دولسو...
کیه؟!
امپراطور کوس ها
مترجم: LichKing
دابلیو دابلیو دابلیو
دات سرراست دات کام
:))))
یعنی کی
میتونه باشه؟
اصلا صدای پاش نمیاد
یعنی داره نزدیکم میشه؟
وجودشو کنارم
حس میکنم
قرار شد امشب بیام
ولی انگاری خوابت برده
دولسو؟!
لااقل ممه
هاتو میمالم
عهه
نه نه!
چقدر نرم شدن
اههه
بیدار شدی؟
واقعا نامردیه
اگه بگیری بخوابی
بخاطر این رفتارتم شده
باید مجازاتت کنم
اههه
اههه
شانس آوردی
خودمم بیشتر از این
نمیتونم تحمل کنم
وگرنه بیشتر اذیتت میکردم
باید همین الان
جلوشو بگیرم
هاهه
بسه!
چرا صداش
تغییر کرده؟
ایون یئون؟!
ببخشید من فکرمیکردم
یئوریوم تنها اینجا خوابیده
در زدن
در زدن
وقتی یه زن به هردلیلی
از دستت ناراحته..
بهترین کار اینه
که با بدنت از دلش دربیاری
نه با کلمات
و الانم بهترین موقعس
اینجوری زود
آشتی میکنه
عهه
چرا اینجایی؟
مگه نمیدونی
مردا حق نزدیک شدن
به این اتاقو ندارن؟
عصبانی تر از چیزیه
که فکرمیکردم
منظورت چیه عزیزم؟
ما که این حرفارو نداریم
الان بگو چیکار کنم
تا از دستم دلخور نباشی؟
فقط برو!
عه چرا
همچین میکنی؟
باشه باشه
ببین میدونم
اشتباه کردم
ولی قول میدم
از این به بعد دیگه
سمت قمار نرم
ولم کن!
حق نداری
به بدنم دست بزنی
اون دختره تو قمارخونه
میدونی بهم چی گفت؟
گفت که ازش خواستی باهات بخوابه
و قول خرید حلقه طلا رو بهش دادی
با این وجود
کل پولاتو از دست دادی
و حتی سنجاق سر منو دزدی
اگه از اول قرار بود بدزدیش
پس چرا اصلا دادیش بهم؟
نباید حرفای
اون کلاهبردارارو
باورکنی
درباره اون سنجاق سرم
یدونه دیگشو بهت میدم
فقط گمشو!
جرات داری یبار دیگه
بیا اینجا تا به خانم بگم
باشه باشه
فقط تروخدا
به بقیه چیزی نگو
یعنی منظورم اینه
مسخره کردن کسی
که قراره شوهر آیندت شه
فایده ای نداره
آهه
خیلی عصبانی بود
ولی مطمئنم
تا روز عروسی
خوب میشه
هققق
هققققق
پس بگو همه چی
سر دیدونگ بوده
ایون یئون هم رفت
نجات جونش
و حتما مثل همیشه
پا به فرار گذاشته
هققق
هققق
لعنتی تا عروسیشونم
چند روز بیشتر نمونده
و همچین اتفاقی افتاده
قشنگ میشه
ناراحتی و خشمو
ازش احساس کرد
حتما قلبش
بدجور شکسته
بغل دولسو گرمه
مثل دارویی که
قلب شکسته رو
درمان میکنه
مامان من
چیکار کردم؟!
دولسو به
این خوبی
بعد من رفتم با اون
دلم میخواست میتونستم
با دولسو ازدواج کنم
ایون یئون
نمیشه ما...
اورابونی..
میدونم عشقت
الان یئوریوم اونیه
و منم قراره بزودی
با دیدونگ ازدواج کنم
ولی..
فقط برای
یه امروز..
من میخوام
زنت باشم
ایون یئون...
هاهه
هاهه..
اههه..
هاهه
اههه
نوک سینه هامو
میلیسه
هاهه
هاههه
درکنارشم اونجامو
میماله
اههه
حس خوبیه
بار اولم نیس
نگاش میکنم
ولی خیلی بزرگه
ایون یئون..
میخوام شروع کنم
باشه
خیلی خجالت میکشم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com