وقتی سالار کوچک بود
چپتر 30
عااح
شایدم..
عااااح
منتظر همچین
اتفاقی بودم...؟
وقتی سالار کوچک بود
مترجم: LichKing
هاهه
هاهه
نونا..
حالت خوبه؟؟
یعنی خیلی
خشن بودم؟
چرا وایسادی اونجا؟
منظورش چیه؟
زودباش بیا
اینارو بردار
فکرمیکردم عصبانی باشه
ولی چرا انقدر آرومه؟
نمیتونم روپام وایسم
خودمم اولین باره
اینطوری میبینمش
بدنشو که میبینم..
دلم میخواد..
میشه...
بیشتر اذیتش کنم
شلوارتو بپوش دیگ
بخاطر تو
کثیف شده
لااقل با دهنت
تمیزش کن
چطور انقدر رک
حرفتو میزنی؟
پس درست حدس زده بودم..
من دیوونم!
نه واقعا دیوونم!
اون دیوونه ی کیرمه
درضمن تو ابت اومد
ریختی رو زمین
کف هم کثیف کردی
هوممممم!
خب اینبار میریزم تو دهنت
هوممم؟!
چییی؟؟؟
میخواد بریزه
تو دهنم؟!
دهنتم مثل اون
پایینیت تنگه ها
کیرش تا حلقم رفته
نمیتونم نفس بکشم
اشکمم درومده
هوممم!
حواست باشه نریزه ها
همشو قورت بده
واقعا ریخت تو دهنم
سرفه* سرفه*
آهه
ریختی تو گلوم
سرفه*
نمیگی خفه میشم
تو گلوم گیر کرده
بخاطر چسبنده بودنش
هرچی قورت میدم نمیره پایین
بو هم که میده
ولی..
با همه اینا
حس خوبی داره
هاهه..هاهه..
اگه بیشتر میخوای
عجله کن تا دیر نشده
عااح
عااح
چرا نگفتی بریم؟
چون کیر آقا نمیخوابه
تو لباس اداری
خیلی مغرور میشیا
تو حتی از من تعریفم نمیکنی
بعد انتظار داری
مغرور نباشم
خیلی عجیبه واقعا
باید الان عصبانی باشم
عااح
ولی نمیدونم چرا
هرچقدر خشن تر میشه
من بیشتر لذت میبرم
هاهه
هاهه
میشه قبل خوابم
دوباره اینکارو کنیم؟
آخه سوال کردن داره
من چه میدونم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com