وقتی سالار کوچک بود قسمت ۴۹ از ۱۰۰۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
بازم!
بدون اینکه بفهمیم
گرفتار آدما میشیم
منم تا کی باید
حواسم بهش باشه؟
میگم..
لباسامون کثیف میشه
پس بریز توم
هیچوقت قابل پیش بینی
نبوده و نیست
وقتی سالار کوچک بود
مترجم: LichKing
عااااح
حالت خوبه؟؟
انگار صدات
ضعیف تر شده
نمیخواد نگران باشی
آهه
به عنوان
خواهر بزرگتر..
من باید کنترل رو
به عهده بگیرم
الان که به گذشته
نگاه میکنم..
هیچ باهم سازگار نبودیم
درواقع اولین قدم رو
من برداشتم
و حتی بعد اون..
هربار موقع سکس..
باید اولین قدم رو
باز من برمیداشتم
پس از این چیزا
خوشت میاد
فقط به این چیزا
فکرمیکنه
حالام میخوای
تو ملاء عام انجامش بدی؟
ولی من نمیخوام
دربارم اینطوری فکرکنه
چون فقط اونه
اینکارارو میکنم
وگرنه هربار
که انجامش میدیم..
میخوام از...
جیغغغ!
نوناا
ببخشید اگه یکم زیادی خشنم
از بس حسش خوبه
فقط مراقب خودت باش
که مامان منو ول نمیکنه
باشه حواسم هست
هاههه؟!
الان جدی..؟!
هااااع!
منحرف اینجوری میخوای
بیشتر بره توم..اههه!
باورم نمیشه فقط
با یه نگاه فهمید
حتی ازش نخواستم
که بوسم کنه
انگار خیلی زود
راه میفته
پس دیگه نگرانی هام
واسه چیه؟
آره تقصیر خودمه
سالار گوش کن
دیگه نمیخوام
بری سراغ کسی
فقط بیا پیش خودم
حالا میفهمم علت
نگرانی هام چی بوده
میخوام حواسم بهش باشه
فهمیدی؟
نه هیچکس نگامون میکنه
نه اصلا صدامونو میشنوه
شت!
ولی با این وجود آروم گفت
که فقط خودم بشنوم
باشه نونا
بعد اون شب...
مامان میگه غذا آمادس
اوپا، آبجی بیایید
عه!
خوب خوابیدی؟
آره
انگار دیگه ازم
عصبانی یا ناراحت نیست
بیا باهم بریم پایین
بعد ناهار که کاری نداری؟
منم خونم
میخوای ورزش کنیم؟
بعد ناهار؟!
هاااا؟!
عه نونا؟؟
نه مثل اینکه..
زمزمه*
دیوونس
زمزمه*
میخواد وسط روز
انجامش بدیم!
اینجوری همه چیو
لو میده
اشتباه میکردم!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 49 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 50

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وقتی سالار کوچک بود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت