنی با
سال بالاییت اینطوری
رفتار کنی؟
هی! تازهوارد،
داری چیکار
میکنی؟
کانگ!
بس کن.
حتی منم از
سالی دوری میکنم
که دلم پیشش
نره…
نمیذارم
با اون دستای
کثیفت بهش
دست بزنی!
اون قبلاً با من لاس
زد فقط که فکرش
از سالی دور بشه؟
لعنتی!
دیگه بسه!
نمیتونم تحمل
کنم!
مینچول؟
کانگ!
خدای من!
حالت خوبه؟
غرررر…
آآآخ!
کدوم یکی
از شما کثافتا اونو
پرت کرد؟!
ادامه دارد…
sarrast.com
مترجم:esquire
کی اینو رییس دانشکده کرده؟
بدش نیومد؟
خودتو ناراحت نکن پیش میاد
بگا رفتید