قسمت 10
هی کانگ بیا بریم
چی؟
مگه نگفتی استاد مارو انداخت؟
خب پس واسه چی اینجا بمونیم
عه... راست میگی
بیا بریم یه کاری
هست که واسم انجام بدی
میخوام یکاری کنی تا
چند ساعت آینده
به چیزی فکر نکنم
مکان من
ما یه اتاق واسه
دوساعت میخواستیم
بله خانم کدملیتون رو بگید
هائمی... چرا این همه پول هتل
دادی وقتی میتونستیم بریم
خونه من این همه پول هدر دادی...
تو خونه تو مدیر ساختمون
دوباره قراره گیر بده!
الان حوصلشو ندارم
نمیخوام کسی مزاحم بشه
تازه میتونی هرچقد که
میخوای محکم تلمبه بزنی
ولی اگه حتی یه لحظه حواسم
پرت شه دیگه باهات سکس نمیکنم
باشه؟
باشه... تا جایی
که بتونم میکنمت
این دختره قیافه آرومی
داره ولی بد حشریه!
کاش جای این پسره جقی بودم
وای...
اهه...
SUCK
LICK
هائمی پاهات رو بزار
رو شونم.
SLURP
باشه.
SLURP
LICK
LICK
الان بهتر شد
اومم...
LICK
CULCH
CULCH
LICK
SLURP
کافیه!میتونی شروع کنی
بکنش توم!
چشم
اووو...
کاری نیست که انجام بدم...
وقتی کیرمو میارم سمتش
خودش کیرمو میخوره!
هرکاری میخوای بکن
اوم خشوت میاد؟
خب پس هرچقد که
دلت میخواد منو بکن
همین الان!
PANT
PANT
اووممم...
عااح...
اوم...سریع تر
THUMP
THUMP
THUMP
اححح...
عااحح...
هائمی حالت خوبه؟
PANT
PANT
اره ادامه بده
اوفف محکم تر محک م تر
نزار به چیز دیگهای
فکر کنم!
قبلا خشن دوست نداشتی
امروز داری زیر کیرم
جون میدی مشکلی پیش اومده؟
زر نزن فقط منو بکن
باشه عشقم
هر چهارتا کارمند جدید لطفا
دوربین رو نگاه کنید ولبخند بزنید
یک دو سه
FLASH
خوبه یکی دیگه...
این قراره جلد اصلی مقاله
خبری باشه که برای استخدام
فارغ التحصیلان دبیرستان میفرستم
FLASH
دختره عجب کصیه...
دخترای دهه هشتادی
چقد خوشگل شدن
بیست سالش هم هست...
همه قراره سعی کنن
مخشو بزنن...
اقای لی شما واقعا
ازدواج کردین؟
چرا بهم نگفتی؟
من برات فقط یه
سرگرمی بودم؟
دیوونه شدی دختر؟
معلومه که نه من عاشقتم!
تو دوتا بچه داری!
چرا با من اینکارو کردی؟
ببخشید میدونم که آدم خوبی نیستم
ولی از لحظه ای که چشام به
چشات خورد دیگه نتونستم
احساساتمو نسبت بهت کنترل کنم
خیلی سعی کردم ولی نتونستم
جلوی خودمو بگیرم... همش
داشتم به تو فکر میکردم...
من معذرت میخوام...
من میخوام راستشو بهت بگم...
من فکر کردم میخوای منو ولم کنی...
ترسیدم که از شرکت بری و من
دیگه نتونم ببینمت...
اه...من خیلی گیج شدم...
نمیدونم چی باید بگم...
تظاهر کن که انگار منو
سرکار نمیشناسی
هائمی...
اه...
اه... نمیدونم...
نمیدونم چه حسی دارم...
دیگه حتی نمیتونم
احساستمو کنترل کنم...
شاید بخاطر دروغات ازت
متنفر باشم ولی...
نمیتونم از فکر کردن
بهت دست بردارم...
چرا من؟چرا از من خوشت میاد؟
چرا با من خوب رفتار میکنی؟
من باید چیکار کنم؟ازم
چه انتظاری داری...
هائمی...ببخشید
ولی باور کن...
تنها کسی که تو این
دنیا عاشقشم تویی. نه زنم
ببخشید هائمی...خودت
گفتی میخوای محکم بکنمت...
هنوزم پاهات گرفته؟
اره دارم بهتر میشم
پاهام ماساژ بده.
جیسون هنوز از دستم عصبی؟
جیسون لی
با خودم فکر کردم اگه مثل
دیوونه ها سکس کنم حالم بهتر میشه
ولی هیچی تغییر نکرد...
هائمی منو دوست پسرتم
چی از من قایم میکنی؟
مگه نگفتم یبار دیگه بگی
دوست پسرمی میکشمت؟
اره راست میگی
باشیه ببخشید
من شوهرتم پس
مشت
CRASH
کصشر نگو حالم خوب نیست
بیا یکم مست کنیم!
هائمی بلندم کن کم مونده
واسه خودم ساک بزنم...
ما از هتل رفتیم به بار
رو به روی دانشگاه...
وارا گارا
امروز فهمیدم که چرا
هائمی انقدر ناراحت بود
بخاطر اینکه با یه مرد متاهل
قرار میذاشت سردرگم بود
نمیدونستم اولین سکسم
با یه مرد متاهل بوده...
الان که میدونی من یه
دوست پسر متاهل دارم...
TIPSY
بازم میخوای با
من قرار بزاری؟
اه...
اره حتی بیشتر!
ادامه دارد