جقی آلفا قسمت ۹۸ از ۱۱۸۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
خیلی اذیت شدم
هیچوقت فکر نمیکردم
یه روز همچین کارایی میکنم...
میخواین باهم عکس
بگیریم؟
اره دوست
دارم
سودام: چکار میکنی؟ کجایی؟
عه؟
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
چکار میکنی...؟
آدرس اینجا
رو میفرستم
چی؟ چرا؟
...عملا انگار داریم از عمد
سودامو خبر نکردیم...
واسه کی؟!
کی از شماها مونده؟
اوه فهمیدم...
یعنی چی؟
حالا هر موقع اومد
میبینینش، فعلا پاهاتو
بده بالا.
میخوام کص برده هام
توی عکس باشه.
خیلی مغروره...
دبیرستانو یادته؟
تو اون موقع
اصلا معروف نبودی!
سعی ندارم قضیه
رو بزرگ کنم،
بورد گیم چیزی
بلدی؟
جنگا...
به جز اون هه هه
ولی من اجازه میدادم
با منو دوستام وقت بگذرونی!
خب که چی؟ حتی نمیتونم
باهاش دعوا کنم.
کانگ جویونگ ساده لوح...
...منو گایید و حالا عملا
من مطئشم.
مرسی‌‌...
و به خاطر اون،
حتی توی همچین وضعیت
تحقیر آمیزی بازم منتظر نوبتمدمیت
من برده جنسی اون
شدم...
خب ، الان میخوام
از این کص لذت ببرم
هاااه!
هیچوقت فکر نمیکردم
اینطوری تحقیر بشم.‌‌..
دختری پاک و معصوب
که با همه مهربونه.
محبوب ترین دختر
مدرسه، یوون هانوئل
همین الان یه ژست
تحقیر آمثب بگیلی
مثل یه جنده ارزون ناله
مینی
الهه دلنشگاه با بدنی
شگفت انگیز و قدی بلند
که همه تحسین میکنند :
صئودویون
و دختر دورگه پوست
تیره و بدنی هرزه
بک یوری شخصت
افتضاحی که عمه رو تحت
فاشر میذاره
اینها سه دختری ان که
هر پسری آرزوی داشتنشونو
دارن...
ولی هیچکدوم جرات
نمیکنن برن جلوشون ازشون
شماره بگیره...
درسته، فقط همین
سه تا نیستن‌
چرا انقد ساکت؟
اونا از خواب بیدار
نمیشن
خیلی دیر
کردیم؟
الان دیگه وقت
شامه‌.‌..
هااا...؟؛
تو اینجایی
سودام
دیر اومدی...
ها...؟
پایان

قسمت 98 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 99

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
سرعت