ام...خانم
هان...
انقدر شکه شده
که نمیتونه
دست از مالیدن
کیرش برداره...
!!
!EEEK
برگشتن
از ورزش
صبحگاهی...
وای...این چه
سمیه دیگه؟!
سرراست
قسمت 46
مکان من
اون
دانشجو واحد 302
نیست؟
فکر کنم از
ورزش صبحگاهی
برگشته...
بگایی شد...
باید چیکار
کنم...
انتظار
نداشتم ساعت 5
صبح از اتاق بیان
بیرون
و...اون دختره داره
چیکار میکنه؟
چرا هنوز
داره کیرشو
میماله؟
لعنتی...چه مرگم
شده...نمیتونم جلو
خودمو بگیرم...
.....
ها...هائمی...
هی هی
کانگ! الان وقتشو
نداریم!
سرراست
برگرد داخل!
اه...هائمی...اوه...
درو ببند
کانگ!
ولش
کن!اینجا
نمیشه!
اوه...
دستام وای
نمیسه!
واحد103؟ دارن
چیکار میکنن؟
چرا دارن
تو راه رو اینکارو
میکنن؟
خیلی حال
به هم زنه...
حتی نمیتونم
نگاه کنم!
؟!
چی؟
مدیر ساختمون؟
اون
اینجا چه گوهی
میخوره؟
اینجا چخبره؟
یا خدا چشم تو
چشم شدیم!
دختره
منو دید!
هی من ولش
کردم! بیخیالش
شو!
اه...دیگه
نمیتونم...
ول
نکن...لطفا...
کانگ!ولش
کن!
لطفا یکاری
بکن...
اینا دیگه چقد
کصخلن!
چه مرگشون
شده!
این
چه فتیشیه
اخه کصخلای
حشری!
هائمی...ادامه
بده...
هی!کانگ
تمومش کن!بیا
داخل!
اهه...هائمی...
کیرم...کیرم...
ادامه بده...
وای
کیرم...هائمی...
تو دیگه چه
خری هستی!بیا
داخل گفتم!
اه...هائمی
فکر کنم آبم
داره میاد...
خفه شو!
لعنتی!
!GAH
اوه...اخ...هائمی...
عه...سلام!
اشتباه
فکر نکن...
اومدم
دارو رو پس
بگیرم...
یهو درو باز
کردی منم ترسیدم
افتادم زمین!
پنج صبح اومدی
دارو پس بگیری؟
.....
بهتره برگردی
داخل قبل از اینکه
ویروس بگیری!
چه مرگم شده؟
سرراست
چرا اون ساعت
رفتم اونجا؟
یعنی فقط یه
زن حشری ام؟
خاک به سرم
آبروم رفت!
زده به سرم
حتما!
...HAH
...HAH
...WHEW
اوه...
چی...از
اون چیزی که فکر
میکردم دیوونه
تری!
...HAH
اینا همش
تقصیر توعه...
ولی مدیر
ساختمونت...
فکر کنم
دوباره برگشته
بود بهت بده
هم!چه غلطا!
این وقت
صبح اومده بود
اینجا حتما بهش
خوشگذشته
چون حسابی
کردمش!
باشه پرو نشو...
ولی فکر کنم از اون
موقع بهتر شدی
میخوای
نشونت
بدم؟
ها؟
تو این
مدت چی بهت
گذشته؟
انقد پرو
شدی!
بخاطرت
کلی پیشرفت
کردم...
سرراست
چرا نمیزاری بهت
نشون بدم؟
هههههههه!
باشه پس بزار
ببینم چیکار کردی
که اون پیرزن
دیوونت شده
هه!
هووم!
اه...
هوم!
هائمی!
...GAH
!GAH
سرراست
انگار داشت شمشیرمو تیز
میکرد که باهاش برم جنگ...
بعد از اینکه همشو
خورد آمادش کرد...
گرفتن!
سرراست
سرراست