جقی آلفا قسمت ۳۹ از ۱۱۹۱۲ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲
قسمت 39
لطفاً آبتُ بریز
توی کون دویون...
برده‌ی
مازوخیستت
ارباب...
هااع
هااه
نمیتونه بیخیالش شه
جقی آلفا
این سقف
خونه‌ی کیه؟
اوه، آره
توی دانشگاهیم
اونقدر گاییدمش که
یادم رفت دانشگاهیم و
توی اتاق استراحت پروفسوریم
بیدار شدی؟
ترسوندیم
چرا با هم
اینجا خوابیدیم؟
اگه یکی ما
رو ببینه چی؟
همه‌ی بچه‌ها
یکی دوبار اینجوری
از مستی با هم خوابیدن
جدی!؟ پس بازم
باید بیایم
کسشر نگو
واو، بالاخره
بیدار شدین
دویون، واقعاً با این
وضع کنار جویون خوابیدی!؟
هر چی نباشه یه مرده
پروفسور
بچه‌های این
دور و زمونه...
دیوونه‌ان
ما خیلی
صمیمی هستیم
تو اینجا چیکار
میکنی پروفسور ؟
بقیه کجان؟
مسابقات ورزشی بود
مچ پام آسیب دید
سن که میره بالا
باید بیشتر مراقب بود
عزیزم
قبل اینکه تموم شه
برین اسمتونُ بنویسین
بیا بریم دویون سانبا
چی؟
بیخیال
اصلن انرژی ندارم
گشنمه
یکم دیگه
وقت ناهاره
چون ورزشکار خوبی
نیستی نمیخوای بیای؟
شایعه شده افتضاحی
چی!؟
چرت نگو
دویون یه بار مسئول
برگزاری مسابقات بود
ورزشکار فوق‌العاده‌ایه
جدی!؟
پس چرا؟
گفته بودی
بهم سخت
میگیری
ولی الان حتی نمیتونی
روی حرفم حرف بزنی
آره، گفته بودم
درسته ولی
الان نمیتونم
چرا؟
کونم درد میکنه
اوه
هه هه
ببخشید
حواسم نبود
میخندی؟
حرومزاده
میدونی تقصیرکیه؟
میخوای مردم
بفهمن چقدر آشغالی؟
بیخشید
دیگه نمیخندم
کونم خیلی
درد می‌کنه
دویون، گفته بودی وسایل
دانشجوها رو گذاشتی توی
اتاق اساتید
امروز بعد از ظهر
پروفسورا برمیگردن
لطفاً تمیزش کن
میشه بذارمش واسه
بعد که بچه‌ها اومدن؟
دو نفری خیلی
طول میکشه
نه
جویون اینجا میمونه
تو برو، بچه‌ها اومدن
میفرستم کمکت
بیخیال پروفسور
تازه بیدار شدم
بدنم کوفته‌ست
هه هه
دویون، بهتره
همین الان بری
کاری که تو
و جویون دیروز کردین
اگه بقیه راجبش
بفهمن خیلی بد میشه
موافقی؟
ها؟
من؟
مگه چیکار کردم؟
اوه
چی؟
ها...؟
راجبه سکسمون توی
بالکن حرف میزنه؟
اگه اون نباشه...
شاید وقتی لخت
رفتم پیاده‌روی ما
رو دیده؟
من دیشب مراقب
بودم، کسی بیرون نبود
قول میدم
ولی...
یه درصد
ممکنه...
همه چی تمومه
از قیافه‌ش معلومه...
خودشم همچین
کارایی کرده
باشه
میرم
روت حساب
میکنم دویون
واقعاً چیزی
دیدی؟
نه
اصلن
یه دستی
زدم
دویونم دیشب با من
داشت تو و هانیول رو...
تماشا میکرد
پس باید وقتی میدیدت
راهشُ کج میکرد
ولی دیشب توی یه
تخت با هم خوابیدین
امروز صبحم همش
همدیگه رو دستمالی میکردین
پس حدس زدم
دوستای معمولی
نیستین
و احتمالأ دیشب
یه کارایی کردین
زیادی دیوونه بازی
در نیاوردین که؟
وگرنه خیلی
ناراحت میشم
چی توی
فکرته؟
هممم؟
چرا توی زندگی
شخصیم دخالت
میکنی؟
فکر کنم بهتر
باشه به روی
خودمون نیاریم
اوه
من دیشب کاریت
نداشتم، به این زودی
لطفمُ فراموش کردی؟
ها؟
الان من شدم
فوضول
دانشجوی عزیزم
به یه میمون حشری تبدیل شده
حس مسئولیت میکنم
چون من
آزادت گذاشتم
حس میکنم باید
رامت کنم
قهوه
میخوری؟
رابطه‌ی سمی من و
پروفسور یونجون توی
اولین تابستون دانشجو
شدنم شروع شد
خیلی گرمه
هر سال هوا
گرم‌تر میشه
هممم؟
تو کی هستی؟
سلام پروفسور
من دانشجوی تازه واردم
جدی؟ اینجا
چیکار داری؟
پروفسور سوکیون
گفت بیام ازتون
نتیجه‌ی تحقیقات رو بگیرم
اوه، آره
چرا یه دانشجو ی
تازه وارد فرستاده؟
یکم صبر کن
زودتمومش میکنم
دارم از گرما
منفجر میشم
اون قبلیه خیلی
باحال و فان بود
زندگی متاهلی که افتضاحه
زندگی دانشگاهم انگار
قراره همونجوری باشه
فکر کنم ازدواجم هرگز
باعث ارضا شدنم نشه
البته مهم نیست
ولی واقعیته
قراره بقیه زندگیمُ
اینجوری بگذرونم؟
این اواخر
خیلی دپرس شدم
چرا موهام
بسته نمیشه!؟
همم؟
ببخشید جویون
حواسم پرت شد
هممم؟
ها!؟
شق کرده؟
فکر کنم منطقیه
رابطه‌ی جویون و هانیول
فقط به ساک زدن با دستش
محدود شده
پس منطقیه شهوتش
رفع نشده باشه
یعنی تا حالا
شانس کردنشُ نداشته
فقط با دیدن
زیربغلم شق کرد؟
یا بخاطر عطر تنمه؟
امروز عرق کردم
ولی خیلی
منحرفه
بیخیالش
سایر کیرش
چرا اینقدر بزرگه؟
از قبلم
بزرگتر شده
درسته تجربه‌ی زیادی
با مردا ندارم ولی
این سایز نرمال نیست
حالا که دقت میکنم
انگار ورزش میکنه
بدن خوبی داره
پس چرا اینقدر
خجالتیه؟
توی اون لحظه یه فکر
شیطانی به ذهن یونجون رسید
اگه یکم باهاش خوش بگذرونم
مشکلی پیش نمیاد
این چه
فکریه جنده؟
امروز سرت
شلوغه جویون؟
یه سری وسایل
هست که باید جابجا کنم
میتونی کمکم کنی؟
پایان

قسمت 39 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 40

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت