مکان من قسمت ۴۱ از ۴۳۴۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶
دارم چیکار
میکنم...
حتما زده
به سرم...
سرراست
مکان من
چه مرگم
شده؟
اوه...سردمه...
دارم مجازات
میشم...
چون با
خانم هان سکس
کردم...
پس سرما خوردن
این حسو داره
واقعا مریض
شدم؟
بدن انسان
هم چیز عجیبیه
ها...
باورم نمیشه
سرما خوردم...
اوه...
چرا یهو
اینجوری شدم؟
TREMBLE
نکنه اون خانم
مریض بوده؟
منم از اون
ویروس گرفتم...
بهش
نمیخورد مریض
باشه...
نکنه قراره
بمیرم؟
سرراست
اه...
دارم
میمیرم...
اوه...
با من بیا...
چی؟ تو
کی دیگه؟سیکتیر
کن
اه!معذرت
میخوام بعدا
میام!
اگه میتونی حتما
برو بیمارستان و دارو
بخوری خدانگهدار
چرا باید مریض بشم؟
چرا باید مریض بشم؟
!HAAH
خیلی خوبه
کانگ!
بیشتر!
سرراست
محکم تر!
با اینکه 20 سالمه و
سالمم و بدن قوی دارم...
محکم
تر کانگ!
اون زن انقد حشری
بود کل انرژیمو گرفت...
بیشتر!
محکم تر!
!HAAH
شیره جونمو کشیده بیرون
بخاطر همین مریض شدم
اینم بگم که...احساس
گناهی که بخاطر سکس با
این زن داشتم...
سرراست
کلی بهم استرس وارد کرد
بهش چیزی
نمیگم چون نمیخوام
نگران بشه...
نمیخوام
به مامانم زنگ
بزنم...
دیگه
نمیتونم تحمل
کنم...میخوام زنده
بمونم...
یکیو میشناسم
با داشتن چنتا بیمه
درمانی چند صد هزار دلار
پول گرفته...
یکیم میشناسم که
اصن نمیدونه که میتونه چنتا
بیمه داشته باشه...
پسرم
*STOPS*
یه لحظه
ببخشید
سرراست
مشکلی
نداره من شرایط
رو میخونم
اره...چی؟
الان مشتری
دارم چی شده؟
نماینده بیمه ملکه
بیمه فروشنده برتر
بیمه نامه 3 سال سابقه
مامان...سرما
خوردم...
میشه کارت
که تموم شد
بیای اینجا...
چی؟
سرماخوردی؟
اره...از
صبحه حالم
بده...
!CLICK
پسرم
احتمالا مست کرده
شما ادامه بدین
هه هه
سرراست
وای...خیلی
نامردی...
زن دارم بهت
میگم سرماخوردم
باور نمیکنی؟!
اره...تقصیر
خودمه...
باید هر دوسال
مریض میشدم...
لعنتی... به
کی زنگ بزنم؟
حالم جوری
نیست که زنگ بزنم
امبولانس...
اگه یبار
دیگه به خانم هان
زنگ بزنم...
شاید
اشتباه متوجه بشه
دوباره دلش بخواد
بهم بده
به سیندی
زنگ بزنم؟
سیندی مرسی
که اومدی...
کانگ این
وقته شب زنگ
زده فقط یه معنی
داری...
میخوای
سکس کنیم؟
ها...چی؟
نه
نمیخوام...
گفتم که
سرماخوردم
!ARGH
!AHHH
از تخمات
میفهمم مریض
شدی هه...
سرراست
!GAH
!AHHH
تو بزرگترین
کیرو داری!
!GAHHH
از روش بلند
شو...لطفا! من حالم
خوب نیست...
نمیتونم به
سیندی زنگ بزنم!
به کسی زنگ
بزنم پس؟
سرراست
هائمی
اخرین تماس 6
دقیقه و 29 ثانیه
اخرین تماس 5
دقیقه و 35 ثانیه
.....
سرراست
یعنی بهش
زنگ بزنم؟
حالا لالای
لالای
.....
هائمی از
این به بعد باید بیشتر
از این وسایل جنسی
استفاده کنیم خیلی
حال داد
میدونم
اولش یکم سخت
بود...ولی حال
داد
حتما...
میبینی!هه!
اون دوسم
نداره...
من فقط واسش
یه وسیلم...
اون هیچوقت
دوسم نداشت...
نکنه من
باعثش شدم؟
سرراست
ها؟!
کانگه
الو؟
هائمی
فکر کنم دارم
میمیرم...
میشه
بیای پیشم
صدات...
فکر کنم
سرماخوردی
ببخشید
بعد ازاینکه نادیده
گرفتمت یهو زنگ
زدم ولی...
هائمی...لطفا بیا دیگه
نمیتونم تحمل کنم...
هائمی برو
حموم!
صابونای
این هتل حرف
نداره!
ها؟
الان میام
اونجا!
چی؟
داری کجا
میری؟
سرراست
پایان

قسمت 41 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 42

این قسمت را دوست داشتی؟

۷ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۶ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت