دولسو
هرلحظه ای که
با تو گذروندم رو..
مینویسم و تا آخر عمرم نگه میدارم
که هیچوقت یادم نره
آی لاو یو دولسو
امپراطور کوس ها
مترجم: LichKing
خانم داخلین؟
آره بیا تو
خانم شماهم
نقاشی میکنید؟
بعضی وقتا
بفرمایید براتون
چای ایرانی آوردم
لازم نبود زحمت بیفتی
حتما شستن لباسا
سخت بوده
یکم استراحت کن
شنیدم چای
برای سلامتی
مادر خیلی خوبه
قبل باردار شدن
باید خیلی مراقب
سلامتی خودتون باشید
ممنونم که
به فکرمی
عه اون
چیه نوشته؟
فکرکردم نقاشی
میکشه ولی
انگار شعر نوشته
ولی فکرشو
بکنید
اگه شما و آقا بچه بیارید
چه عالی میشه
خیلی زوج خوشبختی میشید
البته خیالتون
راحت باشه
من عاشق بچه هام
تو نگهداریش
کمکتون میکنم
پس چرا خودت
ازدواج نمیکنی؟
یه مرد خوشتیپ
بیاد خواستگاریت
توعم قبول کنی
و چندتا بچه بیارید
یعنی واقعا میشه
همچین کسی
بیاد خواستگاری من؟
چرا نشه
مطمئنم برات
صف میکشن
با اینکه رویای
قشنگیه ها
ولی همین که
منو از فروختن
به اون پیریه
نجات دادین ممنونم
اگه بتونم تا آخر عمرم
به شما خدمت کنم
دیگه چیزی نمیخوام
انگار الکی
نگران شده بودم
اینجوری نگو
به هرحال توهم جوونی
هزارتا آرزو داری
خب راستش من از
مردایی خوشم میاد
که هیکلین
یعنی قدشونم
واست مهمه؟
نه زیاد
البته قدبلندم باشه
که چه بهتر
پس یه جنتلمن
واقعی میخوای
هاهاها
هاهاها
همینطور که ازش انتظار میرفت
با وجود تموم سختیاش
پای زندگیش وایساده
یک!
دو!
سه!
هشتاد!
هشتاد
و یک!
زود پاشو
وگرنه باید
از اول شروع کنی
هشتاد
و شش!
هشتاد
و هفت!
صداتونو
نمیشنوم
پس شایعات درباره
کارکردنت برا دولت
درست بوده
هشتاد
و هشت!
هشتاد
و نه!
بلندتر!
خیلی خوبه که
بجای میدون نبرد
تویه منطقه امن
کار میکنه
واقعا خوشحال شدم
امروز صبح موقع صبحونه
انقدر دستام میلرزید
که نمیتونستم قاشق رو
بگیرم تو دستم
باز تو تونستی
یچیزی بخوری
من که اصلا نتونستم
یوسئونگ
بله؟
خیلی بهشون
آسون نگرفتی؟
اینا سربازای
معمولی نیستنا
باز گیر دادناش شروع شد
درسته ولی بیشترشون
هنوز آمادگی شرکت
تو مهارت های
شمشیر زنی رو ندارن
باید اصولی تمرین داده بشن
تا بتونن دربرابر راهزنای
واقعی دووم بیارن
یعنی داری میگی
من سربازامو اصولی
تمرین ندادم؟
نه منظورم
این نبود
زود آماده بشید
قراره مهارت های
شمشیرزنی رو
شروع کنیم
آره!
یسس
بالاخره...
همینطور که
انتظار میرفت
انقدر حقیر و ضعیفه
که جز دستور دادن
کار دیگه ای بلد نیست
لعنتی!
اون جاسوس
حتما از طرف
بوچر اومده
نزارید
فرار کنه
چشم!
پرتاب کنید!
جلوشو بگیرید
وایسا
گودا
آخخ!
بگیرینش
آخخ!
آخخ!
تق
توق
هاهه
هاهه
برید اونور
خودم باهاش
مقابله میکنم
همون چیزی
که میخواستم
مبارزش بهتر شده
فکرکنم از آخرین بار
که کلی تحقیر شد
رفته تمرین کرده
پس اینجوریاس
باشه! منم با تموم
توان خودم حمله میکنم
هاایااه!
حرومزاده مغرور
حالتون
خوبه بانو؟
اورابونی؟!
چرا پرید
وسط حمله؟
یعنی اونو
میشناسه؟
دیدین؟ با یه حرکت
جلوشو گرفت
تو یک چشم
به هم زدن
شمشیرمو پرت کرد
معلوم هست
چه غلطی
میکنی؟؟
سو تفاهم شده
اون هیچ ارتباطی
با بوچر نداره
اگه جاسوس نیست
پس چرا سعی داشت
فرار کنه ها؟؟
اگه بخوای
ازش دفاع کنی
خیانت کار
شناخته میشی
جاسوس؟!
به خواهرزنت
میگی جاسوس؟
خواهرزن
شما اینجا
چیکار میکنید؟
خواهرزنشه؟!
آره همون زنه
که تو کوه به سختی
شکستش دادیم
من فقط اومده بودم
اورابونی رو ببینم
عذرمیخوام
اشتباه شده
عیب نداره
پیش میاد
درضمن..
همتون حریف
منه زن نشدید
اونوقت چطور
انتظار دارید
دربرابر بوچر و آدماش
پیروز بشید؟
به من ربطی نداره ها
ولی تمرین هاتون
اصولی نیست
ببخشید یکم
دیر فهمیدم
آسیب
که ندیدی؟
نه بابا عددی نبودن
اگه توهم دخالت نمیکردی
یه درس درست حسابی
بهشون میدادم
درعوض عواقب
خوبی برات نداشت
به هرحال تو خوبی؟
میبینی که خوبم
تو چی؟
خب منم
همینم
خیلی وقته همو ندیدیم
پس چرا انقدر سرد رفتار میکنه؟
یعنی اون دلش
برام تنگ نشده؟!
من میرم
البته حدسم میزدم
هربار که دلم براش تنگ میشه
فقط میتونم از دور ببینمش
من که ازش دلخور نیستم
سوریم
دیگه هوا داره
تاریک میشه
بیا میرسونمت
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com