.9.
اینم دست از
سر ما برنمیداره
به به آقا
تشریف آوردن
مگه نشنیدی میگن
اولین پرنده کرمو میگیره
نونا؟!
به چی زل زدی؟
بیا بریم دیگ
عه نونا
امروز روز خاصیه؟
نه بابا امروزم
مثل روزای دیگ
ماشین جدید خریدی؟
اولین باریه میبینمش
همیشه آدم باید
برا خواسته هاش
تلاش کنه
ایول نونا
عجب ماشینیه
روشن شدن
موتور!
اگه جنابعالی سر اینکه
کی بشینه پشت فرمون
انقدر جر و بحث نمیکرد
تا الان رسیده بودیم
ببخشید
چقدر راحته
انگار نه انگار تو بیمارستان
چه غلطایی کردیم
اصلا بهش نمیخوره
خجالت زده باشه
راستی میگم..
تو که از رانندگی
خوشت نمیاد
پس چرا نزاشتی من بشینم؟
حالا مگه فرقی داره
دیگه گفتم من بشینم
خیلی دوس دارم بدونم
چی تو سرشه
وقتی سالار کوچک بود
مترجم: LichKing
پاهاتو یکم
بیشتر بازکن
یکمیم خم تر شو
اممم..
میگم خیلی
نچسبیدی بهم؟
واقعا برا همین
منو ورداشتی
آوردی اینجا؟
چی میگی تو؟
نونا جونت یه گلف باز حرفه ایه
و داره به داداش کوچولوشم یاد میده
هنگام ضربه زدن
وضعیت بدن خیلی مهمه
جاهاییمو داره لمس میکنه
که اصلا هیچ ربطی بهم ندارن
نکنه از رو هدف اینکارارو میکنه؟
اگه منظور نداشت
که همچین کارایی نمیکرد
یدفع یکی میاد میبینتمون ها
بعد براش سو تفاهم میشه
مثلا کی؟
امروز کل اینجارو
اجاره کردم
انقدری پولداره
که این چیزا براش
مسخره بازی باشه
یه نگاه به خودت بنداز
انقدر هول کردی که نمیتونی
تمرکز کنی
بسه فعلا بیا بریم
یکم استراحت کنیم
باشه
ببخشید اینجوری نشستم
نه اشکال نداره
ولی خودت اذیت نمیشی؟
من الان تو اوج معروفیتم
اگه کسی بشناستم
خودت اذیت میشی ها
خب تو همون استادیوم گلف میموندیم
چرا اومدیم کافه؟
آخه آخرین بار
عاشق اینجا شده بودی
چیه خوشت نمیاد
اومدیم اینجا؟
نه آخه فقط منم
که دارم میخورم
عیب نداره بخور نوش جونت
من شیرینی دوس ندارم
همینکه تو لذت ببری
انگاری من خوردم
نونا
ممنونم واقعا
فدات
اوپس!
چه گوگولی ازم
تشکر کرد
اینجور که فهمیدم
اصلا اون روز یادش رفته
انگار فقط منم که مدام
قرمز میشه چون همش
یاد اون روز میفتم
عااح
یعنی بازم اون روز
تکرار میشه؟
ای وای!
ببخشید خانوم
حالتون خوبه؟
شرمنده ریخت همه جاتون
عه شما همون
جین سویونگ
معروف نیستی؟
مگه میشناسیش؟
آخه خیلی
شبیهشه
آره خودشه
عه خانوم؟!
براتون دستمال
آورده بودم
نونا بود؟
لعنتی متنفرم
از همشون
اه خدا
ریده شد وسط
حس و حالمون
انقدر ذوق زده شده بودم
که ندیدم کدوم گوری میرم
خوردم به اون یارو
لااقل نباید مثل
بچه ها فرار میکردم
حالا خوبه نفهمیدن
من با سالارم
بالاخره
پیدات کردم
چرا فرار کردی؟
عه تویی
از کجا میدونستم
اینجور میشه
حالا خوبه فهمیدم
رفتی کدوم طبقه
ولی مجبور شدم
در همه اتاقارو بزنم
چرا اینکارو کردی؟
خودم قرار بود بیام پیشت
واقعا باورم نمیشه
همه اینکارارو کرده
تا منو پیدا کنه
عه چیشد یهو؟؟
آخ نونا...
حالت خوبه؟؟
نکنه فهمیدن تو با منی؟
تادا
عینک آفتابیتو آوردم
به هرحال گرونه
نگران نباش
کسی نفهمید من با توعم
راستی این اتاقو
کی رزرو کردی؟
بلده چطور..
با احساساتم
بازی کنه
خجالت نمیکشی
نوناتو مسخره میکنی؟
این اتاقم رزرو کردم
چون میخواستم دوباره
باهات انجامش بدم
عه نونا؟!
چیه نمیخوای؟
هاهه
یعنی من تنها کسیم
که انقدر دلش میخواد؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com