جقی آلفا قسمت ۸۷ از ۱۱۸۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
#87
لعنتی با یه انگشت هنوز
تو این وضعی؟
بدنت معتاد کیره
من همیشه اینطور
نبودم
ولی اولین بار که با
کانگ جویونگ سکس کردم،
...بدنم موتورش روشن شد...
زیاد نگران
نباش دویون
بعد اینکه یکم
کردمت برمیگردیم سر
قرارمون
باشه...
حداقل یکم الان اطمینان
خاطر دارم...
ولی کیر کانگ جویونگ داره
آروم آروم داخل من فرو میره
و وقتی به عمیقترین بخش
بدنم برسه،
من کلا قرارمونو
فراموش میکنم
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
این چیزی نبود
که قولشو دادی
چی داری
میگی؟
گفتی یکم دیگه
برمیگردیم سر قرارمون
ولی تو واقعا واسه
این کار تا اینجا تومدی
اره خب نقشم
همین بود
ولی کصت چیز
دیگه ای میخواد
اگه میخوای میتونم
همین الان متوقفش کنم
بکنم؟
حتی موقع تحقیر شدن هم
خوشگله.
بالاخره نباید طوری
رفتار کنه انگار ملکه است که.
جوری که همه ازش بترسن.
در طول روز کلی پسر
ازش شمارشو میخوان،
و اون با رد کردنشون غرور
خودشو بیشتر میکنه
حالا همون زن
چهره ای رو نشون من میده
که جرات نداره به کسی نشون بده،
چهره ای که هر لحظه نزدیکه
تا ارضا بشه،
و در نهایت کاملا ویران
شده.
چرا نمیتونی خودتو
جمع و‌جور کنی؟ اولین بارته
بیرون سکس میکنی.
این یکی رو بیشتر
از بار قبلی دوست دارم
...اون واقعا داره راجب
دفعه قبل حرف میزنه.
کوچکترین اشتباه زندگی منو
تموم میکرد در مقایسه با اون...
...حداقل اون موقع
تاریک بود!
ولی الان ممه هام
افتاده بیرون و پاهام بازه...
...در حالیکه توی روز روشن داره
آبم میپاچه بیرون...!
خب دویون میخوام
عکس بگیرم
لبخند بزن
یه بار دیگه اینطوری شد...
به نظرم خیلی
خوب افتادی دویون
چرا نمیتونم اینکارو کنم؟
یوری خیلی طبیعی بهش
ابراز محبت میکرد.
سودام که از اول
همینجوری بود.
و با اینکه‌مطمئن نیستم
ولی فکر کنم هانوئل هم اینطوری
بود.
چرا فقط من اینطوریم؟
نکنه چون خیلی مطمئن
نیستم راجبش...؟
اگه ادای خوبا رو در بیارم
و ازش بخوام بغلم کنه چی میشه؟
ولی اصلا نمیتونم ادای
مهربونا رو در بیارم...
نمیدونم به خاطر قدمه
یا چی...
شاید اگه مثل یوری کوتاه تر
بودم...
اصلا چرا انرژیمو
دارم تلف میکنم؟
بریم؟ بذار یکم
بشینیم.
اینجا جای خوبی
واسه نشستن نیست
بیا بریم.
خب باشه
مطمئنی خیلی
به خودت فشار نمیاری؟
حتی بیشتر از
قبل میلرزیدی
خفه شو و عجله کن
نگرانم که الکی
داری به خودت
فشاری میاری که راه
بری،
آب من هنوز
داره از میچکه...
گفتم ساکت باش
و فقط راه بیا!
هه!
ریخت؟!
عزیزم تو
گوزیدی؟
نه کار اون
بود...
بیا زود برگردیم
حتما واست سخت
بوده دویون
خیلی خستم
میرم دوش بگیرم
اونجا واینستا
قراره خیلی
کثیف بشه
نمیخوام نشونت بدم
معلومه کثیف
میشه
میخوام همینو
ببینم
ما فقط میریم
داخل...
دوباره تو دلم دوتا
حس باهم درگیرن.
حسم به عنوان زنی
که میخواد بدن پاکشو بهش
نشون بده،
و میل انکار ناپذیرم به عنوان
یه هرزه که میخواد اون با بدن آشفته
من کنار بیاد.
معلومه توی این دعوا،
...هیچوقت زنونگی من
برنده نمیشه.
وای واقعا
عجیبه
چرا هنوز داره
آب ازت میاد؟
تقصیر توئه
چقد آب ریختی توش؟!
واقعا؟
بازم خوب تونستی
نگهشون داری
دختر خوب
فکر کنم دارم از هوش
میرم
کصمو باز کردم و نشون
میدم چجوری آب از کصم میزنه
بیرون...
و اون دختر خوب در
حالیکه سرشو‌ نوازش میکرد...
حس میکردم تمام چیزی
که از نظر اجتماعی تا اون روز
جمع کردم داشت نابود میشد...
چرا...؟
یه چیزی همینطوری از
دهنم پرید بیرون.
کانگ جویونگ
وقتی رو پله ها
بودیم،
گفتی توی این مدل
عکسای شهوانی خیلی خوب
میوفتم، دیگه اینو نگو.
واقعا ناراحتم
میکنه...
واقعا؟
اره...
بعد اینکه واکنش جویونگ رو
دیدم فهمیدم
چون میخواستم بازم
سرمو نوازش کنه،
من سهوا بیشتر از اون
کار بامزه ای که فکر میکردم
غیر ممکنه رو انجام دادم.
مثل دخترای نوجوون...
مثل لبو سرخ
شدی دویون
پایان

قسمت 87 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 88

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
سرعت