امپراطور کوس ها قسمت ۱۱۶ از ۱۶۰۲۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰
چپتر 114
تو نگران نباش
من مسئولیتشو
میپذیرم
امپراطور کوس ها
مترجم: LichKing
دیدین؟ با یه حرکت
جلوشو گرفت
خیلی جرات میخواد
که جلو اون همه آدم
مافوقش رو ضایع کنه
گستاخ!
این اواخر برا
تمرین خیلی
میره بیرون
حتی امروزم
غذاشو تموم نکرد
حتما خیلی بهش
سخت میگذره
هااااع
هااع
هوفف
عالی بود همسری
سوهی؟!
امیدوارم مزاحت
نشده باشم
نه اتفاقا دیگه
تموم کرده بودم
مهارت هات قابل تحسینه
ولی این اواخر درست حسابی
استراحت نکردی
نمیخوام خیلی به
خودت فشار بیاری
چون مجبورم
مسئولیت زندگیه
تموم زیردستام
به عهده منه
به عنوان
فرماندشون
باید خیلی قوی بشم
تو همین الانشم
کلی قوی هستی
ممنون که
به فکرمی
ولی...
ولی چی؟ کسی
بهت سخت میگیره؟
حتی غذاتم
کامل تموم نمیکنی
راستش همیشه
احساس ضعف میکنم
میدونم سخته
ولی با
حمایت تو..
قطعا میتونم
مقابل هرچیزی که
سرراهمه وایسم
پس نیاز نیست
نگران چیزی باشی
بعد شب اول که گریم گرفت
تصمیم گرفتن از دست زدن به من
صرف نظر کنه..
تا وقتی که خودم
ازش بخوام
هرچند کم بهم محبت نمیکنه..
ولی منم باید
هرجور شده کمکش کنم
تا این روزای سخت رو
پشت سر بزاره
جونگوون
جونم؟
خواستم بگم من
آمادم تا باهات بخوابم
هروقت مایل بودی
میتونی انجامش بدی
خیلی منتظر شنیدن
این حرف ها ازت بودم
ولی فقط
امشب نه!
از این به بعد میخوام
هرشب اون تخت رو
با تو به اشتراک بزارم
باشه
از این به بعد
زیر یه پتو
باهم میخوابیم
دولسو..
نگران من نباش
جونگوون
هوامو داره
و همینطور
بید که این روزا
همدمم شده اون
برات آرزو میکنم..
که با یئوریوم
خوشبخت بشین
خانم حموم رو
واستون آماده کردم
باشه بید
الان میام
خیلی وقت بود..
حموم آب گرم
نرفته بودم
هوا دیگه داره
کم کم سرد میشه
هروقت دلتون خواست
حموم کنید
حتما بهم بگید
سریع براتون
داغ و آمادش میکنم
ولی خانم چطور
بدنتون میتونه
انقدر زیبا باشه؟
حتی زناهم بهتون
حس پیدا میکنن
هاااا؟!
چرا یهو اینجوری
نگام میکنی؟؟
چطوری؟
همینجوری دیگ
یه حالت شیطانی
هاهاهاها
شوخی کردم خانم
من غلط بکنم به شما
حس داشته باشم
ای وای یادم رفته
گلبرگ های خشک شده
به آب اضافه کنم
اشکال نداره
مهم نیست
نه خیلی مهمه
الان زودی برمیگردم
همیشه تعجب میکردم
زوج به این خوشگلی
چرا هیچوقت تو یه اتاق
باهم نمیخوابن
پس قراره بالاخره
انجامش بدن
نمیدوم فقط چرا
من انقدر هیجان زدم
پس این گلبرگ هارو
کجا گذاشتم؟
وقتی داشتم اتاقو
تمیز میکردم
چشمم افتاد بهشون
عه
اون زیر چیه؟
پس چرا داشتم
تمیزی میکردم
اینو ندیده بودم؟
فکرکنم یسری
نقاشی های قدیمی باشن
که خانم گذاشتشون اینجا..
من پرتشون بدم
ولی اینا که
نقاشی نیستن
درواقع اینا..
رمانن..؟
احساس میکنم
قلبم داره میترکه
آخه چطور..
میتونه انقدر
زیبا باشه؟
یبار دیگه میگم
اینکارو فقط
بخاطر تو میکنم
پس اشتباه برداشت نکن
بله خانوم
خب حالا..
میتونی فقط بمالیش
به هرحال بهتر از دستته
باشه
هاهه
هاهه
چیزشو..
داره میماله
رو چیزم!
هاهه
نه این فقط..
یه مالیدن معمولی نیست!
خیلی
حسش
قویه
هاههه
حسش داره
یجوریم میکنه
تقریبا کردش توم!
دولسو
حواست باشه
نکنی تو
هاهه
هاهه
اصلا به حرفام
گوش نمیده
ععع!!
هاهه
هاهه
هاهه
یواشش!
نهه!
کردش توم!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 114 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 115

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۲ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی امپراطور کوس ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت