وقتی سالار کوچک بود قسمت ۱۰۰ از ۱۰۱۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
اتاق والدین
مامان نمیتونیم
بریم این تو
عااه
یه چیزی عجیبه
این اتاق معمولا مال
مادر و پسراست نه؟
وقتی
سالار کوچک بود
ترجمه اختصاصی
سرراست
🐺 Geralt 🐺
عااه مامان
چیشد یهویی
یهویی؟
نمیخوایش؟
چرا معلومه
حالا
نگاه کن
میبینی چقدر
خیسه؟
اگه الان بذاریش تو
خیلی خوب میشه
میفهمم ولی
اگه بگی نه
ناراحت میشم
تازه خودت
منو اغوا کردی
من؟؟؟
اره از همون اول
هی منو اذیت کردی
بذار یه اتاق
میگیرم این اطراف
تچچچ
من دارم حرف
میزنم... نه
عاااه
مامان…
پس اگه یکم
صبر…هععع
همیشه اینقدر
حشری بود؟
نمیتونم
گفتی
دیته دیگه
ببخشید
تجربه ندارم واسه
همین نمیدونم
ولی وقتی باهم بودیم
کامل حشری شدم
قلبم
محکم میزد
هعع
توهم همین بودی؟
معلومه
منتظر
امروز بودم
عااااه
انگاری مثل هم
فکر میکنیم
وقت گذرونی باهم
و انجام این کارا
عین پارتنرا
چیزایی
رو داری میگی که من
نباید بشنوم
پارتنرا…
پس اونم همین
فکرو کرد
چقدر دوستش دارم
اون منو به عنوان
یه زن میبینه
اره …اره…
می‌خوام هر چی
میخوادو بهش بدم
نه هرچی
نیاز داره رو
یه عنوان یه زن
کسی داخله؟
می‌خوام تمیز کنم
قفله؟ ولی کسی
تو نیست؟
هع
کسی
داخله!!!!
عااااح
بـ ببخشید
میشه یکم
دیگه بیاید
بچم هنوز گرسنست
پایان

قسمت 100 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 101

این قسمت را دوست داشتی؟

۱۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱۸ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی وقتی سالار کوچک بود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت