جقی آلفا قسمت ۱۰۱ از ۱۱۸۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
کی گفته میتونی
بخوابی؟
هووو
من لباس ندارم
چرا پرتم کردین تو اب
لباسای منو بگیر
شوخی نکن
یه مرد با
اون همه زن
نکنه ارباب برده ای
چیزین؟
اوی
کجا میری؟
گفتی قبل از
کتک زدنش حرف میزنی باهاش
میخواستم
ولی الان دیگه نه
باید یه چیزی
بهش بگم
جقی الفا
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
بگیرششش
سودااام
ضعیف ترینشون
پیدا شد
بسه بسههه
اوی
چیکار میکنی
خواهر؟
اون خواهر
بزرگته؟
ظاهراً اینطوریه
اوی پسر
بیا اینجا
چرا اومدی
آبجی
از کی اینجایی
دخالت نکن
میای یا نه؟
نـ نرو
نرم؟
مشخصه که کار خوبی
باهام نداره
ولی اگه باهاش نرم
نمیدونم ممکنه چیکار کنم
زودی برمیگردم
چیشده؟
چرا خواهرت
اینجاست
نمیدونم
میترسم
پس تو خواهر
یوری هستی
چی میخوای
ازم؟
نمیدونم از کجا
باید شروع کنم
شاید حرکت زشت دیروزت
میدونی که همشو از اتاق
بغلی شنیدیم؟
جدا؟
ببخشید
حتما خیلی اذیت شدی
یعنی چی اذیت؟
همینو فقط میتونی بگی؟
از الان به بعد
بیشتر مراقبم
بیرون انجامش نمیدم
فکر کردم ساکت
بودنمون اوکی باشه
شوخیت گرفته؟
مهم بیرون یا داخل
نیست
مهم شماهایین
خجالت نمیکشی؟
یوری نمیدونست
تو اینجایی
یواشکی اومدی
که ببینی خواهرت
با کیه؟
اره
پس کار تو که
غلط تره
حالا فهمیدی من
چه ادمیم
پس دیگه چرا دخالت میکنی؟
هممون بزرگسالیم
این به خودمون ربط داره
اینکه میخوای
دستور بدی بی ادبیه
خفه شو
به چه جراتی
با من اینطوری حرف میزنی؟
این چرت و پرت
شاید برای تو منطقی باشه
ولی برای بقیه نیست
هعی
یوری هم قبلا همینطوری بود
پس تنبیهت
میکنم تا بمیری
نمیتونم نگاه کنم
یوری گیر تو بیفته
میخوام حواسم
به جفتتون باشه
یعنی چی؟
دیگه هیچوقت یوری
رو نبین
بقیه دخترا برام مهم نیست
فقط یوری نه
فهمیدی؟
برو در خودتو
بذار فکر کردی کی هستی؟
اروم باش یوری
خواهرت
نگرانته
اروم باش
و گرنه تورم میزنم
جدا میتونیم
ایگنورش کنیم؟
نمیدونم اوضاع تو خونتون
چطوریه
اون جنده قطعا
جهنم به پا
کرده
قطعا به پدر و مادرم
گفته
اگه کنگ جویونگ
رو بندازیم به خواهرت
چی؟
هاه؟
بهش فکر کن
قطعا دیوونه
میشه برای کیر بزرگش
ها چی میگی؟
مگه تو میشناسیش
خواهر یوری
اسمش یریه
توی دبیرستان وقتی
خونه یوری بودم...
به کلکسیونش
نگاه کردیم
بابا بیخیال...
مگه نه یوری؟
اگه تو باهاش
اوکیی
هاه؟
نمیدونی
موقعیت چقدر جدیه
شایدم با ندیدن
من اوکیی
شاید شانس
دیگه ای جز امروز نداشته
باشیم
هوووف
گفتی میخوای
حرف بزنیم
باید یازده بریم
پس...
زود بگو
گفتی حواست
بهم هست نه؟
گفتم شاید شمارمو
بخوای
چی میگی؟
گوشیم کجاست
باورم نمیشه
با این نقشه دارم میرم
جلو
همین؟
هاه؟
میخواستم بدونم
چی باعث شد با بقیه
عین برده رفتار کنی
فکر کردی صرفا
چون یکم بزرگی اون پایین
قراره دلم بره؟
عین یه پسر بچه ای
که تازه پورن دیده
این دختر
جلوی من
میفهمه که بین فانتزی
و واقعیت باید فاصله بذاره
ولی...
اون پوشه
هنوزم داشت اپدیت میشد
امکان نداره که
به عنوان یه زن دلت
کیر بزرگ نخواد
تازه قد و قیافت
هم خوبه
اگه به خودت
باور نداری به اونا
باور کن
ما؟
فکر کردی
همینطوری عاشقت شدیم؟
نه دارم مجبورت
میکنم
لازم نیست انجامش
بدی
اون مشکل منه
پس من حلش میکنم
یوری و من
همدیگه رو دوست داریم
اینطوری با کسی
که دوستت داره رفتار
میکنی؟
این توافق جفتمونه
توافق؟
کصشر نگو
یوری یه رابطه
خاص میخواست
منم باهاش اوکی بودم
اگه یوری بخواد
باهام عین یه دیلدو بیست و چهار سانتی
برخورد کنه بازم اوکیم
د فاک؟
یعنی چی؟
بیست و چهار
سانت؟!؟
این زن واقعا کیر
بزرگ میخواد
ولی داره خوب کنترلش میکنه
ولی باید بیشتر تلاش کنم
باورم نمیکنی؟
نشونت بدم؟
چی؟ چیو
نشون بدی؟
تا جایی که
با خودش روراست باشه
پایان

قسمت 101 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 102

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
سرعت