






زندگی چیه اصلاً؟
بس کن
دیگه خواب! پاشو!
میخوان برن یه
جای دیگه.
بیدار شو دیگه!
هی! پاشو!
هی! مگه نگفتین
میتونین مشروب
بخورین؟
شما زود مست
میکنین!
خیلی ضعیفین!
این دخترا
انگار یه کم زیاد
خوردن… بریم خونهٔ
تهجین؟
آره، بریم.
مکان من
قسمت ۵۶
توی گیمنت
نزدیک دانشگاه.
نه!
اوه…
ساعت چنده؟
اینقدر
دیر شده؟!
باید برم.
هی! سالی!
پاااااشو!
زندگی چقدر تند
میگذره… آه…
همینجا
ولت میکنم
میرم!
یالا، سالی.
پاشو!
داریم میریم
بیرون یه سیگار
بکشیم.
آماده
شو بریم.
سالی! سااااالی!
همونطور که
فکر میکردم
هه.
میخوان این
دخترا رو بگازن…
نمیذارم
به سالی دست
بزنن!
نگران نباش. من ازت
محافظت میکنم!
واقعاً دلبستهٔ
سالی شدی، ها؟
آره، عاشق شدم!
حتی به
سکس هم فکر
نمیکنم!
چه غلطی!
خودت میدونی
اگه گیرت بیاد
میکنیش…
پس این چرتوپرتا
رو بذار کنار!
قسم
میخورم! اصلاً هیچ
کشش جنسیای
بهش ندارم!
فکر میکنم این
واقعاً عشقه!
این عالیه چون ما
یه نفر اضافه داریم!
بهتره همینجا
تمومش کنی.
عمراً! منم
میام!
میخوایم کلی کارای
کثیف بکنیم…
یه بچهمثبت
مث تو فقط حال و هوا
رو خراب میکنه.
اگه نقشهت
اینه، حتماً
باید بیام!
حتی فکر نکن
منو جا بذاری!
ببخشید،
فقط آدمای کثیف راه
دارن. تو خونهٔ من جای یه
پاکوپاکیزهای مثل تو
نیست!
ها.
پاکوپاکیزه؟
مگه خل شدی؟
من فقط
نسبت به سالی این
حس رو دارم.
اینقدر دلم
میخواد اون موسبزه
رو بگام که نگو.
اون مال منه.
از همون
روز آشنایی روش
دست گذاشتم.
پس منم روی دختره
که کنار تیلور نشسته
بود دست میذارم.
اسمش چی
بود؟ سیندی!
نه. اون مال منه.
این دیگه چه
کوفتیه؟!
از قیافش
معلومه سکسش
عالیه
هوم؟
هی! اون
دختره…
این هائمی
نیست؟!
سال اولی!
الان میری
خونه؟
هه…
سال اولی،
خایهمال من…
هی، کثافت.
قرار نبود اینطوری
صدام کنی، نه؟
کثافت؟!
بهتره سر
قولت بمونی…
وگرنه مجبور
میشم به همه
بگم که…
تیلور، از گروه
زبان انگلیسی…
اِ…
و رفیقاش
به یه سال اولی
حمله کردن…
و میخواستن
تو مراسم آشنایی
دخترا رو بگان
میترسی؟
از اولش نباید
بهم زنگ میزدی.
گمشو!
با من حرف
نزنید، کثافتا!
خدای من…
جدی؟
ما هنوز سال
بالاییهاتیم…
پوف، سال
بالایی خایهمال
من.
وای،
مرد… اون جندهٔ
عوضی!
جندهٔ عوضی!
تیلور! میخوای
همینطوری بذاری
قسر در بره؟
معلومه که نه!
اول
میگامش بعدشم
میندازمش دور
تیلور، تو مردی!
جندههایی که
لاف سختی میزنن،
راحتترینن.
آآآخ!
هوف
هوف
آه…
هوف
هوف
آه…
وای!
پس تو هم
خسته میشی؟
آه، من فقط
ادای آدمها رو
درمیارم…
هوف…
هی، در مورد
اون دختری که
دوستش داری…
مهم نیست
که به دردش
میخوری یا نه.
فقط دنبال
قلبت برو.
به خودت
اعتماد کن.
اگه موهات
سبزه، انگشتت
رو بذار پایین!
اوه،
جدی؟! این چه
انصافیه؟!
قرار شد هیچ
ویژگی شخصیای رو
مطرح نکنیم!
هیچ انگشتی
نمونده.
هی! تو
قبلاً «دومیها»
رو گفتی!
آره!
درسته. تو هم به
سلامتشون یه پیک
زدی. بنوش!
…مگه زدم؟
آره! دفعهٔ
قبل هممون رو
یهجا مجبور کردی
بنوشیم.
بنوش،
جوآن!
آخ… بابا…
بعد از این دیگه
نباید بنوشم…
دیگه به حد
خودم رسیدم…
ها…
حرومزاده...
sarrast.com
گیمر باشه؟
دستخوششش
چقدر سطحش بالاس
بسه دیگه شب شد