امپراطور کوس ها قسمت ۵۷ از ۱۶۰۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷
ای..این..اینکه...؟!
لیچ کینگ: بچه ها یه سنجاق سر سنتی کره ای
بهش داده که زنای متاهل استفاده میکنن
و دادنش به زنای مجرد یجور خواستگاریه
اینکه خیلی گرونه
میدونی که
معنیش چیه؟
یعنی باید کم کم
برا عروش شدن
آماده شی
میدونم تو لیاقتت
یه اشراف زادس
ولی بهت قول میدم
تموم تلاشمو
برا خوشبخت کردنت بکنم
قبول میکنی که
عروس من بشی؟
امپراطور کوس ها
مترجم: LichKing
دابلیو دابلیو دابلیو
دات سرراست دات کام
:))))
اینجور که من ازش
خواستگاری کردم
بله رو نگه یعنی خود خره
قشنگ معلومه
دلش لرزیده
سعی کردم جو رو
احساسی کنم
که بمونه تو رودروایسی
بله رو بگه
حالت خوبه؟
جاییت که صدمه ندید؟
پس چرا انقدر لفتش دادی؟
یلحظه فکرکردم منصرف شدی
بریم!
الان قبول کردی
دیگ آره؟
ایول بالاخره قراره
ازدواج کنم
اونم با زیباترین
عروس روی زمین
اورابونی آرومتر
میفتما
نمیدونستم که انقدر
ممکنه از ازدواجمون
خوشحال شه
دولسو هم که عشق
خودشو داره
پس دیگه نباید بهش فکرکنم
قول میدم آزادیمونو از بانو بگیرم
و بریم باهم یه گوشه دنیا
زندگی کنیمو یه خونه دنج هم بسازیم
بعد یه مدتیم پول پارو کنیم
واقعا؟؟
چرا که نه
خوشبختت میکنم
پس یادت نره
ازدواج کردیم
نزنی زیر قولت ها
بانوی من
خبر رسیده که امشب
ژنرال به خونه برمیگرده
از آخرین باری
که خونه بود
سال ها میگذره
هیچوقت یادم نمیره
روزیو که گفت میرم
10 روز بیشتر نمیمونم
با اجازتون
من مرخص میشم
بالاخره بعد دوسال
تصمیم گرفته یه سر
به زن و بچش بزنه
حتما تو این مدته
جای خالیمو با کلی
زن پر کرده
زن خوشگلم
دلم برات تنگ شده بود
بیا بغلم ببینم
ولی مطمئنم هرجام که بره
باز برمیگرده پیش خودم
هی!
بله خانوم
حمومو برام
آماده کن
چشم خانوم
حواست باشه
خانم آب گرم
دوست داره ها
باشه
یاد بچگیم میفتم
اونموقع اینا برام
خیلی سنگین بودن
ولی الان هم وزن پرن
خانم که خوشش نمیومد
تو چله تابستون با آب گرم
حموم کنه
حالا چیشد که یهو
نظرش تغییر کرد؟
یه دو سه تا
سطل دیگم
باید برم بیارم
دولسو!
عه بانوی من
بیا بریم
کجا؟؟
جایی که هیچکس
نبینتمون
یومجی واست
پیغاممو آوردم؟
آره
پس چرا نیومدی
اتاقم؟؟
آخه...
چییی؟؟؟
یعنی میگی آبجی سوریم
همه چیو میدونه؟
انگار مجبوریم
فقط شبا همو ببینیم
بیا همو تو همون
کلبه نزدیک دریاچه ببینیم
وقتی جئونگ ساگوان
درحال انجام وظیفس
رفتن به اونجا نشدنیه
لیچ کینگ: جئونگ ساگوان همون مقام یوسئونگ
که شبا گشت میزنه
بیشتر شبا درحال
گشت زنیه
آخه شنیدم هم پدر
و هم یوسئونگ اورابونی
ظرف چند روز دیگه باز
برمیگردن قلعه شمالی
که اینطور
واقعا خیلی سخته
نمیتونیم مثل دوتا
عاشق همو ببینیم
دوس داشتم کل
روزو پیشت باشم
بانوی من...
هومم
هومم
دولسو..
بیا همین الان
انجامش بدیم
اینجا؟
دیگه نمیتونم
تحمل کنم
آهه
هاهه
میدونستی عاشق بدنتم؟
طوریکه راضیم برا همیشه
توش زندگی کنم!
اهه واقعا؟
هاهه
منم مال تورو دوس دارم
مخصوصا بوشو
اوفف بانو
دولسو..
بکنش توم
به روی چشم
هاهه
خش!
آجی از تو
بوته ها بیا بیرون
خش
خش
خش
مگه دولسو
اورابونی اینجاس؟
دولسو شب
تو کلبه میبینمت
جئونگ ساگوان
پس چی؟
از در پشتی بزن بیرون
نمیفهمه
باشه
پیدات کردم
بازم داشتی یواشکی
چرت میزدی ها؟
نه چرت نمیزدم
آجی دوس داره
هروقت نیستی
پیدات کنه
بویایی خیلی
قوی داره
عجب تخم
سگیه ها
ای وای آب حموم
پاک یادم رفت
دراز بکش!
بشین!
دست!
اینکه به اندازه
کافی گرم نیس
شایدم چون هوا
خیلی گرمه زیاد
آب رو گرم نکردن
هممممم
آخه چطور میشه
ینفر انقدر خوشگل باشه؟
شاید خوشبخت ترین
مرد دنیا منم
واقعا زیباییت
ستودنیه
ببخشید که باعث شدم
احساس تنهایی کنی
هاهه
هاهه
هاههه
هاهه
تا الان نباید آب
خیلی سرد شده باشه
صدای کیه؟!
عهه!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 57 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 58

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی امپراطور کوس ها
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت