قسمت 38
مسخره نکن..
دختر بد!
عاااااااحح
خیلی دارم درد
تحمل میکنم..
که اونو واسه
خودم بکنم
وقتی سالار کوچک بود
مترجم: LichKing
هاهه..هاهه..
هاهه..هاهه..
عااااح
میدونستم..
عااحح
دوباره داریم انجامش میدیم
که باید خودمو
بیشتر میگرفتم
الان خیلی خوشحالم
کجا داری
میری؟
باشگاه
بعد اولین سکسمون..
میخوای منم
باهات بیام؟
توکه بدت میومد
روزای تعطیل ورزش کنی
نه تازگی
خوشم اومده
یه تمرین یادگرفتم که دونفرس
حتما باید یه مرد و زن باشه
شروع به لاس زدن با من کرد
نه ترجیح میدم تنها برم
حتی اینبارم..
انگیزش همین بود
عااحح
خوشت میاد؟
از داشتن خواهری
مثل من خوشحالی؟
که بهت بده
میسو فکرمیکنه..
با سکس میتونه
منو بدست بیاره
عااح
اونوقت من به عنوان برادرش
باید چیکار کنم؟
عااییی!
ععع!!
حالت خوبه؟؟
بهت صدمه زدم؟
اولین بارمون یادته
چقدر درد داشتی؟
یعنی الان نگرانم شدی؟
چه کیوت
خیخی
درد که داره ولی نه اونقدر
شاید منو ببوسی
حسش بهتر بشه
هومم
هومم
میسو تا همین چندماه پیش
دبیرستانی بود
ولی حالا یه خانم
بالغ و کامل شده
اما یچیزش خیلی
هیجان زدم میکنه..
هاهه
اوپا
همین اوپا گفتناش
میسو یلحظه تکون نخور
وگرنه ابم میادها
اههه اوپا
بزار بیاد
شت!
عاااااااحح
خب..
هاههه
هوفف
هاهه
چطور بود؟
من که عشق کردم
ولی فکرنکنم
یبار کافی باشه
اوپا جونم
دوست دارم
کلی پوزیشن های
دیگم امتحان کنیم
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
ادامه دارد...