قسمت 73
نباید جلوی در
رو بگیرین
برای بچهها
رفت و آمد رو
سخت میکنین
سلام پروفسور
عزیزم، ببخشید
نمیخواستیم مزاحم
کسی بشیم
بیشتر مراقب باشین
اینجا مختص شما نیست
باشه
وقت کلاسه
زودباشین
از اون روز با
من چپ افتاده
نه بابا
زیادی نادیدهش گرفتم؟
نگاه سردی که توی چشماش
بود یه حسی بهم میداد که
انگار دیگه به من حسی نداره
هم؟
پروفسور جونم
انگار زود قضاوتت کردم
جقی آلفا
وقتی تورم اتفاق میفته
قیمت تموم شدهی شرکتا
بالاتر میره
با افزایش تقاضا، قیمت
محصولات افزایش پیدا میکنه
میزان عرضه با گذشت زمان به
میزان تقاضا میرسه ولی
قیمت همون بالا میمونه
درسته که توی کوتاه مدت
تورم شدیدی بر جامعه حکم فرما میشه
ولی با برنامه ریزی درست سطح
جی دی پی به حالت نرمال برمیگرده
مخصوصاً وقتی
اینقدر تویکلاس
آرومه
باورت نمیشه
این زن عکس لختی
بفرسته
این تفاوت بین
برنامهریزی کوتاه مدت
و بلند مدته
کلاس امروز رو
همینجا تموم میکنم
دفعهی بعد راجبه
سیاستهای انقباضی
دولت صحبت میکنیم
به زور
بیدار موندم
امروز بازم
کلاس داری؟
آره، بعدازظهر دارم
ساعت ۴ تموم میشه
میخوای بعدش با
هم شام بخوریم؟
خیلی دلم میخواد
ولی باید برم خونه
یه برنامهی
خونوادگی دارم
جدی!؟ پس بمونه
واسه فردا
یوری، داری
چیکار میکنی؟
ها؟ من فقط...
داری با جویون
لاس میزنی؟
من!؟ نه بابا
ولی اینطور
بنظر نمیرسید
نه
اشکالی نداره
باهاش لاس بزنی
من درک میکنم
بیخیال
همچین چیزی نیست
انکار کردن
دردی ازت
دوا نمیکنه یوری
با اینهمه سر و صدا
تخت خوابیده... انگار از
دیروز خیلی خستهست
اگه کسی باشه که باهاش
لاس میزنه تویی
چرا به من
کسشر میگی؟
من؟
لطفاً صداتون
رو بیارین پایین
آره، قبوله
دیدی قبول کردنش
سخت نیست
ها، آره
پس چرا صورتت
قرمز شده؟
آع
منظورت چیه؟
تو دقیقاً چی
رو قبول کردی؟
نکنه با نگاه کردن
به جویون یاد
دیروز افتادی؟
دیروز
هااع
هااه
گمشو جنده
تو از کجا میدونی
دیروز چی شده؟
یه دستی زدم
ولی واو... تو!؟
بهتره من برم
این دخترا خیلی بامزهان
این دوتا...
درکنار سودام...
و عزیز دلم...
بلندشو
کلاس تموم شد
هان
با همین چهارتا
راضی ام
تو چرا راضی نیستی پروفسور!؟
اگه به نمودار
نگاه کنین...
یادت رفته چطور جلوی
دانشجوت لخت شده بودی
نمیتونی مثل یه استاد
معمولی زندگی کنی؟
خوابم میاد
وایسا جویون
کلاسات کی
تموم میشه؟
میخوام باهات
حرف بزنم
انگار نمیتونه یه
استاد معمولی باشه
با اینکه به عنوان یه پروفسور
توی جامعه احترام زیادی داره
ولی نمیتونه حشرش رو کنترل کنه
هرچند...
امروز سرم شلوغه
اگه چیزی نیاز داری
فقط الان وقت دارم
الان!؟
مشکلی هست؟
با اینکه اینقدر هول کیرمی
بازم بخاطر غرورت همش بهم دستور میدی
باشه
نیم ساعت دیگه
بیا دفترم
اینجایی پروفسور!؟
بیا داخل
زود اومدی
میخوای بعدا
برگردم!؟
نه، مشکلی نیست
باشه
هم
خیله خب
بیا بخورش
یونجون
جویون کانگ
انگار یادت رفته
من کی هستم!؟
انگار برات
سوءتفاهم شده
ما فقط امروز
سکس داشتیم
همین
انتظار داری با
احترام باهات حرف بزنم!!؟
یا چون یه زن
متاهلی؟
چون استادمی؟
انگار نمیدونی معنی اون
عکسی که فرستادی چیه؟
امکان نداره نفهمم
منظورت چیه
میدونی چه فکری میکنی
انگار از لذت زیاد
زود وا دادم
ولی تا چه حد؟
بیا اینجا و
دامنت رو بزن بالا
برگرد و خم شو
تو هم میدونی
این چقدر مسخره ست
مگه نه؟
کل روز با هدیهای که
دانشجوت بهت داده راه میری
توی سوراخی فروش کردی که
حتی برای سکس نیست
ولی بازم غرورت
رو نمیتونی کنار بذاری
این غرورت توی
یه لحظه میشکنه
پروفسور
هااع
هاه
هااع
اون چیه؟
دوربین!؟
داری فیلم
میگیری؟
برای چی؟؟
نکنه میخواد ازم شکایت کنه؟
نه، اگه اینجوری بود
عکسای لختشو
برام نمیفرستاد
خودت رو جمع
و جور کن یونجون
اون دوربین چیه؟
داری واسه تایم جق زدنت
فیلم میگیری؟
وقتی دیدمش فهمیدم
حالا که دوربین رو دیدم
مطمئن شدم یه هدف دیگه داره
ولی واقعاً هدفش چیه؟