مکان من قسمت ۲۵ از ۴۲۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
قسمت 25
خوش اومدین گروه
شما چند نفرس؟
خوش اومدین
فقط خودم
عه... همون دختره
که مست کرده بود و کم
مونده بود بهش تجاوز بشه
سلام! خیلی بد میتونست
واست تموم میشه!
یادم میاد که مست
کرده بودی...
مکان من
چی؟
تو خطر بودم؟
چی... یادت نیست اون
شب چه اتفاقایی افتاد؟
فک کنم بیهوش
شده بود...
یچیزایی یادمه ولی...
اوه!
یادت اومد؟
!CLAP
من خیلی مست بودم
و از دسشویی اومدم بیرون
جیسون عوضی...
دیدم دوتا بسته پفک
بزرگ کنار خیابونه...
ها؟
پشماام!
پفکارو نگاه
چی فکر کردی جیسون؟
فکر کردی از انتظار زنگ زدنت
از گشنگی میمیرم؟
چی شد؟ دیدی
بدون تو هم میتونم
خانم داری
چیکار میکنی؟
یادمه دهنم پر
از پفک شده بود...
خانم شما نباید
اینجا باشی...
یکم واستون سر
میز میارم
حالا این چیز مهمی
نیست که یادت بیاد
چیز دیگه ای یادت نمیاد؟
LOADED
هی چرا به این
انقد پفک دادید
قضیه پفکا چیه؟ اون گارسون
داره از پفک هایی که
خوردم انتقام میگیره؟
تو منو هستش؟
خانم شما
فیسبوک دارین؟
فیسبوک؟من زیاد تو
فضای مجازی نیستم چطور؟
میدونستم خبر نداری
ویدیوی دوست پسرت
تو فیسبوک وایرال شده
چی؟
نگاه کن
BEEP
سرت تو
کار خودت باشه
اون خواهر
کوچیکمه
این کصکشا
رو یادمه...
نگران نباش
ما برادرشیم
واقعا؟
اون داشتن دنبالم
میومدن...
نمیدونستم دارن منو
کجا میبرن...
دوست پسرت یهو
اومد و خیلی خفن بود
اگه میدونستم قراره
اینجوری بشه دنبالش
میومدم نگاه میکردم
دوست پسرت
ورزشکاره؟
اون لاشیا گنده بودن
ولی اون جفتشونو زد
یادمه کانگ
یهو اومد...
پس اون اینکارو کرد؟
دوست پسرت
خیلی خفنه
بیا بریم!
اوه...خیلی سرده...
بیا اینو بپوش
کاشکی من همچین
دوست پسری داشتم
دارن چی نگاه میکنن
!CLAP
وای...دوباره شروع
کرد به زر زر کردن
چرا سفارش هارو
نمیگیره...
بگیرش عوضی
اوه اوه!
اینجا خیلی
قشنگ زدش
چندبار نگاه کردم
هائمی داری
کجا میری؟
یهو کجا رفتی؟
هائمی این خطرناکه
جیسون...
این تو مدرسه
ما نیست؟
همونه که تو جلسه توجیهی
مست بود دیوونه بازی درآورد
اها اون پسره
دختره هم تو
دانشگاه ماعه؟
اره تو کلاس
این پسرس
لعنتی... ویدیو عه
8 هزارتا لایک گرفته
فک کنم تو دانشگاه
یه سلبریتی جدید داریم
فکر کنم این احمق
از رو هوا حرف نزده بود
فکر کردی فردا هم
میتونی اینکارو کنی؟
عجب حرومزاده ای...
تلفنتو جواب بده
باشه
الو؟
شما؟
دخترای دپارتمان چه
کون و ممه سکسی دارن
اوه...از
اون شب؟
معلومه که یادمه
همونی که با رئیست
اومده بودی؟
نه نه من شمارتو
سیو کردم اون شب...
بدون اینکه گوشی رو
نگاه کنم جواب دادم
اها فهمیدم
کارم تموم شد داشتم
میرفتم سالین که دیدمت
امشب تنهام
تنها؟پس رئیست که
باهات اومده بود چی؟
اون نیست ایندفعه تنها
اومدم...دلم برات تنگ شده
چی...واقعا؟
ولی من امشب
کار نمیکنم
اوه...
امشب نیستی پس...
قبل از اینکه بخوای
بیای باید پیام بدی
برو سالن پیش خانم
چی یانگ اون هواتو داره
بهش بگو من
معرفیش کردم
یوری هان
21 ساله
صبحا دانشجو
و شبها کارمند سالن
نه...دخترای دیگه بدردم
نمیخورن راستش نمخواستم
باهات سکس کنم
چون دلم برات تنگ شده
بود خواستم ببینمت...
واو...مرسی
خب پس فردا شب بیا
ببینمت اون موقع هستم
باشه پس فردا
میام ببینمت!
ببخشید روز استراحتت
بهت زنگ زدم...میبینمت
اشکال نداره...
خدافظ
شبت بخیر عزیزم
فعلا خدافظ!
احمق پلشت خیلی رو
مخمه همش داره منو عزیزم
صدا میکنه!پلشت اوبی
چرا همش داره میاد؟ اون
مثل خرگوش سکس میکنه
آبشم 3 ثانیه ای میاد
چی؟بازم مشتری
عاشقت شده؟
نه این فقط یه پلشته
بهش فکر نکن
میدونستی 3 تا دختر تو
سالن کار میکنن که تو
دپارتمانن منن؟
تازه یه دختره هم هست
که تو قسمت آموزشیه
من رئیس دپارتمان شما
نیستم ولی وضعتون خیلی بده
باید اسم دپارتمان شما رو
به جنده خونه تغییر بدیم.هه هه
چی؟ هنوزم درگیر
دپارتمان مایی؟
بلاخره یکی از دخترای
دانشکده زبان رو تو
سالن پیدا میکنم!
نه نه دخترای دانشکده من
خیلی ساده تر از این حرفان
چون که دانشکده
توعه حتما... هه هه
این حرفیه کسیه که قراره
رئیس کل دانشگاه بشه؟
فعلا که رئیس دانشکدم
SUCK
بچرخ یوری
?69
امسال کلی دختر کردنی
سال اولی اومده
مخصوصا اون!
بزودی میکنمش
ادامه دارد
پایان

قسمت 25 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 26

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت