جقی آلفا قسمت ۲۱ از ۱۱۹۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
قسمت 21
منم...
لطفا منو
بکن...
هاا...؟!
باید اینجوری
رفتار کنم...؟
اوم
اومم
جقی آلفا
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
چه خبره؟!
بیک یوری اینجا
چیکار میکنه؟
پس کسی که داشت منو
تا الان تو این وضع تماشا
میکرد،
بیک یوری
بود؟
با اینکه همه چیزو
بهش نشون دادم، ولی
خطر قرمزی وجود داشت که
تمیخواستم ردش کنم،
الان دلم میخواد
حسابی کتکش
بزنم...
نه وایسا،
دویون تو
مازوخیستی،
که این یعنی
دوست داری جلوی
بقیه تحقیر بشی درسته؟
بله، ارباب.
زیر من میخوابی
و تحقیر میشی،
چطوره یکی از
همکلاسیات رو بیارم
تا ما رو ببینه؟
مشکلی که
نداری؟
بله اربابب...
عااح‌...لعنتیی!
ولی من فکر میکردم
هنوز داریم نقش بازی
میکنیم، ای حرومزاده!
سکوت...
وقتی سال بالاییت
یه کار ازت میخواد
باید انجامش بدی،
بس کن چرت وپرت
گفتنو، اگه بیاریش
کارتمو بهت میدم
چرا باید بهم
بدیش؟
نشون میده که
من ازت پول نمیگیرم.
من هیچوقت
لجبازی نمیکنم.
با سونبام...
خوبه
من هیچوقت...
آفرین
لجبازی
نمیکنم...
تو عقل تو
کلت نیست؟
هروقت دهنشو باز میکرد
منتظر بودم منو سرزنش کنه،
همیشه میخواستم دهنشو با
کیرم پر کنم تا انقد کصشر نگه،
باید بیشتر تمرین کنی
یوری، با ساک زدنت هیچ
حسی نمیگیرم
هه هه
زبونتو به آرومی و
بدون استفاده از دندونات
حرکت بده.
اره همینطوری.
نونا، از این
به بعد دهنت
مال منه.
از امروز هر موقع
دلم بخواد کیرمو میکنم
تو دهنت پس مراقب حرفات
باش.
اگه بازم کصشر
بگی...
هه هه.
حالا همه لباساتو
آروم بکن.
پس دویون
چی؟
بهش فکر نکن
اون دوست داره
اینجوری مجازات شه.
وااای!
چطور به
اینجا رسیدیم؟
جفتمون اینجوری
لخت جلوی کانگ
جویونگ...
نگرانش نباش
و کصتو بده به من.
عااه
مشکلی نداری بعد
این همه مدت بکنمت؟
میتونستی قبلش
با دستات یا زبونت
منو آماده کنی...
عه باید
بکنم؟
ضربه نزن
بهم!!
اکه اینکارو
کنی میرم!
از مدلی که دویون
رو میکنی بدم میاد!
باشه حالا
دستتو بکش.
فکر کنم به خاطر جقی
که داشتی میزدی به اندازه
کافی خیس هستی.
بدوپ هیچ آماده سازی ای
کیرشو کرد تو حساس ترین
بخش یک زن،
ولی من حتی با عمیق ترین
تلمبه هایی که میزد هم حس
خوبی نمیگرفتم،
او وارد هسته بدن من میشد،
و باعث میشد هیچکاری
نتونم بکنم...
هااعع
چیکار میکنی؟!
بهم وقت بده
تا بهش عادت کنم
چرا تکون
میخوری؟
دارم به یکی وقت
میدم تا کصش به
کیرم عادت کنه.
هاااه...
حتی اینم خوبه.
پوست نرم و مرطوبش
و گوشه و کنار بدنش...
حس کردن دمای بدن
یکدیگر و عادت به بدن
همدیگه،
حالا میتونی
تکون بخوری.
ها؟ عه باشه.
آه آرومتر!
هی حرومزاده
بی احساس
آرومتر!
این سرعت
خوبه...؟
آرع عااح
همینقد...
مضطربم...
ولی دویون خیلی بیشتر
از چیزی که فکر میکردم
فرمان برداره،
نمیدونم چجوری
این شکلی شده.
ولی شاید من
بتونم جویونگ رو کنترل
کنم.
هاااع...
آه، آروم
باش...
دارم ارضا
میشم...
هااععع
ارضا شدمم...
چرا متوقف
شدی؟
آه...
از این سکس
بی وقفه خسته
شدم.
ولی آخه
الان؟
قیافتو اونجوری
نکن، الان میکنمت.
به خار بیک یوری،
اگه رضایت بده و
همچنان دراز بکشه،
من باید تمام حرکاتو
انجام بدم تا لذت ببره.
و اون کسیه که همیشه
همه چیزو کنترل میکنه.
فکر میکنه اگه یکم از من من
کردنش دست بکشه میتونه تمام
لذت ها رو ببره..
اگه به این فکر منم که
معمولا مقابل بقیه چطور رفتار
میکنه و بقیه چطوری با اون رفتار میکنن،
فکر کنم این براش عادیه
که اینجوری باشه.
ولی من واقعا
ازش بدم میاد.
باید قلادشو بگیرم تو دستم،
در حالیکه نقطه ضعفش
تو دست منه،
نه تنها باید کاری کنم که
غرورشو بذاره کنار، بلکه باید
رابطه سال بالایی و پایینی بین
خودمون رو هم از بین ببرم.
دارم ارضا
میشم...!
چرا وقتی داره منو
میکنه باید به دویون
توجه کنه...
از قصد میکنه تا منو
اذیت کنه؟
هاااعع...
آه دویون،
چطوری انقد
راحت ارضا میشی؟
جفتتون، برگردین.
ها؟
الان؟؟
اره مثل
دویون.
زودباش.
هااا...این پسر
واقعا...
واقعا داره اینکارو
میکنه...؟
میتونم چیزای جذابی که
ازشون لذت میبرم رو بیارم توی
یه قاب.
دوتا از کص ترین سال بالایی هام
مال خومن.
که لخت مادرزاد
جلوم قمبل کردن،
و به این شکل ازم
پیروی میکنن.
انگشتتو کجا
میبری؟!
پس هنوز میخوای مقاومت
کنی؟
بیا ببینیم بعدش
چی میشه،
پایان

قسمت 21 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 22

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی جقی آلفا
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت