مکان من قسمت ۵ از ۴۲۷۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱
قسمت 5
این مثل شکنجه میمونه
دارم دیوونه میشم!
WHOO...
منو بزنی دردش کمتره...
میخوای یکاری کنم
دردش کمتر بشه؟
اره
هرچی که از دیشب یادت نمیاد
رو الان بهت میگم...
با دقت بهم گوش کن
حالت بهتر میشه
همینطور که دراز کشیده بودم
و کیرم توش بود...
با دقت به اتفاقایی که
دیشب افتاده بود گوش کردم
مکان من
اه!
خیلی یهویی وایستادی
رو میز وسط بار
مست بودی...
از وقتی که اومدی سمت
من داشتم نگاهت میکردم...
این همونی نیست
که چند دیقه پیش
اومده بود سر میز ما؟
یارو دیوونس؟
فکرکردم قراره یه
بگایی به بار بیاری
درست فکر میکردم...
اون داره چیکار میکنه؟
چند دیقه پیشم یه کصشری گفت
فکر کنم خاطر اینکه مست
بود اون حرفارو زد مگه نه؟
اره جدیش نگیر اون
فقط میخواد جلب توجه کنه
ولی قیافش خیلی آشفته بود
انگار چیزایی که داشت میگفت
حقیقت داشت...
اون سال دومی های اشغال
واقعا گفن که میخوان منو بکنن؟
حرومزاده های عوضی!
حتی اگه این دانشگاه تو
سئول باشه... بازم باوز نمیکنم
انقد پست و کثیف باشن...
لعنتی!باید از اینجا برم
انگار این سال اولی خیلی مست
کرده نسشته رو میز
هی تازه وارد این کار
خطرناکه بیا پایین
حتی اگه خیلی مست کرده باشی
هم وقتی رئیس مدرسه باهات
حرف میزنه باید بهش گوش کنی
بیا پایین!
هی سال اولی آروم باش
هی...شما عوضیا...
شما لاشیا...
جلو سال اولی ها ادای
بچه های خوبو درنیارین
من شنیدم که داشتید درباره
کردن دخترای سال اولی حرف میزدین
شما چاقالای عوضی!
منم مستم!
نکنه قراره منم بکنید؟
کصکشای حرومزاده!
اوه...لعنتی...
نباید این حرفو میزد!
منم مستم!
نکنه قراره منم بکنید؟
کصکشای حرومزاده!
اوه...لعنتی...
نباید اون حرفو میزد!
برای سه ثانیه بچه
باحالی بودی. خداحافظ
میدونی چی ناراحت کنندس؟
داخل بار خیلی شلوغ بود...
بخاطر همین مردم حرفایی
که اولش گفتی رو نشنیدن...
تنها چیزی که شنیدن این بود
که تو مستی و اونا قراره بکننت
از اون به بعد همه مثل
دیوونه ها بهت نگاه میکردن
یهو تبدیل شدی به پسر عجیب
غریب که سال بالایی ها
قراره تورو بکنن...
چی...چی گفتی؟
اح...
هی...تو بازم تکون خوردی؟
دفعه آخره که بهت میگم
یبار دیگه تکون بخوری
میکشم بیرون!
ببخشید
اینکه رسما تو دانشگاه
گی شدم یکم منو ترسوند...
ولی خداییش واسه تو
هم سخت نیست؟
اومم...نه!
هی...قراره همینجوری
آروم تکونش بدی؟
بسه دیگه تموم شد
من میکشم بیرون!
نه صبر کن!
نه تو نمیتونی!
اوه!
چی؟ولم کن
میخوام بلند شم!
فقط صبر کن
تا زمانی که بقیه
شب رو تعریف نکنی
نمیزارم از روش بلندشی!
شوخیت گرفته؟
خب گفتی که رو میز
بودم...بعدش چی شد؟
رئیس مدرسه و بقیه
سال دومی ها تورو کشیدن بیرون...
SCRATCH...
ولی اون رئیس مدرسه جلو دخترا
آرامششو حفظ میکرد که آبروش نره
دوستم گفت که تو ساختمون
رو به رویی زندگی میکنه
بعد از اینکه بردیمش خونه
برمیگردیم شما ادامه بدین
بزن بریم
بزنی بریم
اره وقتشه
بری بخوابی
ولم کن حرومزاده
واو!رئیس مدرسه
چه پسر خوبیه!
مگه نه؟خیلی خوشتیپ
و بامزس
بنظر من قرار بود اون
پسرا بدجور کتکت بزنن...
هی شما کونیا قراره
منو بزنین؟
سال اولی مستقیم برو
زیادم حرف نزن
این دیوونس
باشه دنبالتون میام
اون تو آپارتمان ولکانو
زندگی میکنه ببریدش اونجا
امثال تورو باید سریع
ادب کنم وگرنه دوباره
گنده گوزی میکنی
میدونستم. عوضیا
به محض اینکه از بار
دور شد رفتارش عوض شد
احح...
اححح...
حالا داری بدون اجازه
تکون میخوری؟واقعا؟
ببخشید هائمی...
دیگه نمیتونم صبر کنم...
بعدش؟دیگه چی شد؟
بحث رو عوض نکن عوضی
نزن زیر قولت...
اوه احساس میکنم
دارم میمیرم...
ببخشید...
هائمی بعدش چی شد؟
سال دومیا چیکارکردن؟
بعدش چی شد؟
یالا دارم دیوونه میشم
بهت گفته بودم دیگه داشتن
تورو جلو ساختمون کتک میزدن
همش بخاطر من بود
نمیتونستم نادیده بگیرم...
مشت
مشت
این سال اولی حتی
نمیتونه سرشو تکون بده...
من اومدم نجاتت ادم
ولی چیزی که رئیس مدرسه
رو خیلی ادم کیری میکرد...
اون نمیخواست موقع زدنت
گیر بیوقته بخاطر همین فقط
به سینت مشت میزد...
هی! تمومش کنید عوضیا!
ولش کنید
ها...اون دختره...
کاپشن چرم مو بلند...
تو گفتی که قراره
منو بکنی؟!
بکن ببینم اشغال!
هه هه... فکر کنم یه
سوتفاهمی پیش اومده...
بیا شنبه تو دانشگاه
دربارش حرف بزنیم سال اولی
اون ترسیده بود... ولی
داشت تظاهر میکرد که
اتفاقی نیوفتاده
سال اولی؟ کیر دهن تو
و دوستای مادرجندت...
من شنبه از اینجا میرم
رفتی رو اعصابم
پس سیکتیر!
هه هه...هه هه
اون کصخلا بعد از اینکه
ریدم بهشون از هم جدا شدن
ما دوتا مونده بودیم...
هائمی اینجا چیکار میکنی
خیلی خطرناک بود تو باید
فرار میکردی...
نگران نباش...
من ازت مراقبت میکنم...
ولی تو خیلی مست
و بامزه بودی
انقد بامزه بودی که
میخواستم لپت رو ببوسم...
همچی دست به دست هم داد
که ما الان اینجاییم...
تموم شد؟
اره تموم شد
اینجور شد که فهمیدم اون شب چه اتفاقی افتاد
ولی تو یه غوضی دروغگویی
قول دادی که فقط بکنی توش!
ببخشید...
من فقط یه مردم...
ولی الان تویی که
داری تکون میخوری...
خفه شو!
وقتی حرفاش تموم شد ما داشتیم سکس میکردیم
PANI...
اه...هائمی این
خیلی حال میده...
بعدش این دختره یه رازیو
از دیشب در گوشم گفت...
راستشو بخوای کاری
که الان داریم انجام میدیم...
واسه تو اولین باره...
چی...چییی؟
چی گفتی؟
هاهاهاهاها!
این اولین بارته دیشب
قبل اینکه سوراخو پیدا کنی
یهو بیهوش شدی هاهاها!
هائمی...کصت کجاست؟
میشه کمک کنی پیداش کنم؟
این سوراخ درسته؟
RUB
RUB
جای درستی کردم؟
هی هی هی!
اونجا نه
اونجا نیست
برو بالا بالاتر!
هائمی کصت کجاست؟
میشه کمک کنی پیداش کنم؟
کجاستتت...
اوه!
چی؟ خوابش برد؟...
هاااا؟
اوه...
چیه چرا اینجوری؟
ناراحت شدی؟
ناراحتی بهت
دروغ گفتم؟
ههه ههه نه!
من خیلی خوشحالم که اولین
سکسم رو یادم نرفته!
یعنی این اولین بارمه اره؟
باورم نمیشد
اره...این اولین بارته
اصلا فکرشو نمیکردم دختر اولم
هائمی منو به این تبدیل کنه.
پایان

قسمت 5 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 6

این قسمت را دوست داشتی؟

۶ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۳ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان من
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت