SARRAST.COM
چپتر 53
بچه ها اون
شهرو ببینین
آخیش بالاخره
اینجا همون..
شهر ایچئون
کارمون که اینجا تموم شه
برمیگردیم خونه
امپراطور کوس ها
مترجم: LichKing
دابلیو دابلیو دابلیو
دات سرراست دات کام
:))))
هرچی داشتمو
بهت دادم
خواهش میکنم
رحم کن
دروغ که نمیگی؟
آخه کشاورز فقیری
مثل من چی میخواد
داشته باشه که..
دروغم بگم
رئیس یه شمشیرو
کیف طبقه زیری
پیدا کردم
کیفه بزرگی بود
آهه
پس دروغ میگفتی
چطور جرات کردی
زل بزنی تو چشمامو
دروغ بگی ها؟؟
غلط کردم
رئیس امروز خوب
سود کردیما
اینجوری فاصله ای
نمونده تا ثروتمندی
اینجور که من شنیدم
گای بائکجونگ واقعی
فقط اشراف زاده هارو
هدف میگرفت
یکی مثل اون
هیچوقت از کشاورزای
فقیر نمیدزدید
فعلا باید از معروفیتش
برا ادامه کار خودمون
استفاده کنیم
هاهاهاها
تو دیگه کدوم
خری هستی؟!
پس خود
واقعیت نیستی
این همه دنبالت گشتم
آخرش رسیدم به گای
بائکجونگ قلابی
قلابی؟! تو کی باشی
به من بگی قلابی؟
بکشینش!
یوو
و
!
آخخ!
اوخ!
ایخ!
آی ننه!
آهه
آههه
خوب جنگیدی
ولی حریف
من نمیشی
شمشیر خوبو
تیزی داره
حالا که فهمیدی
نمیتونی شکستم بدی
میخوای التماس کن
تا شاید زندگیتو بخشیدم
برات یه
پیشنهاد دارم
چطوره بجای وانمود کردن
خود گای بائکجونگ
واقعی شی؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه که..
بیا گای بائکجونگ
واقعی رو باهم بکشیم
بانو سوریم
کارم داشتین؟
آره
تو چرا هرشب
میری اتاق سوهی؟
نکنه از زندگیت
سیر شدی؟
من...
فکر دروغ گفتن به منو
از سرت بیرون کن
خودم همه چیزو میدونم و دیدم
اگه من نبودم
که جفتتون توسط مادرم
یا یوسئونگ اورابونی
لو رفته بودین
و اگه لو میرفتین
برا جفتتون بد بود
مخصوصا تو
اگه میفهمی
دیگه نزدیک سوهی پیدات نشه
حتی اگه خودشم خواست
یبار دیگه ببینمت
خودم میکشمت
چشم ببخشید
هعی
بانوی من بخاطر
مریضی که داشتن
نتونستن بیان و از من
خواستن بجاشون
عذرخواهی کنم
این نامه هم
از طرف خانومه
اومم پیام رسان
خوشگلیم فرستاده
ممنون که این
همه راهو اومدی
حتما خسته سفری
خوشحال میشم تا مدتی
که اینجایی راحت باشی
ممنونم خانم
ببخشید اگه
کمم هست
نه بابا این همه
زیادیم هست
اول..
باید منتظر بمونم
تا خانم اولین
لقمشو بخوره
موقع غذا خوردن
فقط باید از چاپستیک
استفاده کنم
یه لقمه آروم
میزارم دهنم
بدون اینکه صدایی
ازم دربیاد
انقدر خوشمزس
داخل دهنم آب میشه
هه هه
انقدر رسمی نباش
همیشه همونطوری
که میخوری بخور
جدی یعنی
مشکلی نداره؟
البته که
مشکلی نداره
اتفاقا خوشحالم میشم
وقتی میبینم راحت
غذا میخوری
ممنون از لطفتون
عااااامم
یکی از لذتای
غذا خوردن
همین با دهن باز
خوردنشه
انگاری خیلی
گرسنه بودی
اشتباه از من بود
بجای اینکه اول برات
چای بیارم باید برات
غذا میاوردم
نه نه چون خوشمزس
اینجوری میخورم
خوشحالم که
خوشت اومده
وفاداری یه پادشاه
باید بیشتر به
مردمش باشه
احسنت به ژنرال کواک
که به مردمشم خدمت میکنه
چه دختر نازی
بله!
بله!
لطفا سلام منو
به خانم برسون
حتما خیلی سختی کشیدی
تا اینجا اومدی
بیا اینم هدیه من به تو
خیلی ممنونم
برنجی که پادشاه داده
تو دهن آب میشه
شیرینیاشونم همینطور
تازه بهم کلیم
هدیه دادن
هرکی منو میدید
بدون استثنا میگفت
که چقدر خوشگلم
این همه جمع کردی
بابا ایول
به به
این شیرینی
هارو ببین
عمرا بزارم
هدیه هامو ببره
بدشون من
مگه زنی هستی
که لوازم آرایشیو میبری؟
نیازت نمیشه
پس بدشون من
چرا نیازم نمیشه
ازونجایی که با ارزشن
میفروشمشون پولدار میشم
بالاخره گیرت آوردم
گای بائکجونگ!
با اون
دختره
تروخدا
پسشون بده
نخیرم
اینطور که معلومه
دختر ژنرال نیس
بلکه برده دخترشه!
تازه یه سیلیم
به مونچوی زد
پس نباید ترسی
از دست دادن
زندگیش داشته باشه
گای بائکجونگ کله خرم
که اشتباه کرد افتاد دنبالش
بیا ازونجایی که من
خیلی مهربونم
این یکی برا خودت
عه پودر
آرایشی!
انتظار داشتم
ابهت گای بائکجونگ
بیشتر از این حرفا باشه
پس کی بکشیمش؟
وقتی کارشون اینجا تموم شه
از مسیر کوهستانی برمیگردن
اونوقته که تو تاریکی شب
کارشونو میسازیم
خروپف
خروپف
خروپف
شوهری جونم
بغلم کن
دولسو ممنونم ازت
خیلی خوش گذشت
همینطور به منم بانو
آخه چرا من؟!
چرا باید یه برده
بدنیا میومدم؟
پدرم که با دنیا اومدن من
از دنیا رفت
حتی هیچ
خاطره ایو
ازش ندارم
دیدونگ؟!
کجا داره میره
اینموقع شب؟
اورابونی چرا ازم خواستی
شب بیام دشت توت؟
یعنی چی چرا؟
خب معلومه
برا دیدنت دیگ
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com